در گفتگو با ایسنا، علیرضا کریمی به بررسی تنش‌های موجود در خاورمیانه و تأثیرات آن بر زنجیره تأمین انرژی اروپا پرداخت. او گفت: وقایع جاری در خاورمیانه به‌طور مستقیم بر نحوه تأمین انرژی تأثیرگذار است. از آنجایی که منابع عمده انرژی اروپا، به خصوص گاز، از کشورهایی همچون قطر و امارات تأمین می‌شود، هر گونه اختلال در مسیرهای ترانزیتی، به خصوص در تنگه هرمز، برای اروپا تهدیدات بزرگی به همراه خواهد داشت. در صورتی که این نقطه حیاتی مسدود یا دچار مشکل شود، اروپا ناگزیر خواهد بود برای تأمین انرژی هزینه‌های بسیار بالایی را پرداخت کند و اگر این وضعیت ادامه یابد، تبعات اقتصادی برای قاره سبز به شکل قابل توجهی وخیم‌تر خواهد شد.

وی به وضعیت بحرانی ذخایر انرژی در آلمان نیز اشاره کرد و افزود: طبق گزارش‌های منتشر شده، سطح ذخایر گاز آلمان به نسبت سال گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است. با توجه به اینکه آلمان در آستانه فصل زمستان و در پی فصل پاییز به شدت به افزایش موجودی ال‌ان‌جی (LNG) نیاز دارد، در صورت ادامه این وضعیت، این کشور با هزینه‌های سنگینی مواجه خواهد شد. حتی اگر آلمان بخواهد منابع خود را از آمریکا یا استرالیا تأمین کند، باز هم با واقعیت رقابت جهانی مواجه خواهد شد که نهایتاً به افزایش قیمت‌های جهانی انرژی منجر می‌شود.

این کارشناس حوزه انرژی در پاسخ به این پرسش که کدام صنایع اروپایی بیشترین آسیب را خواهند دید، تأکید کرد: صنایع نیازمند انرژی در کانون اصلی این بحران قرار دارند. صنعت پتروشیمی به شدت آسیب خواهد دید، زیرا علاوه بر دسترسی به انرژی، در تولید بسیاری از محصولات خود از گاز به‌عنوان ماده اولیه بهره می‌برد. زمانی که صنایع اروپایی ناگزیر به رقابت با تولیدکنندگان دیگر در سطح جهانی با هزینه‌های بالاتر شوند، احتمال کاهش حاشیه سود آن‌ها وجود دارد و ممکن است در نهایت به دلیل غیرقابل توجیه بودن اقتصادی، تولید خود را متوقف کنند. این چالش به سایر صنایعی مانند فولاد و صنایع پُرمصرف انرژی همچون سیمان و سرامیک نیز توسعه می‌یابد.

کریمی در مورد امکان جایگزینی سریع گاز با دیگر منابع انرژی بیان کرد: باید به یاد داشت که در سال ۲۰۲۲، بحران اوکراین و محدودیت دسترسی اروپا به گاز خط لوله‌ای روسیه، یک شوک بزرگ را برای اروپا به ارمغان آورد، اما او توانست با گسترش زیرساخت‌های دریافت و ذخیره‌سازی ال‌ان‌جی و افزایش دیگر انرژِی‌های تجدیدپذیر، تا حدی خود را با شرایط جدید سازگار کند. اگرچه اگر تنش‌های خاورمیانه تا پایان سال جاری یا زمان ورود به فصل زمستان ادامه یابد، تبعات آن احتمالاً به اندازه بحران سال ۲۰۲۲ نخواهد بود، اما قطعاً بدون تأثیر نخواهد بود. این وضعیت می‌تواند به افزایش هزینه‌ها، کاهش رشد اقتصادی و چالش‌های جدی برای سودآوری صنایع منجر شود. در این میان، انرژی‌های تجدیدپذیر در فصل زمستان با محدودیت‌های ذاتی مثل انرژی خورشیدی مواجه هستند و اگرچه انرژی هسته‌ای از این نظر متفاوت است، اما خود دارای خطرات خاصی است و نمی‌تواند به سرعت و به طور کامل جایگزین گاز شود.

تحول استراتژیک اروپا؛ تغییر سمت‌وسو از صنایع پایه به محصولات با ارزش افزوده بالا

او تصریح کرد: این امکان وجود دارد که اروپا با وجود کمبود گاز ارزان، رشد کند؛ به نظر می‌رسد این اتفاق در گذشته نیز رخ داده و می‌تواند دوباره به وقوع بپیوندد. در کوتاه‌مدت (یک یا دو سال)، اختلال در صنایع انرژی‌بر به کند شدن روند رشد اقتصادی خواهد انجامید، اما اروپا می‌تواند رویکرد خود را تغییر دهد. اروپا قادر است با تغییر مدل تولید، صنایع انرژی‌بر خود را به مناطقی مانند آمریکای شمالی یا خاورمیانه که انرژی در آن‌ها ارزان‌تر است، منتقل کند و خود را به سمت تولیدات با ارزش افزوده بالا در زنجیره ارزش سوق دهد. اروپا پیش از این نیز چندین بار این مسیر را طی کرده است، هرچند که این فرآیند بدون چالش و آسیب نبوده است.

این کارشناس انرژی در پاسخ به این که آیا اروپا در دوراهی تأمین امنیت انرژی و قیمت آن گرفتار آمده است، گفت: قطعاً بله. اروپا برای تأمین انرژی و حفظ امنیت عرضه ناچار است بدون دادن هیچ امتیازی، هزینه‌های بیشتری را متقبل شود. این چالش در سال ۲۰۲۲ نیز برای اروپا وجود داشت؛ اگرچه در حال حاضر اروپا موقعیت مقاوم‌تر و انعطاف‌پذیرتری نسبت به آن زمان دارد، اما به طبع، بایستی همچنان این ریسک و هزینه‌ها را بپذیرد.

کریمی با تأکید بر این که در کوتاه‌مدت، یعنی در بازه زمانی یک تا دو ساله، در صورت تداوم شرایط فعلی خاورمیانه، تبعات برای اروپا مشهود خواهد بود، خاطرنشان کرد: این وضعیت می‌تواند قیمت انرژی را، به ویژه ال‌ان‌جی و گاز به نحو قابل توجهی برای اروپا افزایش دهد. با این حال، بایستی دیگر عوامل را نیز مورد بررسی قرار داد و سناریوهای مختلفی را در تحلیل پیش‌بینی‌ها لحاظ کرد.

این کارشناس انرژی ادامه داد: ابتدا وضعیت آب‌وهوایی قابل توجه است، اگر زمستان آینده چندان سرد نباشد، فشار بر ذخایر و بازار گاز کاهش خواهد یافت. دومین موضوع وضعیت تنگه هرمز است؛ اگر این تنگه بازگشایی شده و در مذاکرات جاری نتایج مثبتی حاصل شود، فشار بر بازار کاهش خواهد یافت. سومین عامل تداوم تأمین منابع جایگزین است، اگر تأمین گاز از منابع داخلی اروپا مانند نروژ ادامه یابد و ال‌ان‌جی از آمریکای شمالی و دیگر نقاط تأمین شود، می‌تواند به بهبود مدیریت شرایط کمک کند. اگر این متغیرهای مثبت تحقق یابند، اروپا قادر خواهد بود شرایط را به راحتی مدیریت کند؛ اما اگر اوضاع به سمت منفی و بحرانی پیش برود، بدون شک با هزینه‌های بسیار بیشتری روبرو خواهد شد.

انتهای پیام