برخی آمارهای اعلام شده نشان می‌دهد شرکت‌ ملی نفت ایران که باید با آرامکوی عربستان رقابت‌ می‌کرد اکنون بدهکارترین شرکت در ایران به حساب می‌آید و نمی‌تواند برای بخش‌های دیگر سرمایه ارزی فراهم کند. آمارهای دیگر از موجودی کاهنده انباشت سرمایه در ایران حکایت دارند و اینگونه شده است که می‌بینیم از یک طرف نمی‌توانیم به نیروگاه‌ها سوخت برسانیم و از سوی دیگر نیروگاه‌ها نمی‌توانند برق کافی تولید کنند. این رخدادهای تاسف‌بار نه‌تنها امروز ایرانیان را با سختی همراه کرده است بلکه فردای ناامید‌کننده‌‌ای را نیز رقم می‌زند. برخی روندها نشان می‌دهند در حالی که در آینده شاید نتوانیم به‌اندازه کافی گاز تولید کنیم بزرگ‌ترین بنگاه‌های تولیدی- صنعتی ایران بیشتر به گاز وابسته شده‌اند. وقتی نتوانیم به نیروگاه‌ها گاز برسانیم و آن‌ها نیز نتوانند برق تولید کنند نتیجه‌ این می‌شود که در آینده صادرات ایران که بخش اصلی‌اش فرآورده‌های پتروشیمی است به خطر می‌افتد. هم‌اکنون اگر ارزش صادرات فرآورده‌های پتروشیمی و فولاد و دیگر فلزات اساسی را از کل صادرات صنعتی حذف کنیم می‌بینیم که هیچ صادرات صنعتی به‌دردبخوری در ایران وجود ندارد. در آینده‌ای نه چندان دور و با کاهنده شدن سرمایه‌گذاری در نفت و گاز تنها محل درآمد ارزی ایران که صادرات نفت‌خام است نیز از دست خواهد رفت و شرایط کشور به وخامت می‌گراید. اقتصاددانان می‌گویند نظام حکمرانی باید بیش‌از‌پیش به مقوله اقتصاد اهمیت داده و راه‌هایی برای گشایش باز کند. برخی مطالعات نشان می‌دهد با وجودی که ویتنام 30سال با آمریکا جنگیده بود پس از پایان جنگ دریافت نمی‌تواند بدون باز کردن درهای کشور روی صادرات کالاهایشان به غرب به جایی برسد. آمارهای در دسترس نشان می‌دهد 90درصد صادرات صنعتی ویتنام از محل جذب سرمایه‌گذاری خارجی بوده است. نمی‌توان و نباید تا ابد درهای کشور را روی غرب به ویژه در اقتصاد بست. اقتصاد ایران نیاز به رفع تحریم دارد تا بتواند جبران خسارت‌های بزرگ رخ داده در دهه90 را برطرف کرده و نیز راه‌ را برای رشد پایدار فراهم کند. نفت و گاز ایران نباید در زمین و در دریاها و بیابان‌ها دفن شود.