در چنین شرایطی، طبیعی است که بخش بزرگی از توان سیاستگذار صرف مدیریت بحرانهای روزمره شود. اما پرسش مهمتر این است که چرا اساسا این تعداد بحران بردوش دولت انباشته شده است؟
تفاوت اصلی دولتهای توسعهگرا با دولتهای بحرانزده در همین نقطه است؛ دولتهای توسعهگرا مسائل را زمانی حل میکنند که هنوز کوچک هستند و هزینه اصلاحشان اندک است؛ اما دولتهای بحرانزده اجازه میدهند مسائل آنقدر به تعویق بیفتند تا به مشکلاتی پیچیده و سپس به بحرانهایی پرهزینه تبدیل شوند؛ بحرانهایی که دیگر نه راهحل سادهای دارند و نه هزینه سیاسی و اجتماعی حلشان قابل تحمل است.
حکمرانی خوب با حل بحران تعریف نمیشود؛ با جلوگیری از تبدیل شدن مسائل به بحران تعریف میشود. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخش بزرگی از توان سیاستگذار صرف مدیریت بحرانهای روزمره شود. اما پرسش مهمتر این است که چرا اساسا این تعداد بحران بردوش دولت انباشته شده است؟
تفاوت اصلی دولتهای توسعهگرا با دولتهای بحرانزده در همین نقطه است؛ دولتهای توسعهگرا مسائل را زمانی حل میکنند که هنوز کوچک هستند و هزینه اصلاحشان اندک است؛ اما دولتهای بحرانزده اجازه میدهند مسائل آنقدر به تعویق بیفتند تا به مشکلاتی پیچیده و سپس به بحرانهایی پرهزینه تبدیل شوند؛ بحرانهایی که دیگر نه راهحل سادهای دارند و نه هزینه سیاسی و اجتماعی حلشان قابل تحمل است.
مسایل کوچک امروز ؛ بحران های پیچیده فردا
ساعت 24-حکمرانی خوب با حل بحران تعریف نمیشود؛ با جلوگیری از تبدیل شدن مسائل به بحران تعریف میشود. دولت ایران امروز با انبوهی از بحرانهای همزمان دستوپنجه نرم میکند؛ از ناترازی انرژی، آب و صندوقهای بازنشستگی گرفته تا تورم، آلودگی هوا، کسری بودجه، افت سرمایهگذاری و پیامدهای جنگ .
نظرات کاربران