با توجه به ترکیب بیکاران که سهم قابل‌اعتنایی از آنها را جوانان دارای مدرک کارشناسی تشکیل می‌دهند ابعاد تاریک این بازار را برجسته می‌کند.

یکی از دلایل اصلی رشد شمار بیکاران، نرخ منفی سرمایه‌گذاری در بخش صنعت است. کاهش سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصاد ایران به‌حساب می‌آید که در صورت تداوم می‌تواند بر تولید، درآمد ملی و اشتغال اثر منفی بگذارد.

آمارهای ارائه‌شده از سوی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد برخلاف رشد اسمی سرمایه‌گذاری در تولید صنعتی اما به‌طور واقعی و با لحاظ کردن تورم، این مقوله نیز روندی کاهنده دارد. اگرچه سرمایه‌گذاری به‌صورت اسمی افزایش یافته اما به‌دلیل کاهش ارزش پول ملی، در عمل و به‌صورت حقیقی روندی کاهشی داشته است.

 کاهش سرمایه‌گذاری در چنین شرایطی به‌طور طبیعی ظرفیت تولید را کاهش می‌دهد، درآمد کشور را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و به افت اشتغال منجر می‌شود.

 رکود بازار مسکن نیز مزید برعلت شده و بر ابعاد بیکاری ایرانیان و نیز رکود سرمایه‌گذاری افزوده است. در صورتی که یادمان بیاید توسعه صادرات غیر از نفت نیز به‌دلیل کاهش تولید و صادرات فرآورده‌های پتروشیمی و نیز حتی صادرات نفت‌خام در موقعیت شکننده و کاهنده قرار دارد، می‌توانیم به روزگار اقتصاد ناتوان‌شده کشور نگاهی تازه داشته باشیم.

 به این ترتیب و درصورتی‌که سیاستگذاری کلان اقتصادی زیر ضرب تحریم و جنگ قرار داشته باشند بیم آن می‌رود که اقتصاد و کسب‌وکار شهروندان از مرز توقف نسبی و کوتاه‌مدت عبور کند و به توقف کامل برسد.

 ناگفته پیداست که رسیدن به این نقطه بنیان پایداری کشور را مخدوش کرده و پایه‌های سیاست، فرهنگ و امور اجتماعی را چنان سست می‌کند که یارای ایستادن را از دست بدهند. این وضعیتی بسیار خطرناک است که باید آرزو کنیم از آن دور شده و اقتصاد کشور از ویرانی رها یابد.

اگرچه نمی‌توان داوری کرد که همه نشانه‌های زوال اقتصاد به جنگ یک‌ساله گره خورده است اما می‌توان تصدیق کرد خطرهای پیش‌رو برای کسب‌وکار ایرانیان و سخت‌تر کردن معیشت آنان از جنگ سهم بیشتری داشته باشد.

باید دوره ابهام و بلاتکلیفی در جنگ به‌صورتی که بر مردم سختی کمتری تحمیل شود را هرچه زودتر سپری کرد و دوره استخوان لای زخم را پایان داد. توجه داشته باشیم که بدون سرمایه‌گذاری تازه و موثر و واقعی کارها روزبه‌روز بدتر خواهد شد و با توجه به رکود گسترده سرمایه‌گذاری چشم‌انداز کل اقتصاد تیره‌تر می‌شود.

گردانندگان جنگ و اقتصاد و سیاست خارجی باید راه‌های کم‌هزینه برای عبور از این وضعیت به‌شدت ترسناک را پیدا کنند و آسایش به هر قیمت را به کشور برگردانند. نمی‌توان تا ابد در مرز توقف ایستاد.