واقعیت این است که در همه جوامع چنین مسایلی وجود دارد. حتی در شرایط جنگی هم بخشی از افراد و دورزنندگان تحریم ثروتمند می‌شوند. بخشی از آنان که در حرفه بازرگانی و تولید هستند، دوست دارند که تحریم‌ها تمام شود؛ چون شرایط آزاد برای همه بهتر است. ولی برخی دیگر هستند که اصولا در کارهای سیاه هستند، طبیعی است که با رفع تحریم‌ها نان آنان آجر می‌شود و مخالفت می‌کنند.

مساله ما این افراد نیستند؛ مساله اصلی استدلال‌هایی است که برخی افراد تحت تاثیر این ذی‌نفعان تحریم در دفاع از وضع موجود و تحریم‌ها می‌آورند. نگاه کنید که در دوره معجزه هزار سوم سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار درآمدهای نفتی بود، ولی دریغ از ایجاد شغل پایدار و تولید کافی.

روشن است که چرا می‌گفتند:«تحریم نمنده!» زیرا پول نفت اجازه می‌داد که چند برابر هزینه می‌کردند تا تحریم را دور بزنند، غافل از اینکه غرب هم مخالف این کار نبود، چون هم ساختار را متناسب با تحریم شکل می‌داد و هم منابع مالی کشور را نابود می‌کرد و دیر یا زود هم این منابع ته می‌کشید. تحریم در بلندمدت اثرات ویرانگری دارد. بنابراین مشکل اصلی استدلال‌هایی است که اصولگرایان تندرو، مفت و مجانی در دفاع از تحریم و به سود کاسبان تحریم و البته از موضع انقلابی مطرح می‌کنند. به نظر من، مهم‌ترین مساله رسیدن به یک تفاهم جمعی در داخل کشور به‌ویژه در ساختار قدرت است. تفاهمی که به درک و حفظ و تامین منافع ملی کمک کند. این تفاهم عامل بازدارنده در برابر بدخواهان ایران نیز هست. اکنون و با دولت جدید باید گام‌های بزرگتری به سوی بهبود شرایط برداشت. امیدوارم که شاهد این روند باشیم.