به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، پیشبینی این که یاسر آسانی به یکی از بازیکنان کلیدی استقلال در مجموعهای نه چندان پرستاره تبدیل شود، کار دشواری نبود؛ اما شاید هیچکس انتظار نداشت که او بهزودی به یکی از بزرگترین معماهای حقوقی فصل استقلال بدل گردد؛ معمایی که بهنظر میرسد مدیریت باشگاه برای حل آن هیچ تلاشی نمیکند و حتی به نظر میرسد با بیتوجهی از آن عبور کردهاند.
داستان آسانی از همان ابتدا بهطرز معناداری مبهم بود؛ بازیکنی که پس از یک دور رفت و برگشت نامشخص و فسخی که هنوز هم درباره جزییات و اعتبار آن سوالات جدی وجود دارد، دوباره به استقلال پیوست و گفته میشود که مدیران باشگاه برای راضی کردن او به بازگشت، مبلغی قابلتوجه را پذیرفتند و قسمتی از این مبلغ نیز بهصورت نقد به حساب او واریز گردید. با اینحال، بازگشت آسانی پایان ماجرا نبود؛ بلکه آغاز یک بحران جدیتر شد.
دو باشگاه مس شهر بابک و نساجی نسبت به حضور این بازیکن در ترکیب استقلال اعتراضاتی را مطرح کردهاند و انتشار نامهای مبنی بر فسخ قرارداد آسانی از سوی مدیر برنامههای او، ابهامات بیشتری را به وجود آورده است. با این وجود، واکنش مدیریت استقلال به این چالش، مکانیزم عجیبی از خود نشان داده است: استفاده از آسانی ادامه یافت بدون اینکه بهنظر برسد وضعیت حقوقی پرونده بهطور روشن و قطعی تعیین شده باشد.
حالا با انتشار نامه فسخ قرارداد آسانی با باشگاه استقلال، سخنان علی تاجرنیا، رئیس هیئت مدیره استقلال، نگرانیها را شدت بخشیده است. تاجرنیا بهصراحت اعلام کرده که پاسخ استعلام فیفا درباره وضعیت آسانی هنوز به دست باشگاه نرسیده است! این اظهارنظر بدین معناست که استقلال در دو هفته ابتدایی لیگ، بازیکنی را به میدان فرستاده که هنوز وضعیت حقوقی حضور او برای باشگاه کاملاً روشن نیست. سوال کلیدی و اساسی این است: اگر پاسخ فیفا هنوز دریافت نشده، چرا استقلال این ریسک را پذیرفته است؟
بدتر از این، فتاحی در توضیحاتی در این زمینه گفته است که فیفا در نامه اولیه پاسخ قطعی به استعلام استقلال نداده و به همین دلیل نامه دیگری فرستاده شده است. او همچنین بر این نکته تأکید کرده که هر تیمی حق شکایت دارد و اگر مدارک کافی در دست باشد، باشگاه دچار مشکل نخواهد شد. اما مشخصاً همین جمله، نگرانیها را تشدید میکند. «اگر مدارک کافی وجود داشته باشد» به چه معناست؟
آیا مدیران استقلال در زمان تصمیمگیری برای استفاده از آسانی، از قانونی بودن حضور او اطمینان داشتهاند یا فقط به امید عدم پیشآمدن مشکلی به این اقدام دست زدهاند؟ این دو رویکرد برای باشگاهی که با پروندههای حقوقی متعدد دست و پنجه نرم میکند، تفاوتی آشکار دارد.
استقلال نمیتواند با این موضوع حساس بهطور سطحی مانند یک اختلاف قراردادی عادی برخورد کند. هنگامی که دو باشگاه نسبت به حضور یک بازیکن معترض شدهاند، نامه فسخ منتشر شده و از طرف دیگر هنوز پاسخ قطعی فیفا درباره وضعیت او در دست نیست، دیگر صحبت از یک «حاشیه» نیست؛ درواقع ما در حال مواجهه با یک بحران حقوقی بالقوه هستیم.
موضوع جالبتر، بیتفاوتی مدیریتی در قبال این بحران است. تاجرنیا در حالی از عدم دریافت پاسخ فیفا صحبت میکند که آسانی در دو هفته ابتدایی لیگ در ترکیب استقلال بازی کرده است. بدین ترتیب، مدیران باشگاه ابتدا تصمیم به استفاده از بازیکن گرفته و حالا منتظرند ببینند آیا نهاد بینالمللی فوتبال با تصمیم آنها موافق است یا خیر! این مدل مدیریت، اگر واقعاً چنین باشد، به هیچ وجه نمیتواند نسبت به سرنوشت استقلال بیتوجه باشد.
آسانی ممکن است در زمین به شکل فوقالعادهای عمل کند، گل بزند، پاس گل بدهد و به یکی از ستارههای استقلال تبدیل شود؛ اما هیچیک از این مسائل نمیتواند یک سوال حقوقی را از بین ببرد. اگر در آینده مشخص شود که حضور او در یکی از مسابقات غیرقانونی بوده است، در آن صورت دیگر عملکرد فنی او هیچ ارزشی نخواهد داشت و استقلال موظف به پاسخگویی به تبعاتی خواهد بود که ممکن است بسیار بزرگتر از از دست دادن چند امتیاز باشد.
مدیران استقلال باید بهجای سادهانگاری در این موضوع، بهطور شفاف توضیح دهند: مبنای قانونی برای استفاده از آسانی چه بوده است؟ وقتی هنوز پاسخ قطعی فیفا نرسیده، چه کسی مسئولیت تصمیم به بازی دادن او را برعهده گرفته است؟ و در صورت تبدیل اعتراضهای مس شهر بابک و نساجی به یک پرونده جدی، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
این همان نقطهای است که نقش مدیریت به طور واضح نمایان میگردد؛ مدیریت صرفاً به امضای قرارداد و پرداخت مبلغ خلاصه نمیشود. مدیریت به معنای پیشبینی بحران، دریافت استعلام پیش از اتخاذ تصمیم و مهمتر از همه، نپذیرفتن ریسکهای غیرضروری است.
استقلال با وجود چالشهای متعدد مالی، مدیریتی و فنی، بهنظر میرسد که یک بحران تازه را برای خود ایجاد کرده است؛ بحرانی که اکنون در خاموشی بهسر میبرد اما ممکن است با اولین رأی یا تصمیم حقوقی بهسرعت شعلهور گردد.
تاجرنیا و مدیران استقلال بایستی توضیح دهند چرا قبل از روشن شدن وضعیت حقوقی آسانی، او را به میدان فرستادهاند. هواداران استقلال حق دارند بدانند این تصمیم بر اساس کدام اطمینان حقوقی اتخاذ شده یا صرفاً یک ریسک مدیریتی بوده است.
چراکه اگر اخباری که فیفا فرستاده برخلاف انتظارات استقلال باشد، دیگر نمیتوان همهچیز را به «حاشیه»، «شکایت رقبا» یا «انتظار برای جوابی از استعلام» تقلیل داد. در آن روز، باید پرسیده شود چرا وقتی جواب نیامده بود، آسانی در میدان حاضر شد؟
253 258
نظرات کاربران