آن وقت همین را در ترکیه به قیمت ۹۰ سنت می‌فروشند. فقط حساب کنید که در طول سال چقدر به دست می‌آوردند. واقعا رقم میلیارد دلاری است. معلوم است کسی حاضر نیست از آن دل بکند.

این بنزین را می‌برند و می‌فروشند و با پول آن روپوش و پیراهن و کفش و... می‌آورند و زیر قیمت خرید در بازار داخل عرضه می‌کنند. بروید جمهوری و آن طرف‌ها ببینید چه خبر است. می‌گویند پیراهن ترک در بازار تهران ارزان‌تر از استانبول است. چرا؟

مگر می‌شود با هزینه‌ی حمل و نقل و... پیراهن ارزان‌تر تمام شود. این‌ها همه از مضرات پول بادآورده‌ی حرام قاچاق است. کسی که اقتصاد توسعه بلد است این وضع را ادامه می‌دهد؟ حاضر است دائم در حوض شکسته آب بریزد؟

بالاخره وقتی در باز است، دزد پیدا می‌شود. یعنی این ساختار ساختاری است که طبیعتا باید در آن دزد پیدا شود. وقتی بنزین در افغانستان چهل هزار تومان است، چه توقعی می‌توان داشت.باید مردم را در سود حاصل از این تفاوت قیمت شریک کرد.

شما کافی است که مردم را شریک کنی و بگویی هر چه مصرف کردی را مصرف کن و هر چه را مصرف نکردی بفروش. به قیمتی که دوست داری هم بفروش. به تازگی معامله‌ی کلانی در بورس کالا صورت گرفته؛ پنجاه میلیون متر مکعب گاز بین یک شرکت فولادی و شرکتی دیگر معامله شده است، به چه قیمت؟ به قیمت متر مکعبی یازده هزار و پانصد تومان.

خوب این قیمت مبناست. بنزین هم همین. من اگر بدانم می‌توانم باقیمانده‌ی سهمیه‌ام را به قیمت بالاتر بفروشم می‌آیم و در مصرف صرفه‌جویی می‌کنم. سی لیتر را استفاده می‌کنم و سی لیتر را به قیمت بالا در بورس می‌فروشم.

علی شمس اردکانی - خبر انلاین