بر اساس گزارش خبرآنلاین و به نقل از روزیاتو، جنگنده نسل پنجم اف ۳۵ در سه مدل مختلف تولید می‌شود که نرخ سرعت حداکثر آن‌ها به حدود ماخ ۱٫۶ یا ۱,۹۳۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. اختلاف در طراحی مدل‌های متعارف F-۳۵A، مدل عمودپرواز F-۳۵B و نسخه دریایی F-۳۵C از نظر ویژگی‌های آیرودینامیکی، وزن و قدرت پیشرانه حائز اهمیت است؛ اگرچه این هواپیماها تقریباً ۷۰ تا ۹۰ درصد ویژگی‌های مشترک دارند.

مقایسه میان F-۳۵ و بهترین جنگنده‌های فعال در نیروی هوایی کشورها نشان می‌دهد که این هواپیما به راستی در میان آنها به عنوان کندترین جنگنده شناخته می‌شود. حتی در بین تجهیزات هوایی ایالات متحده و شرکایش، F-۳۵ فاصله معناداری با جنگنده‌هایی که به عنوان «سریع و چابک» شناخته می‌شوند، دارد. با وجود این کاستی‌های عملکردی، F-۳۵ جانشین پلتفرم‌های قبلی چون F-۱۵، F-۱۶ و Eurofighter Typhoon شده و پیش‌بینی می‌شود که با خروج تدریجی جنگنده‌های قدیمی‌تر، این روند به طور مداوم ادامه یابد.

در صورت بروز درگیری‌های نزدیک میان جنگنده‌ها، جایی که سرعت و قدرت پیشرانه اموری حیاتی محسوب می‌شوند، در بسیاری از سناریوها F-۳۵ به احتمال زیاد شکست خواهد خورد. با این حال، توجه به این مقایسه ممکن است از واقعیت انحراف داشته باشد، زیرا چنین ارزیابی‌هایی بر بنیاد یک الگوی تاکتیکی صورت می‌گیرد که عملاً به ندرت در میدان جنگ به مرحله اجرا در می‌آید.

سال گذشته، یکی از خلبانان نیروی هوایی آلمان (لوفت‌وافه) در یک رویارویی معروف، با استفاده از Eurofighter Typhoon به مصاف یک F-۳۵A از نیروی هوایی آمریکا (USAF) رفت. نتیجه این نبرد چندان غافلگیرکننده نبود؛ تایفون با توان بالای موتوری و قابلیت مانور بالا، به‌راحتی بر F-۳۵ پیروز شد. اما این نتیجه یک حاشیه مهم دارد. در شرایط واقعی میدان جنگ، احتمال دارد که F-۳۵ بی‌آنکه شناسایی شود، قادر باشد Eurofighter را از فاصله‌ای فراتر از دید مستقیم (Beyond Visual Range) مورد هدف قرار دهد.

نزدیک شدن به مرحله «Merge» (اصطلاحی که خلبانان نظامی برای ورود به نبرد نزدیک به کار می‌برند) یا ورود به یک جنگ هوایی، عملاً بدترین سناریو ممکن برای F-۳۵ به شمار می‌آید. وظیفه این هواپیما در میدان جنگ به عنوان یک گره حسگری (Sensor Node) ایجاب می‌کند که اساساً نیازی به وارد شدن به نبرد تن به تن با سایر جنگنده‌ها نداشته باشد.

۵۸۵۸