در بزنگاه حادثه هم کاملا علیه شما موضع می‌گیرد. چینی‌ها بارها گفته‌اند برای تعمیق روابط اقتصادی با ما، مشکل‌تان را با آمریکا حل کنید و این همان لحظه‌ای است که تفکیک متحد را از واسطه بازمی‌شناساند. چینی‌ها حتی توسعه روابط با کشورهای خلیج فارس را بر توسعه روابط با ایران برتری داده‌اند.

«متحد استراتژیک» پیوندهای قوی ژئوپلیتیک، نظامی، اقتصادی یا فرهنگی دارد که سبب می‌شود روابطی پایدار شکل بگیرد. در چنین صورتی طرفین بیش از پیش به گسترش روابط اقتصادی همت می‌گمارند و در مناسبات خود با طرف‌های دیگری همچون آمریکا به‌ دلیل تعمیق روابط اقتصادی-ژئوپلیتیک ملاحظه روابط دوجانبه خود را می‌کنند.

روابط ایران و چین در این سطح نیست و شماری از تحلیلگران و مقامات ایرانی هنوز به درستی به تفکیک «متحد-واسطه» دقت نکرده‌اند و هنوز چین را متحدی استراتژیک می‌پندارند. درحالی‌که همین کشور در برخی قطع‌نامه‌های شورای امنیت و در ادعاهای امارات بر جزایر سه‌گانه منافع استراتژیک خود را بر واسطه‌گری‌های گاه و بیگاه خود ترجیح داده و هنوز تفاهم‌نامه 25ساله را اجرا نکرده است.

2- معضل یک واسطه آن است که وابستگی پدید آید و به «واسطه استراتژیک» تبدیل شود، چون آن کشور می‌تواند دقیقا در راستای منافع مخالفان شما وارد معرکه شود. مثلا درباره تنگه هرمز منافع چین می‌تواند سبب شود شما از مزیت خود در تنگه هرمز استفاده نکنید و چین و آمریکا به یکدیگر بپیوندند.

از همین رو بود که سالیانی چند بسیاری از تحلیلگران در بستن تنگه هرمز توسط ایران تردید داشتند. اینک همان لحظه تاریخی است که چین در آستانه مرز میان متحد و واسطه ایستاده است و ممکن است در واسطه‌گری‌اش در این موضوع حیاتی چرخشی به سوی آمریکا داشته باشد. واسطه استراتژیک می‌تواند یک بازی خطرناک باشد.

اعتماد