بازیگرانی که شاید در آغاز بحران ترجیح می‌دادند فاصله خود را حفظ کنند، در صورت تهدید مستقیم منافعشان ممکن بود به همکاری امنیتی گسترده‌تر با ایالات متحده سوق یابند. در سیاست بین‌الملل، ائتلاف‌ها بیش از آنکه محصول دوستی باشند، محصول ادراک مشترک از تهدید هستند.

هم‌زمان، رژیم صهیونیستی نیز در یک جنگ فرسایشی فرصت بیشتری برای تطبیق تاکتیکی، بازسازی ظرفیت‌ها، هدف قراردادن شبکه‌های هم‌پیمان ایران و بهره‌گیری از پشتیبانی خارجی پیدا می‌کرد. زمان، برخلاف تصور رایج، همیشه به سود طرفی که مقاومت می‌کند عمل نمی‌کند؛ گاه زمان به همان اندازه در خدمت طرفی قرار می‌گیرد که از انسجام نهادی، فناوری پیشرفته‌تر، دسترسی بیشتر به حمایت خارجی و ظرفیت بالاتر برای پیشبرد اهداف عملیاتی برخوردار است.

ممکن است این اعتراض مطرح شود که آیا خود مذاکره نیز به طرف مقابل زمان نمی‌دهد؟ آیا دیپلماسی، به‌ویژه وقتی به نتیجه نهایی نمی‌رسد، صرفاً به رقیب فرصت بازیابی و آماده‌سازی بیشتر نمی‌بخشد؟ این اعتراض جدی است و نباید نادیده گرفته شود، اما پاسخ تحلیلی به آن، نفی مسئله نیست، بلکه مقایسه گزینه‌هاست.  اگر هر دو مسیر، هم مذاکره و هم ادامه جنگ، برای طرف مقابل زمان می‌خریدند، آنگاه پرسش تعیین‌کننده این است که کدام مسیر برای ایران هزینه کمتری داشت، انعطاف بیشتری ایجاد می‌کرد، دامنه خطر را محدودتر نگه می‌داشت و امکان بازسازی ظرفیت‌های داخلی را بیشتر فراهم می‌آورد. عقلانیت راهبردی در چنین موقعیت‌هایی نه از حذف کامل هزینه، بلکه از انتخاب هزینه کمتر حاصل می‌شود.

شورای راهبردی روابط خارجی