هادی همتیار در گفتوگوی خود با ایسنا، به مسایل روانشناختی نظیر اضطراب و افسردگی در نوجوانان اشاره کرد و اظهار داشت: شناسایی این مشکلات در سنین نوجوانی ممکن است با دشواریهایی همراه باشد، چرا که تغییرات خلقی و رفتاری عادی این دوره غالباً به عنوان جزء لاینفک «بحران بلوغ» یا رفتارهای ناپختهای که در این سن نمایان میشود، در نظر گرفته میشود. اما نکته مهم در این زمینه شدت، ماندگاری و تأثیر این علائم بر فعالیتهای روزانه نظیر تحصیل، روابط اجتماعی و الگوهای خواب است.
وی بابت شناسایی علائم بارز این دو وضعیت ادامه داد: افسردگی در میان نوجوانان همیشه بهطور سنتی به شکل غم و اندوه بروز نمیکند و در برخی موارد ممکن است در قالب خشم نمایان شود؛ مانند تغییرات خلقی شامل غمگینی پیوسته، ناامیدی یا عصبانیتهای بیدلیل. کمرنگ شدن علاقه به فعالیتهایی که نوجوان پیشتر از آنها لذت میبرده، تغییر الگوهای خواب به سمت خواب بیش از حد یا بیخوابی، نوسانات قابل توجه در اشتها و وزن، خستگی مداوم و فقدان انرژی، دشواری در تمرکز یابی، افت تحصیلی، مشکل در تصمیمگیری، دوری از دوستان و خانواده و تمایل به تنهایی، احساس بیارزشی یا گناه، بروز دردهای جسمانی مبهم مانند سردرد یا مشکل در ناحیه شکم بدون دلیل پزشکی و همچنین بحث درباره مرگ یا خودکشی، نشانههایی هستند که باید بهطور جدی تلقی شوند و بهعنوان یک وضعیت اضطراری مدنظر قرار گیرند.
نشانههای رایج اضطراب در نوجوانان
این روانشناس و حقوقدان خاطرنشان کرد که اضطراب در نوجوانان معمولاً به شکل ترس یا نگرانی افراطی نسبت به آینده یا عملکرد خود بروز میکند؛ نگرانیهای دائمی درباره مسائل روزمره مثل عملکرد تحصیلی یا پذیرش اجتماعی، ظهور علائم جسمانی مانند تپش قلب، تنش در تنفس، تعریق، لرزش، سرگیجه یا حالت تهوع پیش از مواقع استرسزا مانند امتحانات یا رویدادهای اجتماعی، پرهیز از رفتن به مدرسه یا مشارکت در جمعهای اجتماعی، نگرانی شدید برای انجام کارها بهطور بینقص و ترس زیاد از شکست یا انجام اشتباه، بیقراری و عدم توانایی در آرام نشستن، بیقراری ذهنی، وابستگی مفرط به والدین یا سرپرستان و ترس از جدایی، و نیز مشکل در خواب رفتن به دلیل فکر کردن مداوم در مورد وقایع روز، از نشانههای بارز اضطراب در ساختار روانی نوجوانان محسوب میشود.
همتیار اعلام کرد: در صورتی که این رفتارها بیش از دو هفته ادامه یابند و به افت تحصیلی یا کاهش عملکرد نوجوان منجر شوند و همچنین روابط او با دوستان و خانواده را به شدت تحت تأثیر قرار دهند، ضروری است که این وضعیت به صورت جدی مورد بررسی قرار گیرد.
وی توصیهای مطرح کرده و اظهار داشت: در چنین مواقعی، ایجاد گفتوگویی همدلانه بسیار بااهمیت است. به جای قضاوت یا نصیحت، باید با نوجوان بهطور صمیمانه صحبت کرد و به او اطمینان خاطر داد که صدایش شنیده میشود. سؤالهایی مانند «چه چیزی تو را بیشتر از همه آزار میدهد؟» میتواند به شدت کمککننده باشد. همچنین، اگر به نشانههایی از این دست در فرزندتان یا نوجوانی که در ارتباط هستید برخوردید، بهترین کار، مشورت با یک روانشناس نوجوان یا روانپزشک است تا از بررسی دقیق مشخص شود آیا این نشانهها نشان دهنده یک چالش موقتی هستند یا نیاز به درمان تخصصی، نظیر رواندرمانی یا دارو، دارند.
چگونه میتوان تابآوری نوجوانان را در برابر شکستها افزایش داد؟
این روانشناس با بیان راهکارهایی برای افزایش تابآوری نوجوانان در مواجهه با شکستها تصریح کرد: تابآوری در نوجوانان به معنای قابلیت آنها برای «بازگشت به حالت عادی» پس از گذر از تجارب سخت یا شکست است. در این دوران که مغز دستخوش تغییرات ساختاری عمیق است و هویت فرد در حال شکلگیری است، شکستها میتوانند به مراتب سنگینتر از آنچه که واقعاً هستند به نظر برسند؛ از اینرو، برای تقویت تابآوری نوجوانان میتوانیم به کارگیری برخی رویکردهای روانشناختی را در نظر بگیریم. نخستین گام، تغییر نگرش به شکست (ذهنیت رشد) است. بسیاری از نوجوانان به شکست به عنوان نشانهای از «نادانی» یا «عدم توانایی دائمی» نگاه میکنند. آنچه شما میتوانید انجام دهید این است که به آنها بیاموزید شکست نهتنها یک «پایان» نیست، بلکه بخشی از فرایند یادگیری است؛ با تغییر تمرکز از نتایج ملموس نظیر نمرات یا پیروزیها به تلاش و روش صحیح یادگیری، از آنها بپرسید «این تجربه چه درسی به تو آموخت که میتوانی در آینده بهتر عمل کنی؟».
وی ادامه داد: گام دوم اعتبارسنجی احساساتشان بدون تلاش برای حل فوری مشکلات است؛ وقتی نوجوان دچار شکست میشود، نخستین واکنش والدین معمولاً نصیحت یا بیاهمیت جلوهدهی به مشکل است، برای مثال با گفتن «چیز مهمی نیست، ناراحت نباش». این رفتار سبب میشود نوجوان احساس کند که درک نمیشود، بنابراین باید به او اجازه دهیم که ناراحت باشد و بعد بگوییم «میفهمم که چقدر بابت این مسئله ناامید هستی، طبیعی است که احساس بدی داشته باشی». زمانی که احساسات او تخلیه شود، فضای لازم برای حل مسائل فراهم خواهد شد.
همتیار به سومین رویکرد، آموزش مهارت حل مسئله اشاره کرد و گفت: نوجوانان در مواقع شکست گاهی دچار فلج فکری میشوند، زیرا نمیدانند چگونه با آنچه اتفاق افتاده کنار بیایند. ما میتوانیم به جای ارائه راهحلهای مستقیم، آنها را تشویق کنیم تا گزینههای خود را روی کاغذ یادداشت کنند و به بررسی آن بپردازند تا به صورت مشترک به راه حل مناسب برسیم.
چگونه میتوان رابطهای امن و صمیمی با فرزندان برقرار کرد؟
این روانشناس و حقوقدان در پاسخ به پرسشی پیرامون چگونگی برقراری یک رابطه امن و صمیمی با نوجوانان گفت: ایجاد چنین رابطهای با فرزندتان یکی از بزرگترین چالشها و در عین حال ارزشمندترین موفقیتهای فرزندپروری به شمار میآید؛ در دوره نوجوانی، فرزند شما به دنبال «استقلال» است و این نگرانی را برای والدین به وجود میآورد، اما نکته کلیدی این است که نوجوان برای پرواز و دور شدن از آشیانه نیازی به شکاف ارتباطی ندارد، بلکه برای اطمینان از پایبندی به آن آشیانه نیاز دارد.
وی به تعدادی از راهکارهای عملی مبتنی بر اصول روانشناسی دلبستگی و ارتباط مؤثر اشاره کرد و بیان داشت: تغییر از «مدیر» به «مشاور» اولین اقدام است؛ در دوران کودکی، والدین وظیفه مدیر را دارند و در نقش ناظر و تصمیمگیرنده فعالیت میکنند، اما به گذر زمان این رابطه باید به سمت مشاوره حرکت کند؛ به جای صدور دستورات، باید نظراتشان را جویا شویم و به جای نصیحت، سوالاتی مطرح کنیم، چرا که وقتی نوجوان متوجه شود شما به قضاوت و توانایی حل مساله او احترام میگذارید، کمتر در برابر شما مقاومت میکند و تمایل بیشتری برای درد و دل خواهد داشت. همچنین، «گوش دادن فعال» بدون قضاوت و اصلاح نیز رویکرد دوم است؛ بزرگترین مانع صمیمیت، تمایل والدین به تغییر دادن یا سخنرانی در حین صحبتکردن نوجوان است، لذا زمانی که او شروع به بیان احساساتش میکند (حتی در مورد موضوعات پیش پا افتاده)، تمام توجهتان را به او معطوف کنید، گوشی موبایل را کنار بگذارید و در انتها بگویید «از آنچه گفتی بگویم، این اتفاق باعث شده که احساس [نام احساس] کنی؟» تا نشان دهید که شما شنوندهای ایمن هستید، نه یک قاضی.
همتیار ادامه داد: رعایت حریم خصوصی و استقلال نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ نوجوانان برای شناخت خود به بخشی از دنیای خصوصیشان نیاز دارند تا از والدین فاصله بگیرد، بنابراین به جای مراقبتهای افراطی و اصرار بر کشف «تمام اطلاعات»، به حریم خصوصی او احترام بگذارید؛ هنگامی که نوجوان مشاهده کند شما به حریم و انتخابهایش اعتماد دارید، تمایل به اشتراکگذاری داوطلبانه اطلاعات بیشتری از دنیایش پیدا میکند. علاوه بر این، ایجاد «لحظات باکیفیت» بدون تأکید بر موضوع خاص نیز بسیار حائز اهمیت است؛ گاهی ما تنها در مواقعی که مشکلی پیش میآید یا میخواهیم درباره تحصیل و نمرات صحبت کنیم، با نوجوان ارتباط برقرار میکنیم و این موضوع باعث میشود او از گفتوگو فرار کند، اما فعالیتهای مشترک که فقط برای لذت بردن از زمان صرف میشود نظیر تماشای فیلم، آشپزی، خرید یا پیادهروی عادی منجر به شکلگیری سخنوگوهای عمیق در زمانهایی غیرمنتظره میشود.
بر طبق نظر وی، تنظیم احساسات خود یا مدیریت اضطراب والدین یک مسئله حیاتی است؛ زیرا نوجوان وقتی میبیند شما از شنیدن خبری نگران میشوید، ترجیح میدهد که دیگر برای جلوگیری از نگرانی شما چیزی به شما نگوید. بنابراین، در صورتی که میخواهید پناهگاهی امن برای فرزندتان باشید، باید در برابر سخنان او «ثبات» را حفظ کنید و قبل از هر گونه واکنشی، چند ثانیه مکث نمایید تا پاسخ شما بر مبنای منطق و نه بر اساس ترس و اضطراب باشد؛ چرا که این پایداری در رفتار موجب میشود نوجوان احساس امنیت کند تا به راحتی مشکلات خود را با شما در میان بگذارد. در نهایت، پذیرش تغییرات آخرین نکته حائز اهمیت است؛ به جای یادآوری مداوم از علایق گذشته او، به علایق حال حاضرش توجه نمایید زیرا کنجکاوی حقیقی شما نسبت به دنیای جدید او میتواند پلی مؤثر میان شما باشد. در روانشناسی دلبستگی، مفهوم رابطه امن به دو مؤلفه «پایگاه امن» و «پایگاه اکتشاف» تقسیم میشود؛ پایگاه امن به این معناست که وقتی نوجوان دچار شکست یا ترس میشود، به سمت شما باز میگردد و آرامش مییابد و پایگاه اکتشاف به این معناست که نوجوان در زمان ریسکپذیری یا تجربههای جدید میداند که شما از دور او را تشویق کرده و پشتیبانی میکنید.
انتهای پیام
نظرات کاربران