این چیزی است که در عمل نیز شاهد آن هستیم. نظام سیاسی حاکم بر آمریکا و رییس‌جمهور شگفت‌انگیز آن در یک‌سال تازه‌سپری‌شده فریبکاری و نیز استفاده از هر ابزار را در دستور کار داشته است. استفاده از نیروی نظامی اسرائیل برای یورش به ایران در خرداد سال گذشته یکی از کارهایی است که این شیطان درگیر با جمهوری اسلامی نشان داد.
 استفاده از فریب در نبرد با ایران در یک‌سال اخیر را بارها دیده‌ایم. به طور مثال در حالی که جمهوری اسلامی تصور می‌کرد در تفاهمنامه توانسته است تنگه هرمز را زیر بلیت خود آورد آمریکا راه تازه‌ای برای عبور کشتی‌ها در بخش عمان هرمز بازکرده است که محل اختلاف و جنگ تازه محدود در جنوب ایران شد.

آمریکایی‌ها اما در جنگ با جمهوری اسلامی حالا برگ تازه‌ای که استفاده از توانایی نظامی کشور اوکراین است را رو کرده‌اند. اوکراینی‌ها به هر دلیل و با همکاری هر کشور و وعده‌هایی که دولت‌های منطقه داده‌اند سرانجام به این نتیجه رسیده‌اند که باید با ایران از سر جنگ درآیند. 
نابود کردن یک کشتی ایرانی در دریای خزر به دست نیروهای اوکراینی و توجیه این کشور در روزهای گذاشته حالا این گمانه‌زنی را پدیدار کرده که اوکراین دست همکاری به که داده است. واقعیت این است که نیروهای نظامی اوکراین در تجربه جنگ چهارساله با روسیه که یکی از نیرومند‌ترین ارتش‌های دنیا را دارد ورزیده شده‌اند و کمک‌های نظامی اروپایی‌ها و نیز احتمالا کمک‌های مالی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در این مسیر به اوکراین کمک کرده است. 
برخی تحلیل‌ها این است که آمریکایی‌ها می‌خواهند همان نقشی که حوثی‌های یمن در برابر عربستان دارند را به اوکراین بدهند تا بخشی از انرژی و نیروی ایران را به خود اختصاص دهد.

مدیران جمهوری اسلامی بلافاصله پس از حمله اوکراین به کشتی ایرانی در خزر به «کی‌ف» هشدار داده‌اند این حمله آنها بی‌پاسخ نمی‌ماند و اوکراین باید منتظر حمله غافلگیرکننده و حتمی ایران باشد. آیا جمهوری اسلامی بدون توجه به پیامدهای حمله به اوکراین باید حمله متقابل به این کشور را در دستورکار قرار دهد؟ 
آنطور که از گفته مدیران و اداره‌کنندگان برمی‌آید دست‌کم در روزهای بلافاصله پس از حمله اوکراین این راهبرد در دستور کار بوده است. البته اداره‌کنندگان جنگ با توجه به مجموعه مسائل و معادلات موجود تصمیم خواهند گرفت اما کارشناسان باور دارند باید از ترفندهای شیطان دوری کرد و بی‌گدار به تله اوکراین نیفتاد. بازکردن یک جبهه در جنگ می‌تواند برای مردم ایران سختی بیشتری به بار آورد. پرس‌وجو از افکار عمومی برای این تصمیم ضرورت اجتناب‌ناپذیر دارد.