این درحالی است که داستان تلخ بنزین برای این سرزمین تاریخچه درس‌آموزی از لج‌بازی سیاسی و دوره مجلس هفتم دارد.صورت‌مساله بنزین روشن است و پوشاندن بخش‌های آشکار آن پس از سخنان مسعود پزشکیان در گفت‌وگو با خبرنگاران دیگر دشوار شده و شهروندان نیز این تکه‌های پیدا را می‌بینند.

 مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم به‌روشنی به شهروندان گفت سال گذشته ۶‌میلیارد‌دلار بنزین وارد کرده‌ایم اما امسال دیگر منابع ارزی لازم برای واردات این میزان بنزین را نداریم.

از سوی دیگر رییس دولت دوسال است از شهروندان تمنا می‌کند در مصرف بنزین که بسیار ارزان‌تر از آب به‌فروش می‌رسد صرفه‌جویی کنند که نشده است و ایرانیان به‌ویژه میلیون‌ها شاغل در حمل‌و‌نقل درون‌شهری که نان‌شان به زلف بنزین ارزان گره خورده، تمنای رییس‌جمهور را بی‌پاسخ گذاشتند.

این روزها گره‌های داستان بنزین کورتر و دیرینه‌تر شده و به‌نظر می‌رسد پمپ‌بنزین از خارج به داخل و از کشور به پمپ‌بنزین‌های صدها شهر، به بن‌بست نزدیک شده است. دولت دیگر منابع ارزی کافی ندارد و بخش‌خصوصی نیز ریسک نمی‌کند که وارد این داستان شود و سرمایه اندک خود را به چیزی گره بزند که نمی‌داند درون آن چیست.

در بخش عرضه اگر روزی می‌شد از روسیه انتظار داشت بخشی از نیاز جمهوری اسلامی به بنزین را برطرف کند حالا دیگر این کشور نیز درگیر کمبود بنزین است. شاید روزی می‌شد امیدوار بود واردات بنزین از کشورهای همسایه عرب خلیج‌فارس اتفاق بیفتد که این راه هم بسته شده است.

نکته قابل‌اعتنا در این داستان، نیاز دولت به ریال سرچشمه‌گرفته از افزایش قیمت بنزین برای توازن در بودجه امسال است. دولت امیدوار است بتواند بخشی از درآمد به‌دست آمده از افزایش قیمت بنزین را به مصارفی مثل یارانه و شاید حتی مزد و حقوق کارمندان اختصاص دهد اما در شرایط بن‌بست پمپ‌بنزین باید این ریال را از بانک مرکزی قرض کند که تورم موجود را بیش از پیش شتابان می‌کند.

در سوی تقاضا نیز کار برای ایجاد تعادل ساده نیست. هم‌اکنون میلیون‌ها میلیون ایرانی به بنزین ارزان به‌مثابه یارانه‌ای پنهان اما روان نگاه کرده و دخل‌و‌خرج خود را با استفاده از بنزین ارزان سامان داده‌اند. افزایش چندبرابری قیمت بنزین سامان زندگی این قشر پرجمعیت و این وابستگان به بنزین ارزان را طوفانی خواهد کرد.

 همچنین انتقال این افزایش هزینه به میلیون‌ها مسافر درون‌شهری و حتی بین‌شهری به‌آسانی اتفاق نمی‌افتد. پمپ‌بنزین بن‌بست است و راه‌های ساده‌انگارانه و نیز راه‌های برخاسته از خشونت احتمالی جوابگو نیستند. دولت چهاردهم در این داستان تلخ تنها مانده و تندروها با اشتیاق منتظرند پای دولت در باتلاق بنزین گیر بیفتد.