سالار كاشاني، پژوهشگر همكار با سايت انسانشناسي و فرهنگ در مقالهاي مفصل به اين آسيبها توجه كرده است و پس از بررسي شرايط موجود هر ركن از جامعه ايراني، نتيجهگيري كرده است كه شخصيت بخش قابل توجهي از ايرانياني كه دچار آسيبها شدهاند «احساس ناكامي» ميكنند.
وي مينويسد: «فرد ايراني انتظار دارد با كنش فعال در ساخت خردهنظامهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي بتواند تا حد معقولي به اين انتظارات دست يابد. اما با توجه به تحليلهاي ارايه شده در بخشهاي پيشين در خصوص وضعيت هر يك از خردهنظام ها و اختلال در عملكردشان، در نيل به بسياري از انتظاراتش با شكست مواجه ميشوند. به اين ترتيب است كه ناكامي و نااميدي به سكه رايج روزگار كنوني مردمان ايراني بدل ميشود.
احساس ناكامي بهترين شرايط را براي گرايش به آسيبهاي اجتماعي فراهم ميكند. خودكشي، خشونت، اعتياد، مصرفگرايي مفرط، پرخاشگري و اسيبهاي اينچنيني، هر يك به نحوي واكنش مستقيم يا غيرمستقيم شخصيتهايي است كه هيچ راه برونرفتي در مواجهه با اين شرايط نمييابند و فساد مالي و اداري، قانونگريزي، زير پا گذاشتن حقوق ديگران، دروغگويي، دزدي، قتل و غارت واكنش مستقيم شخصيتهايي است كه رسيدن به انتظاراتشان را از طريق راههاي مشروع ناممكن مييابند و به طرق نامشروع رسيدن به اهداف تن ميدهند.»
مساله نسلها
شايد ضرورت داشته باشد كه نمونهاي عيني از مباحث عمدتا نظري درباره آسيبهاي اجتماعي ارايه شود. به نظر ميرسد در اين خصوص نتوان نمونهاي گوياتر از نسلي كه در سالهاي آغازين انقلاب اسلامي پا به عرصه حيات گذاشت و اكنون دهه سوم و چهارم عمر خود را سپري ميكند، يافت. نسلي كه در شرايط كنوني بخش عمده جمعيت فعال ايران را تشكيل ميدهد و در عين حال دچار آسيبهاي فراوان فردي و اجتماعي است. اگر با رويكرد نسلي به آمار آسيبهاي اجتماعي ايران بنگريم، سهم اين نسل تقريبا در تمامي شاخصها به نسبت ساير نسلها بالاتر است.
بخش عمدهاي از اين نسل را جواناني تشكيل ميدهند كه به اميد و آرزوي دستيابي به شرايط بهتر و زندگي مساعدتر سالهايي از عمر خود را صرف تحصيلات عمومي و دانشگاهي نمودهاند و به نسبت افزايش تحصيلات انتظارات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي گستردهتري را در خيال پروراندهاند. اكنون ساختارهاي بيمار و ناكاراي جامعه ايران تقريبا قادر به پاسخگويي به هيچ يك از انتظارات چهارگانه آنها نيست. به اين ترتيب جاي شگفتي نخواهد بود كه اين نسل ناكام و نااميد به آسيبهاي گوناگون اجتماعي دچار گردد و لاجرم بخش قابل توجهي از جمعيت فعال ايران در مغاك انحراف و نابودي مدفون شود.
مساله اعتياد به عنوان يكي از آسيبهاي عمده مبتلابه اين نسل در چارچوب تحليلي ارايه شده قابل بررسي است. جواناني كه از رسيدن به همه يا بخش عمدهاي از انتظارات خود بازماندهاند و اكنون در بند حس ناكامي و نااميدي گرفتار شدهاند، در پي عاملي براي تسكين يا لااقل فراموشي مقطعي اين حس ناخوشايند هستند و مواد مخدر و روانگردان اين امكان را دراختيار انان قرار ميدهند.
ويژگي مشترك در مصرف همه اين مواد آن است كه تغييري هر چند مقطعي در درك انسان از دنياي پيرامون به وجود ميآورد؛ دركي كه مخدوش و موهوم است اما چنين پنداشته ميشود كه تحمل واقعيت تلخ را براي مدتي سهلتر ميكند. آن هنگام كه حس ميكنيم نميتوانيم واقعيت ناخوشايند بيروني را تغيير دهيم يا تاثيري بر آن بگذاريم، شايد بكوشيم به ياري ابزارهاي مختلف، ادراكمان را از اين واقعيت دستكاري كنيم. مواد مخدر يكي از اين ابزارهاست كه بسياري از جوانان اين نسل بهاي سنگيني براي استفاده از آن ميپردازند.
احساس ناکامی، سکه رایج روزگار جوانان ایرانی
ساعت ۲۴- جامعه ایرانی مثل هر جامعه دیگری از ۴ رکن «سیاست»، «امور اجتماعی»، «فرهنگ» و «اقتصاد» تشکیل شده است که هر کدام در حکم یک پایه کلیت جامعه به حساب میآیند. جامعه امروز ایران اما با آسیبهای اساسی در هر ۴ رکن جامعه مواجه است و هر کدام از این چهار پایه به شکلی درآمده که انسان ایرانی احساس خوبی ندارد.
نظرات کاربران