بازیهایی که در لیگ برتر برگزار شد، با گلهای فراوان، دروازههای متعددی را به اهتزاز درآورد و این امر یادآور ادعاهای پیرامون تیم ملی و حواشی آن است، که بزرگترین دستاورد این تیم بوده است. تیم ملی در دل خود ساخته نمیشود و تلاش برای این کار، عملاً بیفایده است؛ چرا که ارتباط تنگاتنگی بین تیم ملی و لیگ برتر وجود دارد و این دو از یکدیگر به شدت متاثر میشوند. تیم ملی، اگرچه به رویای پیشرفت و ترقی میاندیشد، باید با شوق و پویایی و در شرایط واقعی به میدان بیاید.
این مسابقات که سبب رونق بیشتر فوتبال شده است، تأییدی بر قدرت و پتانسیل فوتبال ایرانی است؛ که در جام جهانی به عدم نیاز آن به این دستاوردها متهم شد. تیم ملی برای رسیدن به سطوح عالی و بازیهای برجسته، نیازمند تکنیک، هماهنگی و سبکی خاص است. بازیکنانی که از ابتدا با هنر تکنیکی و ظرافت درگیر هستند، به مراتب بهتر از بازیکنانی با سبکهای دیگر فوتبال عمل میکنند و اینجا است که تفاوت دیدگاهها بروز میکند و تصورات نادرست شکل میگیرد. لیگ برتر، در نخستین گام، حقانیت فوتبال را به نمایش گذاشت.
فوتبال باید به درستی بازی شود و باید از هرگونه سلیقه نادرست و بدسلیقگی اجتناب کرد، به ویژه در فوتبال ایرانی که خود عنصر نمایش و تماشا بسیار مهم است و هر زمان که این عنصر در اوج قرار گیرد، آنچه باید ببینیم، نمایان میشود. در کنار چهار گل تیم استقلال و دو گل سپاهان، همچنین دو گل تراکتور و دو گل آلومینیوم، شاهد شکستی شجاعانه از سوی تیم شهر بابک و قاسم شهبا و بازیکنان با استعداد آنها بودیم. هرچند این تیم باخت، اما بازنده مطلق نبود چون پیش از این نیز نشان داد که پای به میدان گذاشته تا نبازد. فوتبال باید در هر شرایطی بازی شود، خواه در لیگ، خواه در جام جهانی یا در جام ملتهای آسیا.
بیشتر بخوانید: طعنه سهراب به رامین رضاییان: ربات بیاحساس به پیراهن استقلال نمیخواهم/ بازیکنان دهه ۶۰ بعد از قهرمانی آسیا پیشنهادهای بهتری داشتند اما...
نظرات کاربران