سناریوی نخست: تعادل شکننده و تداوم وضع موجود، بدون جراحی نهادی و مالی. در این سناریو، انجماد منابع در تله بدهی‌های بانکی، اقتصاد را در نقطه تعادلی ناپایدار نگه می‌دارد. اما این سناریو به‌دلیل هزینه‌های فزاینده تداوم، ذاتا ناپایدار است و دیر یا زود باید از آن خارج شد.

سناریوی دوم: فرسایش تدریجی و تداوم روندهای کنونی با تشدید تدریجی تنگناها. این سناریو بیشتر یک هشدار است تا یک پیش‌بینی؛ چراکه تجربه تاریخی نشان داده، جوامع معمولا پیش از رسیدن به نقطه فرسایش غیرقابل‌بازگشت، واکنش نشان می‌دهند.

سناریوی سوم: شوک اصلاحی و اجرای بسته‌ای منسجم از اصلاحات ساختاری با ضرباهنگ بالا. موفقیت این سناریو به درجه قطعیت حاکمیت در اجرای قوانین حمایتی از سرمایه مولد وابسته است. نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از تمکن نهادی برای اجرای چنین شوکی در اقتصاد ایران وجود دارد؛ از جمله تجربه قابل بحث اصلاح قیمت حامل‌های انرژی در دهه گذشته که با وجود همه دشواری‌ها، به برخی نتابج رسید.

سناریوی چهارم: بازآفرینی نهادی و فراتر از اصلاحات فنی، بازطراحی بنیادین قواعد بازی در عرصه سیاستگذاری پولی، مالی و ارزی. این سناریو بلندپروازانه‌ترین و در عین حال پایدارترین مسیر است.