به گزارش ایسنا، سرهنگ راستی در نشست خبری درباره روند این پرونده توضیح می‌دهد: مدتی قبل، چهار نفر از اراذل و اوباش در یکی از پارک‌های تهران برای یک مرد و نامزدش ایجاد مزاحمت کرده و سپس در جریان یک درگیری، به ضرب و شتم یکدیگر می‌پردازند. مدتی بعد، همان کشمکش که ریشه در خصومت گذاشته بود، دوباره شعله‌ور می‌شود و در ادامه، این افراد به جای توقف ماجرا، به شکل قهری و با ورود به عنف، وارد منزل شاکی می‌شوند.

پلیس، متهمان اراذل و اوباش را از پشتِ پشتِ خاک هم بیرون کشید

راستی ادامه می‌دهد: پس از آن ماجرا، این افراد با یک اسلحه گرم شکاری و از فاصله نزدیک—حدود یک متری—به قفسه سینه قربانی شلیک می‌کنند و سپس پا به فرار می‌گذارند. در ادامه نیز با این تصور که شاکی/قربانی جان باخته است، از تهران دور می‌شوند. بعد از ثبت شکایت از سوی شاکی، سه نفر از متهمان بازداشت می‌شوند و در بازجویی به جرم خود اعتراف می‌کنند؛ اما نفر اصلی همان پرونده همچنان متواری می‌ماند.

معاون مبارزه با شرارت پلیس امنیت عمومی فراجا می‌گوید: با پیش رفتن تحقیقات، مشخص می‌شود متهم اصلی برای پنهان کردن رد پای خود و گمراه‌کردن مسیر رسیدگی، با کمک یک جاعل اقدام کرده گواهی فوت خویش را جعل کند و وانمود کند که مرده است. حتی مراسم ختم نیز برای او تدارک دیده می‌شود و سنگ قبری هم آماده می‌کنند تا پلیس و قوه قضائیه به اشتباه بیفتند و پرونده در همان مرحله پایان یافته تلقی شود. با این حال، با بهره‌گیری از اقدامات فنی و اطلاعاتی، روشن می‌شود که آن فرد زنده است و با هویت فرد دیگری—که در زندان به سر می‌برد—در یکی از استان‌های شمالی کشور زندگی می‌کند.

راستی می‌افزاید: سرانجام این متهم در قالب یک عملیات مشترک دستگیر شد؛ البته در ابتدای برخورد، در برابر مأموران مقاومت کرد که همین مقاومت باعث شد با شلیک پلیس زمین‌گیر شود و سپس برای رسیدگی قانونی تحویل داده شود. در نهایت، همه متهمان به همراه همان جاعل بازداشت شدند و بررسی‌ها برای تکمیل ابعاد پرونده همچنان ادامه دارد.

ساعت سه و نیم بامداد وارد خانه‌ام شدند

در بخش دیگری از این خبر، شاکی پرونده در گفت‌وگو با ایسنا روایت می‌کند: مدتی قبل در یک پارک با چند نفر درگیری پیدا کردیم و آن‌ها بارها من را تهدید کردند؛ البته در همان ابتدا فقط یک درگیری معمولی در فضای پارک رخ داده بود. مدتی از آن حادثه گذشت و من تصور کردم ماجرا تمام شده و آنها دیگر قصد تکرار ندارند، اما خیلی زود دوباره اتفاق دیگری رقم خورد. او می‌گوید: حوالی ساعت سه و نیم بامداد، چند نفر وارد خانه‌ام شدند و به من شلیک کردند.

او ادامه می‌دهد: بعد از این حمله، چند روز در کما بودم و مدتی طولانی درگیر بیمارستان شدم. با این حال، خدا را شکر زنده ماندم. متهمان فکر می‌کردند من کشته شده‌ام، به همین دلیل هم از ترس مجازات، از صحنه دور شده و فرار کردند؛ اما خوشبختانه در نهایت توسط پلیس دستگیر شدند.

از کاری که کردم پشیمانم

شاکی/متهم در ادامه بیان می‌کند: بعد از اینکه به او شلیک کردم، تصور می‌کردم قربانی مرده است. به همین خاطر فرار کردم و تصمیم گرفتم «مرگ» خودم را جعل کنم تا پلیس به سمت من نیاید و فرصت داشته باشم مدتی با هویت جعلی زندگی کنم. اما در نهایت دستگیر شدم و حالا از کرده‌ام بسیار پشیمانم. او در پایان تأکید می‌کند که به جوانان توصیه می‌کند هرگز از سر عصبانیت تصمیم‌های خطرناک نگیرند.

انتهای پیام