کد خبر 663816

حق مردم ایران سقوط رفاه مادی نیست

ساعت 24 -شهروندان جهانی با سخت‌کوشی و نیز با فداکاری در پویش تاریخ توانسته‌اند به این نقطه برسند که می‌شود بخشی از آزادی‌ها را برای دوره‌ای قانونی به نهاد حکومت تفویض و در مقابل نهادهای حکومتی موظفند با سیاستگذاری کارآمد راه را برای افزایش رفاه مادی شهروندان هموار کنند.

این دادوستد میان مردم و حکومت غیرقابل تغییر است و حکومت‌ها نباید هیچ‌چیز دیگری را جایگزین این تعهد خود کنند. بدیهی است اگر نهاد حاکمیتی به هر دلیل راهی را رفت که نه‌تنها به رفاه مادی شهروندان یاری نرساند بلکه راه را برای فعالیت‌های درست نیز سد کرد باید در رفتارش تجدیدنظر کند. شوربختانه نهاد دولت در ایران در نیم‌سده تازه‌سپری‌شده راهبرد و سیاست‌هایی برگزیده که افزایش رفاه بیشتر شهروندان نه‌تنها بیشتر نشده بلکه روندی کاهنده را تجربه کرده است.

سیاستگذاری اقتصادی به‌مثابه چراغ راهنما و پیش‌برنده توسعه ملی در همه نیم‌سده تازه‌سپری‌شده گونه‌ای بوده که درآمد سرانه و سطح رفاه ایرانیان از کشورهایی مثل ترکیه و کره‌جنوبی بسیار عقب‌مانده است. در این دوره کشورهایی کوچک و پرتکاپو در شرق آسیا و نیز حتی در آفریقا و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز از ایران جلو زده‌اند.

نمود و نماد عقب‌ماندگی ایرانیان را می‌توان در چند شاخص مهم دید که رییس بانک مرکزی آن‌ها را در یک همایش بر زبان آورد. عبدالناصر همتی گفته است براساس حساب‌های ملی بانک مرکزی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در فصل سوم سال۱۴۰۴ رشد سرمایه‌گذاری منفی ۲/‏۱۳‌درصد بود.

این ارقام نشان می‌دهد کاهش سرمایه‌گذاری امروز، ظرفیت رشد اقتصاد در سال‌های آینده را نیز محدود می‌کند. براساس آمار بانک جهانی، درآمد ناخالص داخلی واقعی به‌ازای هر ایرانی، به قیمت‌های ثابت سال۱۴۰۰، در سال۱۳۹۰ حدود ۱۴۱‌میلیون تومان بود. این رقم در سال ۱۴۰۳ به حدود ۷۵‌میلیون تومان رسیده یعنی درآمد واقعی سرانه در این دوره حدود ۴۷‌درصد کاهش یافته و به‌اندکی بیش از نصف سطح سال۱۳۹۰ رسیده است.

آیا این رخداد تاسف‌آور حق ایرانیانی است که به‌سختی کار می‌کنند و شمار قابل‌اعتنایی از آن‌ها در دوجا فعالیت دارند؟ به‌نظر می‌رسد باید در سیاستگذاری‌های کلان دگرگونی ساختاری رخ دهد و راه سپری‌شده در نیم‌سده نرسیده به سال ۱۴۰۵ کنار گذاشته شود.

نمی‌توان در حالی که با بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان پنجه‌درپنجه می‌اندازیم و تحریم‌های گسترده را بر اقتصاد کشور تحمیل کرده‌ایم انتظار رشد مناسب هم داشته باشیم. برای رسیدن به سطحی قابل قبول از رفاه مردم راهبرد اجراشده جواب نمی‌دهد و باید راه دیگری رفت.

باید فهمیده شود ادامه راهبرد اداره کشور با همین دست‌فرمان مردم را به سقوط مادی می‌رساند. این حق مردم ایران نیست که هرروز با بیم و هراس به‌قیمت‌های کالاهای اساسی برای زنده ماندن چشم بدوزند و از سوی دیگر به درآمد فریزشده توجه کنند. چه باید رخ دهد که بدانیم راه رفته‌شده جواب نمی‌دهد و باید راه دیگری رفت.