این خاک، ما را پرورده. با همه‌ی رنج‌ها و زخم‌هایش، با همه‌ی کم‌لطفی‌هایی که دیده، هنوز ما را در آغوش دارد. ما در کشوری ایستاده‌ایم که اگر رهاش کنیم، هیچ‌کس از بیرون برایش دل نمی‌سوزاند. اگر ما حامی آن نباشیم، کسی بیرون از این مرزها نیست که برایش سینه سپر کند.

دوستان! می‌دانیم که اختلاف داریم. ما ایرانیان، از هر قوم و قبیله‌ای که باشیم، از هر تفکر و نگاه، دل‌نگران فردای این سرزمینیم. اما امروز، زمان دعوا نیست. زمان ایستادن کنار هم است. زمان آن است که با هم، نه علیه هم، بجنگیم؛ نه با اسلحه، بلکه با فهم، با صداقت، با شجاعت.

ما باید هوای ایران را داشته باشیم، چون ایران، هوای دیگری را ندارد جز ما.

ما این خانه را از نو خواهیم ساخت، نه با نفرت، بلکه با همدلی. نه با بی‌اعتمادی، بلکه با باور به توان خودمان. نه با امید به بیگانه، بلکه با امید به خودمان.

دست‌به‌دست هم دهیم تا بماند، تا دوباره برخیزد، تا فرزندان‌مان نگویند ما تماشاگر ویرانی بودیم.

ایران، خانه‌ی ماست. و ما، نگهبانان آنیم.