راهبردهای جمهوری اسلامی
ساعت 24 - برپایه دیدههایی که نمیشود آنها را پنهان کرد نظام جمهوری اسلامی با همه ارکان حاکمیتی خود شامل نهادهای اصلی مثل نهاد رهبری، نهاد سپاه پاسداران، نهاد مجلس و دولت و قوهقضاییه نزدیک به ۴۷سال است با تصمیمهای منطقهای و جهانی آمریکا ستیز دارد.
این ستیز از نظر برخی از مهمترین نهادهای حاکمیت ابدی است زیرا نظام جمهوری اسلامی استکبارستیز است و آمریکا نیز نماد فکری و عملی استکبار است. این آمریکاستیزی از سال۱۳۹۷ و با در اختیار گرفتن کاخ سفید به دست جمهوریخواهان و دونالد ترامپ و نیروی فکری- اجرایی او با شتاب و جهش روبهرو شده است.
تحریمهای گسترده اقتصادی- سیاسی سالهای۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ و ادامه آن از دو سال پیش جمهوری اسلامی را به نقطهای کشاند که ناچار به جنگ با اسرائیل و آمریکا شده است.
در این روزهایی که جنگ علنی و نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل به مردم ایران تحمیل شد همه تواناییهای تاریخی، مزیتهای جغرافیایی، سرمایهگذاری دههاساله در زیرساختها و از همه مهمتر نهاد مداراجویی ایرانیان اکنون به هر ترتیب یکسره در خدمت گردانندگان جنگ و ستیز با ایالاتمتحده آمریکا قرار دارد. گردانندگان کشور و جنگ در برابر این میزان مدارا و شکیبایی ایرانیان که از نظر روحی با آسیبهای جدی روبهرو شدهاند و نیز از نظر مادی با تنگناهای بنیادین دستوپنجه نرم میکنند باید جواب داشته باشند.
پرسش شهروندان ایرانی از مدیران جنگ و کشور این است که راهبرد چیست؟ آیا راهبرد این است که نظام سیاسی آمریکا از نظر نظامی شکست بخورد؟ به این معنا که روزی برسد که رهبری وقت آمریکا آشکارا بگوید از جمهوری اسلامی شکست خوردیم؟ واقعیت این است که این راهبرد بسیار بلندپروازانه است و با برآوردهایی که از نیروی نظامی جمهوری اسلامی و آمریکا وجود دارد به معجزه و به هوشمندی فوقالعاده در ارائه تاکتیکهای نظامی نیاز دارد. راهبرد دیگر این است که نظام سیاسی آمریکا این را بفهمد که نمیتواند نظام جمهوری اسلامی را تغییر دهد و باید براساس این راهبرد تا جایی جنگید که آمریکا در پیشبرد جنگ به بنبست برسد. این راهبرد نیز سخت است اما توانایی بیشتری در انعطافپذیری دارد.
در صورتی که این راهبرد در دستورکار است حالا باید در کنار جنگ نظامی به نبرد سیاسی هم بها داد.
مدیران جنگ و کشور باید راهبرد خود را برپایه تواناییهای واقعی ایران بگیرند و باید به این بیندیشند که نمیشود جغرافیای ایران را دگرگون و با همسایههای تازهای زندگی کرد.
پس باید راهی در پیش گرفته شود که این را در معادلات بشود گنجاند. جز این و مهمتر از این راهبردی باید در دستور کار باشد که شهروندان آن را برای آینده خود و فرزندان و کشورشان مفید و قابل قبول بدانند.
مردم اساس و پایه این سرزمین به حساب میآیند و انتظار دارند جنگ یا صلح براساس خواسته آنها باشد و نباید مردم و کشور در وضعیت خطرناکتر از این قرار گیرند.