اگر قرار باشد برنامه «مناظره» بر سياق اين هفته ادامه حيات دهد، لاجرم نامش را به «مدحنامه» تغيير خواهد داد؛ اگر نه توسط تهيهكننده برنامه و مديران صدا و سيمايي كه اصولا و كلا منتقد دولت يازدهم هستند، توسط مردم و «مخاطبان» برنامه حتما صورت ميگيرد؛ مردمي كه نقصها و بيماريهاي صدا و سيما را بهتر از خود مديرانش ميفهمند و از آن به آلترناتيوهاي كمي بهتر خارجي پناه ميبرند و اتفاقا كاستي و شايستگيهاي نظام درمان را هم ميدانند، اما راه مفرّي از آن ندارند. شايد همين خصيصه هم اين حوزه را راهبرديتر از ساير بخشهاي حاكميتي در جهان كرده است. مردم در چنبره نظام درمان كشور خود هستند اما مردم ايران در اين چنبره گرفتارند. چه مديران ارشد نظام درماني كشور بخواهند اين نقصها را به رسميت بشناسند، بيان كنند و به بوته نقد بگذارند و چه نخواهند؛ چه صدا و سيما بخواهد در اين رويه معيوب، وزارت بهداشت را همراهي بكند يا خير.
برنامه مناظره هفته گذشته شبكه يك سيما كه هر هفته يكي از موضوعات اقتصادي كشور را به بوته نقد كارشناسان مخالف و موافق و دولتيها و خبرنگاران و فعالان بخش خصوصي ميگذارد، اين هفته «طرح تحول سلامت» را به بوته «نقد» گذاشت؛ البته «نقد» براي اين برنامه و حتي نام «مناظره» برايش خندهدار خواهد بود. حاضران اين برنامه، ايرج حريرچي، قائم مقام وزير وزارت بهداشت، محمد آقاجاني، معاون درمان وزير، عبدالرحمان رستميان، نايبرييس كميسيون بهداشت مجلس و اميرحسين قاضيزاده هاشمي، عضو كميسيون بهداشت مجلس بودند. به عبارت ديگر، كارمندان (قائم مقام و معاون) وزير بهداشت همراه با پسر عموي وزير به عنوان نماينده مجلس (اميرحسين قاضيزاده هاشمي) آنتن زنده شبكه يك را به تعريف و تمجيد از طرح تحول سلامت اختصاص دادند! البته ممكن است اين شائبه هم تقويت شود كه احتمالا از منتقدان به طرح تحول سلامت دعوت شده ولي آنها حضور پيدا نكردهاند اما تماس من با چند نفر از منتقدان اصلي اقتصاد درمان كشور ثابت كرد كه از آغاز بنا بر تعريف و تمجيد از اين طرح بوده است و به همين دليل هم گروه برنامهسازان شبكه ۱ در برنامه مناظره، زحمت دعوت از منتقدان و كارشناسان را به خود ندادهاند.
حاضر نبودن هيچ يك از منتقدان طرح تحول سلامت يا حتي كارشناسان مستقل اقتصاد درمان كه اتفاقا برخلاف تصور وزير بهداشت، تعدادشان در كشور كم نيست، باعث شد نه تنها وجه تسميه اين برنامه از بين برود بلكه مخاطبان برنامه هم با ديدن تنها ۵ دقيقه اول برنامه، راي به بيمعني و خستهكننده بودن اين برنامه اصولا چالشي بدهند و به شبكه ديگر عزيمت كنند؛ عزيمتي كه براي شبكه ۱ سيما اگر در چارچوبي اقتصادي فعاليت ميكرد، به معناي شكست مديريت شبكه و تهيهكننده برنامه بود. به علاوه، حتي مخاطباني كه درگيري بيشتري با حوزه درمان داشتند مانند پزشكان، هم بر اساس مشاهدات من، كوچكترين علاقهيي به پيگيري برنامه نداشتند.
جالبتر اينكه صدا و سيماي ايران كه تاكنون چندين بار مورد انتقاد شخص رييسجمهور دولت يازدهم در بازنمايي يا سياه نمايي عملكرد دولت قرار گرفته، در اين برنامه نسبتا پرمخاطب، تصميم به همراهي دولت يا دقيقتر بگوييم وزير بهداشت آن، حتي به قيمت تخريب فرمت يا قالب برنامه و ريزش مخاطبان ثابتش ميگيرد. تصميمي كه ميتواند روي اعتبار يا برند برنامه هم تاثير مخرب بگذارد. اينكه چطور چنين تغيير رويكردي در سياستهاي صدا و سيما رخ داده، در چارچوب تفكر منطقي يا اقتصاد رسانه نميگنجد اما در چارچوب اقتصاد سياسي ميتوان پاسخ قانعكنندهيي داد.
حسن قاضيزاده هاشمي را ميتوان اصولگراترين عضو كابينه دولت يازدهم دانست. وزيري كه پسرعموي نماينده مجلسش، سخنگوي جبهه پايداري است و در نتيجه پيوند اين وزارتخانه و بهارستان را محكمتر از پيوند كل دولت يازدهم با مجلسيون ميكند. همين پيوند محكم هم توانست در زورآزمايي وزير بهداشت با صدا و سيما بر سر «در حاشيه» مهران مديري، اقتصاد را مغلوب سياست كند و مدير شبكه ۳ را بر آن داشت كه چشم بر سود اقتصادي ماشين پولسازي مديري ببندد و تن به خواست وزير بهداشت براي «ممنوعيت نقد حوزه استحفاظي» او بدهد. جالبتر اينكه حسن قاضيزاده هاشمي در همايش نقد عملكرد دولت يازدهم در طرح تحول سلامت، از نبودن منتقدان حرفهيي بخش سلامت گلايه كرده بود و از نبود برنامهيي مانند برنامه ۹۰ شبكه ۳ در حوزه سلامت اظهار تاسف كرده بود؛ برنامهيي كه از پولسازترين و پرمخاطبترين برنامههاي صدا و سيماست و اصليترين ارزش افزوده آن، در استقلال راي سازندگان برنامه در انتقاد صريح از بازار پرحاشيه و كمتر فرهيخته فوتبال نهفته است. حال تصور كنيد چنين برنامهيي در حوزه بهداشت و درمان ساخته شود، حدس ميزنيد در چندمين قسمت وزير و معاونانش و حتي پزشكان كشور مانع پخش آن ميشوند؟
با اين حال شايد وزير بهداشت تصور ميكند در سايه اين آرامش خاطر ميتواند راه پر فراز و نشيب طرح تحول سلامت را به سلامت بپيمايد. اما اين آرامش، بيشتر شبيه آرامش قبل از توفان است؛ توفاني كه در چشم بستن بر معايب و كاستيها و چاهها و چالههاي پيش رو، در نهايت ميتواند دولت يازدهم را به كام مرگ سياسي ببرد. طرح تحول سلامت قرار است از مهمترين برگ برندههاي دولت يازدهم باشد، قرار است مردم را كمتر درگير هزينههاي درمان كند و آرامش خاطر آنها را در استفاده از خدمات درماني افزايش دهد. با اين روندي كه وزارت بهداشت در برخورد با نقد با همكاري صدا و سيما در پيش گرفته است احتمال اينكه همه اين نقشهها نقش بر آب شود، كم نيست.
مناظره سلامت بدون منتقدان
مريم بورقاني
نظرات کاربران