به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، امیر «علیرضا شیخ» معاون اجرایی ارتش در مصاحبهای با بیان منطق علمی حاکم بر صحنه نبرد، به بررسی دوگانه «تهدید-عقبنشینی» پرداخت و با استناد به اصول تاکتیکی ثابت شده در تاریخ، اقدامات کاخ سفید را نه بهعنوان یک عقبنشینی موقت، بلکه بهعنوان نشانهای از یک شکست راهبردی عمیقتر تحلیل کرد.
بر اساس اطلاعات دفاع پرس، خلاصهای از اظهارات معاون اجرایی ارتش در ادامه ارائه میشود:
*جنگ میان ایران و آمریکا به طرز چشمگیری معادلات کلاسیک نظامی جهانی را دگرگون کرد. نظریهپردازان معتبر حوزه دفاعی که نظریات آنها مبنای سیاستهای کشورهای مختلف است، اکنون با صحنه جنگ جمهوری اسلامی ایران، بهتازگی محاسبات خود را بازنگری کردهاند. ما ادبیات دفاعی جدیدی خلق نمودهایم. مفهوم پیروزی را دوباره تعریف کردیم، فضای نبرد را دگرگون کردیم و با ترکیب دیگر حوزهها، بازیگران را در میدان عملیات بهخوبی بازتعریف کردیم.
*رژیم صهیونیستی و ایالات متحده سناریوهایی به منظور تجزیه و ایجاد بیثباتی در غرب کشور طراحی کرده بودند. خود ترامپ بهطور علنی اقداماتی که برای غرب کشور داشتند را بیان کرده و از تجهیز نیروهای اجیرشده بهگونهای خبر داد که به ادعای خودشان «آماده شلیک» باشند؛ با این وجود، جمهوری اسلامی ایران با تدبیری هوشمندانه و اقدام پیشدستانه، این تهدید را در نطفه خفه کرد. این تغییر در دکترین ما یکی از نمونههای بارز است؛ پیش از هر اقدام، ما در صحنه حاضر شدیم. این نشاندهنده اشراف ما به شرایط صحنه و آگاهی از استراتژیهای دشمن است. ما نقشهها را خواندیم، نیت آنها را درک کردیم و گروههای دشمن را پیش از اقدام شناسایی و نابود کردیم.
*همه آگاهند و نهادهای اطلاعاتی خارجی نیز اعتراف کردهاند که بیش از ۷۵ درصد از توان موشکی و پهپادی ایران بدون تغییر و آماده در دسترس است. توانایی جمهوری اسلامی ایران در بازتولید تجهیزات کلیدی بهطور لحظهای ادامه دارد و در این لحظه هیچ وقفهای در توان نظامی ما ایجاد نشده است. در همین اوضاع، فرآیند بازتولید قدرت دفاعی و فناوریهای ما متوقف نشده و همواره در حال پیشرفت است.
*ذخایر عملیاتی ما به گونهای سازماندهی شده است که دشمن به خوبی میداند ایران میتواند با ابزار قدرت خود، بهعنوان یک بازیگر مؤثر عمل کند. بلوفهای سیاسی ترامپ بهمنظور جلب توجهات عمومی و ایجاد اختلال در فرآیند تحلیل ماست؛ اما افرادی که منطقی میاندیشند، درک میکنند که ایران توان پاسخگویی به تهدیدات را دارد و حتی میتواند پیشدستانه عمل کند. به لطف خدا، در دو حوزه کلیدی موشک و پهپاد، از آنجا که این قابلیتها ریشه در توان داخلی ما دارند، ما قادر به انجام عملیاتهای طولانیمدت هستیم و دشمن بهخوبی از این وضعیت آگاه است. بزرگترین دلیل اینکه تا به امروز رجزخوانیهای ترامپ به اقدام عملی تبدیل نشده، این است که ایران میتواند بهطور متناسب با تهدیدات پاسخ دهد و معادلات دفاعی منطقه را دگرگون کند.
*زمانی که پهپاد «آرش» اثر خود را در دورترین نقاط به نمایش گذاشت، قابلیتهای جدیدی به آن افزوده گردید و موانع پیشرو را از میان برداشتیم. نقش مؤثر پهپادهای ارتش در حفظ پیوستگی عملیات و نابودسازی پایگاههای دشمن بارز شد. ما توانستیم بر موانع ایجاد شده برای جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه غلبه کنیم و فناوری خود را بهروز کنیم.
*امروز پهپاد «آرش» به یک کابوس برای دشمن تبدیل گشته است. ما قادر هستیم با هزینهای اندک، دشمن را با هزینههای گزاف درگیر کنیم و این به هم ریختن منطق هزینه-فایده در صحنه جنگ است. یکی از رموز پیروزی ما که جهانیان به آن اذعان دارند، افزایش هزینههای جنگ برای دشمن است. ما با ابزارهای ظاهراً ساده و ارزان، موشکهای میلیون دلاری دشمن را درگیر میکنیم.
*دشمن اکنون به خوبی میداند که ما قادر به تغییر معادلات منطقهای هستیم و از آنجایی که معاملات بر اساس سناریوهای معین ساخته میشود، توانایی تغییر معادله به این معناست که میتوانیم به عنوان معمار تفاهم و توافق نیز عمل کنیم.
*آنها به مدت بیش از ۱۰ سال در حال طراحی عملیاتی علیه ایران بودند، اما استراتژیستهای نظامی آمریکایی سهواً «اسب را پشت گاری بستند».
*گامهای عملیاتی آنها بهقدری نامنظم بود که نتایج محاسبات نادرستشان به نقطه قوت ما تبدیل شد. روشهای جنگ در یک فضای دریایی به این صورت نیست که ابتدا وارد جنگ شوید و سپس محاصره دریایی به وجود آورید. به دلیل توهم قدرت، آنها فکر میکردند با یک ضربه کار تمامی میشود و توالی منطقی طراحی عملیاتی را به هم زدند. اما زمانی که ایران ضربه اول را پذیرفت و صحنه را مدیریت کرد، درک کردند که هیچ ابزاری قادر به کنترل تنگه هرمز نیست.
*حضور نظامی کنونی آمریکا تنها یک نمایش قدرت است. ما باید متناسب با موقعیت خود را آماده کنیم تا بتوانیم آرایش و سناریوی آنها را برهم بزنیم. آنها در عرصه سیاسی دست به بلوفزنی میزنند تا امتیاز بگیرند؛ اما جمهوری اسلامی ایران با هوشیاری و با تکیه بر حمایت مردمی و منطق ژئوپلیتیک و عمق ژئواستراتژیک خود، امور را به پیش میبرد.
*مدیریت تنگه هرمز بهعنوان محور قدرت ژئوپلیتیکی ما بیتردید تحت نظارت و مدیریت ایران ادامه خواهد یافت. جهان آگاه است که آمریکا نمیتواند این منطقه را مدیریت کند و باید این وظیفه را به کشورهای منطقه واگذار نماید. در اینجا لازم میدانم یک دستاورد مهم را به قضاوت ملت شریف ایران بگذارم و آن این است که بزرگترین شکست آمریکا در این جنگ، نمایان ساختن اندازه واقعی قدرتش بود که توسط ایران آشکار شد و این دستاورد در رقابتهای جهانی ابرقدرتها در آینده تأثیرگذار خواهد بود و در این ارزیابیها، آمریکا در موقعیت کنونی خود نخواهد بود. این افتخاری برای تمدن ایرانی است که بارها شنیده شده و این بار نیز در تاریخ ثبت خواهد شد.
*نکته بسیار مهم این است که ما نظامیها همواره پشت سر دیپلماسی حرکت میکنیم. ما ابزار قدرت در سیاست هستیم. اگر نیروهای نظامی ضعیف وجود داشته باشد، دیپلماتها در مذاکرات از موضع ضعف سخن میگویند. اما وقتی قدرت نظامی قوی و پشتوانه محکم وجود داشته باشد، دیپلماتها از موضع اقتدار صحبت خواهند کرد. پیروزی در عرصه دیپلماسی بهواسطه قدرت در میادین جنگ به دست میآید.
۲۹۲۲۱
نظرات کاربران