در مراسم یازدهمین سالگرد درگذشت «حسین منزوی» که ۲۰ اردیبهشت برگزار شد، بهروز منزوی - برادر این شاعر فقید - اظهار کرد: در حال رایزنی برای چاپ اشعار ترکی حسین منزوی هستیم. در حال حاضر صحبت‌های مقدماتی با انتشارات فصل پنجم صورت گرفته و امید است به زودی این اتفاق رخ دهد.

وی با بیان اینکه همواره سعی داشته است که وارد مقوله فنی و ادبی شعرهای برادرش نشود، افزود: شاعران امروز باید بی‌پروایی و جسارت و همین‌طور آزاد‌اندیشی را از منزوی بیاموزند، چرا که منزوی روح بی‌پروا و جسوری داشت.

منزوی همچنین با بیان اینکه شاعرانگی برادرش تقلیدشدنی نیست، خاطرنشان کرد: شاعر بودن یک نزدیکی و همچنین خلوص و گذراندن همه پدیده‌ها و اتفاقات اطراف از فیلتر شعر است و منزوی مصداق عینی این مقوله بود.

در ادامه این مراسم حسین بخشی عضو هیات علمی دانشگاه زنجان با بیان اینکه قالب تغزل فطرت انسان طالب عشق و محبت است، ادامه داد: در عصر حاضر بعد از دوره نیما و قالب نیمایی، قالب شعر به سمت تغزل گرایش یافته است.

او با بیان اینکه می‌توان دوره شعری ایران را به سه دوره تقسیم‌بندی کرد، ادامه داد: یک دوره مشروطه است شامل ۲۰ سال دوران مشروطه ایران و در این دوره دو عنصر سنت و مدرنیته در قالب‌های شعری خو را نشان می‌دهند. نسبت اشعار مدرن و سنتی نسبت پنجاه به پنجاه دارد و غزل در این دوره با چنین سرنوشتی برخورد دارد. دوران دوم شعری ایران دهه ۴۰ تا ۵۷ است که عنصر مدرنیته غلبه پیدا می‌کند و یک برخورد ناهمگون صورت می‌گیرد، شعر سپید اوج می‌گیرد و شاعرانی نظیر احمد شاملو و فروغ فرخزاد ظهور می‌کنند. دوره سوم مربوط به دوران پس از انقلاب است و چون انقلاب ایران یک انقلاب دینی بود از همین ره‌یافت این دوره مبتنی بر بازگشت به برخی از ارزش‌های سنتی و در نتیجه آن بازگشت به عرصه‌های سنتی شعر است و یکی از قالب‌های کلاسیک قالب غزل است.

او خاطرنشان کرد: از بین غزل‌سرایان دهه‌های ۴۰ تا ۵۷، منزوی بزرگ‌ترین و خلاق‌ترین غزل‌پرداز ایران بوده است. هیچ شاعری به اندازه او در غزل‌سرایی تبحر نداشته و از لحاظ فکری و اندیشه هم خلاق‌ترین شاعر غزل‌سرای معاصر است.

بخشی همچنین با تقسیم‌بندی غزل به دو گروه غزل کلاسیک و غزل معاصر به مقایسه شعرهای شهریار و منزوی پرداخت و تصریح کرد: اگر بخواهیم اشعار این دو شاعر را مقایسه کنیم می‌توان شهریار را استاد غزل کلاسیک و منزوی را سلطان غزل معاصر دانست.

وی ادامه داد: عنصر مهم غزل منزوی «عشق» است و عشقی که منزوی بیان می‌کند به نوعی با شاعران دیگر متفاوت است.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: همواره در اشعار کلاسیک عشقی که شاعران مطرح می‌کنند عشقی منفعل و شخصیت شاعر به نوعی ذلیل عشق بوده است، اما منزوی در اشعارش به عشق رویکرد جدیدی دارد و عشقی حماسی می‌آفریند. در غزل کلاسیک فارسی شاعر همراه با عشق انفعال و ذلت را به مخاطب تزریق می‌کند، ولی در اشعار منزوی عشق همراه با حماسه و عزت به مخاطب عرضه می‌شود.

او همچنین با بیان اینکه منزوی و شهریار هر دو جزو کسانی بوده‌اند که به دو مقوله ملیت و قومیت اشاره داشته‌اند، افزود: در دوره‌های مختلف، شاعران افراط‌گرایی داشته‌اند که همواره ملیت‌گرایی و یا قومیت‌گرایی را بر دیگری ترجیح می‌دادند، اما منزوی همانند شهریار بین این دو مقوله پیوند می‌زند و در واقع قومیت و ملیت را با هم تلفیق می‌کند.

در ادامه مراسم یکی از شاگردان منزوی پس از خواندن چند شعر از او، اظهار کرد: وقتی از شعر صحبت می‌کنیم در واقع درباره مهندسی جنون‌آمیز کلمات صحبت می‌کنیم.

امیرحسین الله‌یاری با بیان اینکه منزوی علاوه بر مهندسی کلمات سعی در رساندن معنا و مفهوم و کلمه را به مخاطب داشته است، اظهار کرد: صرف گفتن اینکه منزوی تمام قواعد قالب‌های شعری را رعایت می‌کرد درست نیست، او همواره سعی در انتقال معنا و مفهوم و کلمه را داشت و قالب نه اینکه مغفول قرار گیرد اما همواره یک قدم از معنا و مفهوم عقب‌تر بود.

او همچنین با مقایسه شعرهای سعدی و منزوی خاطرنشان کرد: منزوی سعدی زمانه ماست، نه اینکه زبان منزوی به زبان شعری سعدی نزدیک باشد، اما مفهومی را که سعدی سعی در انتقال آن داشته می‌توان در اشعار منزوی یافت.