به نقل از ایسنا، مشکلات زناشویی به عنوان یکی از چالش‌های قابل توجه در زندگی‌های مشترک مطرح می‌شوند و الزاما دلیلی بر فرجام رابطه نیستند، اما در صورتی که به‌خوبی مدیریت نشوند، می‌توانند به کاهش احساس عاطفی در خانواده منجر شوند. اختلاف نظر میان زوجین عمدتا ناشی از تفاوت‌های شخصیتی، پس‌زمینه خانوادگی، تجربه‌های گذشته و حتی نحوه بیان احساسات است که پدیده‌ای عادی به حساب می‌آید. آنچه که در این زمینه حائز اهمیت است، شدت این اختلافات و شیوه برخورد با آن‌هاست. هرگاه تنش‌ها به تداوم کشیده شوند و حل نشوند، کیفیت رابطه به نقصان می‌انجامد و در نتیجه صمیمیت، رضایت زناشویی و احساس امنیت روانی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در این موقعیت‌ها، بیشتر زوجین به‌جای ورود به گفت‌وگوی سازنده، گرفتار دایره‌ای از ناراحتی، سوءتفاهم و واکنش‌های هیجانی می‌شوند که کار حل مشکل را دشوارتر می‌کند.

در این راستا، مفهوم «تاب‌آوری» از اهمیت بالایی برخوردار است. تاب‌آوری به زبان ساده به معنای توانایی فرد در سازگاری با شرایط دشوار و حفظ تعادل روانی بوده و به بازگشت به وضعیت پایدار بعد از تجربه فشار و تنش اشاره دارد. این ویژگی صرفا به معنای تحمل مشکلات نیست، بلکه شامل مشارکت فعال فرد در حل مسائل و سازگاری در برابر شرایط متغیر می‌شود. در روابط زناشویی، وجود تاب‌آوری می‌تواند به زوجین کمک کند تا در مقابل شرایط منفی، مانند مشاجرات و اختلاف‌های مکرر، آسیب کمتری متحمل شوند و واکنشی منطقی‌تر از خود نشان دهند. از این‌رو، تحقیقات در زمینه روش‌هایی که می‌توانند سطح تاب‌آوری را افزایش دهند، برای مشاوران، درمانگران و حتی خود خانواده‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که این توانمندی می‌تواند به حفظ سلامت روان و بهبود کیفیت روابط کمک کند.

در این راستا، هلینا مولوی، پژوهشگر حوزه مشاوره خانواده از گروه مشاوره دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، به همراه دو همکار خود، تحقیقی در خصوص تأثیر یک روش آموزشی در زوج‌درمانی بر روی زنان دانشجوی دارای تعارض زناشویی به انجام رسانده‌اند. این تحقیق به‌ویژه به این مسئله می‌پردازد که آیا آموزش ایماگوتراپی توانسته است قدرت روانی این زنان را جهت رویارویی بهتر با چالش‌های زندگی مشترک بهبود بخشد یا خیر.

به‌منظور انجام این پژوهش، ۳۰ زن متأهل دانشجو از مرکز مشاوره دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی در سال تحصیلی ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ مشارکت داشته‌اند. این افراد به‌طور تصادفی به دو گروه ۱۵ نفره تقسیم شدند: یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل. گروه آزمایشی در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای آموزش ایماگوتراپی شرکت کردند، در حالی‌که گروه کنترل هیچ‌گونه آموزشی را دریافت نکردند.

ایماگوتراپی یک روش درمانی است که از تصویرسازی ذهنی و توجه به احساسات جهت کمک به حل مسائل روانی و ارتباطی بهره می‌برد. به‌طور ساده، این روش تلاش می‌کند تا به افراد یاری دهد تا تجربه‌های منفی و واکنش‌های خودکارشان را شناسایی کرده و به‌جای واکنش آنی و احساسی، از یک دیدگاه آرام‌تر و سنجیده‌تر به مسائل نگریسته و به آن‌ها پرداخته شود. پژوهشگران توضیح داده‌اند که این رویکرد می‌تواند به تقویت تفکر مثبت، خودتنظیمی هیجانی و انعطاف‌پذیری بیشتر کمک کند؛ به این معنی که فرد در زمان تنش احساس عدم توانایی کمتری کرده و آمادگی بیشتری برای حل مشکل پیدا می‌کند.

نتایج این تحقیق نشان داد که زنانی که آموزش ایماگوتراپی را گذرانده بودند، در مقایسه با گروهی که از این آموزش بی‌بهره بودند، از نظر تاب‌آوری وضعیت بهتری را تجربه کردند. این یافته به روشنی نشان می‌دهد که این شیوه آموزشی توانسته است به مشارکت‌کنندگان کمک کند که در برابر فشارهای ناشی از تعارض زناشویی مقاوم‌تر و سازگارتر باشند.

یافته‌های این مطالعه همچنین حاکی از آن است که تأثیر این آموزش تنها به تاب‌آوری محدود نبوده و با افزایش صمیمیت و بهبود کیفیت روابط زناشویی نیز همراه بوده است. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که در بسیاری از موارد، مشکل اصلی صرفاً وجود اختلاف نیست، بلکه عدم توانایی در درک متقابل و مدیریت مناسب احساسات است. به نظر می‌رسد آموزش ایماگوتراپی راهی جدید را برای نگریستن به روابط و کاهش واکنش‌های هیجانی شدید فراهم آورده است.

اهمیت این یافته‌ها، که در «نشریه رویش روان‌شناسی»، نشریه‌ای وابسته به انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان منتشر شده، به این دلیل بیشتر می‌شود که تعارض زناشویی تنها بر روابط زوجین تأثیر ندارد، بلکه می‌تواند بر اعتماد به نفس، حس هویت فردی، کیفیت زندگی روانی و حتی علائم جسمی ناشی از استرس نیز اثرگذار باشد.

به اعتقاد محققان، ایماگوتراپی می‌تواند با کاهش فشارهای روانی، به کاهش برخی نشانه‌های جسمانی استرس مانند اختلال خواب، سردرد یا تنگی نفس نیز کمک کند. البته پژوهشگران به محدودیت‌های مطالعه خود اشاره کرده‌اند، از جمله اینکه نمونه مورد بررسی به زنان دانشجوی دارای تعارض زناشویی در تهران محدود بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه‌های خودگزارشی جمع‌آوری شده است. از این رو، آنان پیشنهاد کرده‌اند که در آینده، پژوهش‌های مشابه با گروه‌های دیگر و با استفاده از روش‌هایی مانند مصاحبه و مشاهده نیز دنبال شود.

انتهای پیام