لیگ بیست و ششم از روز جمعه، ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، با انجام شش مسابقه آغاز می‌شود و سپس، در روز شنبه ۲۴ مرداد با برگزاری سه دیدار باقی‌مانده، به هفته اول خود خاتمه می‌دهد. این لیگ، درحالی‌که میراث‌دار یک دوره مسابقات ناتمام و سرشار از حرف و حدیث و چالش‌هاست، با افزایش کمّی تیم‌ها و بدون هیچ بهبودی در کیفیت یا رفع مشکلات، شروع به کار می‌کند. این وضعیتی است که در هیچ‌کجای جهان نظیر ندارد.

در بیشتر نقاط دنیا، پس از برگزاری یک تورنمنت یا لیگ، مدتی را به تحلیل ایرادات و نواقص می‌پردازند و سپس، با بهبود زیرساخت‌ها و اصلاح خطاها، فصل تازه‌ای را آغاز می‌کنند. اما اینجا همه‌چیز به‌طور قابل‌توجهی متفاوت است. فصل جدید لیگ برتر، پس از گذشت ربع قرن، به مرحله ۲۶ وارد می‌شود، درحالی‌که مشکلات و کمبودهایی که از ابتدای این لیگ وجود داشته، هنوز برطرف نشده و تازه چالش‌های جدیدی نیز به‌وجود آمده است.

ما نمی‌خواهیم با تکرار نقاط منفی، مانع‌تراشی کنیم یا نکات ناامیدکننده را بازگو نماییم، اما واقعیت‌های تلخ آن‌قدر زیاد است که موارد مثبت به‌طرز چشم‌گیری اندک و ناچیزند. به‌طوری‌که فدراسیون و سازمان لیگ به‌عنوان مسئولان برگزاری مسابقات، از اصول اولیه برگزاری یک بازی به‌عنوان موفقیت یاد می‌کنند. ما هم به‌حضور تماشاگران افتخار می‌کنیم! به‌واقع این اصل مهم و اولیه فوتبال به‌خاطر وجود تماشاگر زنده است. درست همانند این است که حتی فراهم آوردن توپ برای برگزاری بازی را به‌مثابه نمره‌ای مثبت در مدرک کارنامه و موفقیت بدانیم و همچنان انتظار پاداش داشته باشیم.

زمانی‌که فدراسیون فوتبال به ریاست صفایی فراهانی در سال ۱۳۷۹ اعلام کرد که دهمین دوره لیگ آزادگان که بهار ۱۳۸۰ به پایان خواهد رسید، آخرین دوره آماتوری لیگ در ایران است و از فصل ۸۰-۸۱ لیگ برتر حرفه‌ای آغاز می‌شود، قرار بود که ۱۴ تیم حاضر در قله فوتبال ایران، طی سه سال به‌طور تدریجی الزامات اولیه باشگاه‌داری مانند ورزشگاه اختصاصی، زمین‌های تمرین، کمپ و هتل، و استخدام نیروهای حرفه‌ای از بخش رسانه تا مدیریت و به‌طور کلی هر چیزی که هنوز هم جزو الزامات مجوز حرفه‌ای باشگاهی است، فراهم کنند، وگرنه اجازه حضور در لیگ برتر را نداشتند.

تیمی که از لیگ آزادگان به لیگ برتر صعود ‌کند، نیز باید تمامی این شرایط را رعایت می‌کرد، در غیر این صورت صرف تصاحب مقام قهرمانی یا نایب قهرمانی در لیگ یک، دلیلی برای ورود به لیگ برتر به شمار نمی‌آمد. حتی قرار بود اگر قهرمان لیگ برتر این الزامات را نداشت، پس از سه سال به لیگ آزادگان سقوط کند، همچنان که در فوتبال اروپا باشگاه‌ها به‌دلیل بدهی‌های مالی و موارد مشابه به دسته پایین‌تر می‌افتند.

اما اکنون ملاحظه کنید که امروزه باشگاهی مانند سپاهان با آن قدمت، در موضوع اخذ مجوز حرفه‌ای دچار مشکل است و اگر قرار باشد قوانین را به‌درستی اجرا کنیم و فریب خود را نخوریم، هیچ‌یک از باشگاه‌های ما واجد شرایط برای حضور در لیگ حرفه‌ای نیستند.

حال به وضعیتی که در عوض این موضوعات شکل گرفته و می‌گیرد، توجه کنید؛ لیگی که قرار بود با رشد تدریجی به ۱۶ تیم برسد، به محض رفتن فراهانی به‌سرعت به ۱۶ و سپس به‌طور شگفت‌انگیزی و با یک دستور غیرورزشی، به ۱۸ تیم تبدیل شد و بعد از مماشات‌های متعدد، دوباره به ۱۶ تیم کاهش یافت و حالا با تمام مشکلات موجود، باری دیگر به ۱۸ تیمی رسیده است تا همه به‌طوری راضی باشند تا در دنیای فوتبال به سر ببرند.

در کشوری که دو تیم بزرگ پایتخت به‌هیچ‌وجه زمین تمرین مناسب ندارند و تمامی تیم‌های شهرستانی به پایتخت آمده‌اند و مانند میهمان با یک پرواز به محل مسابقه می‌روند، و در کشوری که ورزشگاه‌ها و چمن‌های استاندارد برای برگزاری بازی به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد، مشکلاتی از جمله پرواز و هتل، قوانین کپی رایت، حق پخش تلویزیونی، و حساب‌های مالی مشخص را نداریم، به طرز عجیبی لیگ ما به ۱۸ تیم رسیده است.

اگرچه نمی‌خواهیم بدبین باشیم و امیدواریم که همه چیز تغییر کند! نکته حائز اهمیت این است که لیگ ۱۸ تیمی شامل ۳۴ هفته است و هر هفته ۹ بازی برگزار می‌شود؛ ان‌شاءالله که ورزشگاه‌ها پیدا می‌شوند و تیم‌ها به سلامت به مسابقات می‌رسند و بازی‌ها برگزار شوند، اما در زمستان پیش رو، ما یک ماه جام ملت‌های آسیا را داریم و سه نماینده ایران در لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان آسیا به میدان می‌روند، همچنین فیفا دی هم در جریان است و امیر قلعه‌نویی نیاز به بازیکنانش دارد. هر سال در زمستان، به علت آلودگی هوا و پس از بارش باران به‌دلیل کیفیت پایین زمین، برگزاری بازی‌ها متوقف می‌شود! با این حجم بازی معوقه و این فشردگی زمانی، چه زمانی مسابقاتی که فردا شروع می‌شود، خاتمه خواهد یافت؟

البته ما تنها مسئول آغاز مسابقات هستیم و پایان آن به دست خداست؛ اگر هم این اتفاق نیفتد، آزمون الهی بوده است!