اما همین خبرگزاری‌ها درباره پیامدهای جنگ برمتغیرهای کلان ونیز بر بازارها ونیز حال و روز شهروندان را فراموش کرده و چیزی در این باره نمی نویسند.  نهادهای پژوهشی مثل موسسه عالی مدیریت و برنامه ریزی ، موسسه پژوهش‌های بازرگانی ، مرکز بررسی‌های استراتِک ریاست جمهوری و...نیز در این باره سکوت کرده‌اند. اقتصاددانان ، فعالان اقتصادی ونیز کارشناسان نیز به احترام جنگ لابد چیزی نمی‌گویند و نمی نویسند. تنها خبرهای منتشر شده درباره اقتصاد دررسانه‌های رسمی اقتصاد بخور ونمیر با آماده سازی آذوقه از مسیر واردات و توزیع در بازارها برای شهروندان ونیز خبرهای مربوط به کالا برگ و یارانه است.

بیشترین حرفها در این باره از سوی مدیران وزارت جهاد کشاورزی ونیز معاون اول ریاست جمهوری است و نیز برخی از مدیران بخش خصوصی مرتبط با واردات و توزیع کالا است. 

چیزی که جایش خالی است تحلیل اقتصاد کلان پس از جنگ است. در صورتی که جنگ به هرشکل تمام شود باید دستور بازسازی مناطق و مراکز گوناگون آسیب دیده از جنگ ، بازسازی ونوسازی تسلیحات نظامی که دراین جنگ از دست رفته‌اند ونیز تامین منابع مالی و مواد اولیه برای تولید صنعتی ، ترمیم قدرت خرید مصرف کنندگان برای فراراز رکود ومهمتر از همه کاهش نرخ تورم است.

این‌ها به آسانی به دست نمی آیند ونیاز به منابع مالی و ارزی قابل اعتنایی دارند که اگر جنگ با صورتی روشن تمام شود می‌توان به دست آورد البته بازهم به سختی. اما اگر جنگ در شرایط نامساعت تمام شود و جمهوری اسلامی همچنان با تحریم‌های فعلی ونیز تحریم‌های تازه روبه رو شود تامین سرمایه ریالی جز ار مسیر انتشار پول داغ ممکن نیست و سرمایه ارزی نیز به آسانی به دست نمی آید.

واقعیت این است که در این روزها و در هنگامه جنگ اقتصادایران ونیازمندی‌های شهروندان نباید در چاله بیفتد و ناپدید شود. بهتر است رییس بانک مرکزی ، وزیر اقتصاد ونیز رییس سازمان برنامه و بودجه بیایند و حرف بزنند. . رشد نرخ بیکاری و کاهش رفاه مردم در صورت دوم با احتمال وقوع بالا روبه رو است.