بر اساس گزارشی از خبرآنلاین، روزنامه خراسان در مقالهای با عنوان ایزدی، زمانی که جنگ را به مثابه یک بازی کامپیوتری تصور میکند. اشاره کرد که خطر این دیدگاه در آن است که تنها به تصویر اول جنگ پرداخته میشود: ما تأسیسات نفتی دیگران را هدف قرار میدهیم، در حالی که ظاهراً طرف مقابل هیچگونه توانایی یا ارادهای برای پاسخ ندارد و هدفی نیز در ایران نمیبیند.
سوالی که به نظر فراموش شده این است: اگر سپس زیرساختهای نفت، گاز، پالایش و صادرات کشور مورد حمله قرار گیرد، مراحل بعدی چه خواهد بود؟ چرخه «بزنیم ـ بزنند» تا کجا ادامه خواهد یافت و در نهایت چه چیزی از اقتصاد منطقه و ایران باقی خواهد ماند؟ یک راهبرد که به واکنش دشمن، آسیبپذیری داخلی و انتهای جنگ توجه نکند، نمیتواند یک راهبرد معتبر به حساب آید؛ بلکه نوعی خیالپردازی است که جان و معیشت مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، شوک نفتی میتواند آمریکا را در باتلاق تورم و رکود گرفتار کند، اما ادعای فروپاشی اقتصادی کشوری با تولید انبوه انرژی، ذخایر استراتژیک و ابزارهای مختلف برای کنترل بحران، مستنداتی را نمیطلبد.
به هر حال، این محاسبات نباید ایران را به سمت محافظهکاری یا انفعال سوق دهد؛ گاهی پذیرش خطرات ضروری است. اما فاصلهای که بین خطر سنجیده و هیجانطلبی وجود دارد، عقلانیت انقلابی را از سادهانگاری کودکانه جنگ متمایز میکند. در یک تصمیم جسورانه، باید به واکنش دشمن، آسیبپذیری داخلی و روشهای کنترل بحران نیز توجه داشت. شجاعت به معنای حذف پیچیدگیهای واقعیت و آسان کردن مشکلات نیست؛ بلکه بهکارگیری هدفمند قدرت در زمان و مکان صحیح است.
خوشچشم؛ مینگذاری در دنیای خیالی
پیشنهاد مصطفی خوشچشم برای مینگذاری در «خلیج فلوریدا» نمونهای از سادهانگاری جنگ دریایی و تبدیل یک عملیات بسیار پیچیده به بحثی دوستانه است. ابتدا باید مشخص شود که منظور او دقیقاً کدام ناحیه آبی است؛ زیرا خلیج فلوریدا بهعنوان نامی متداول، یک ناحیه راهبردی خاص را مشخص نمیکند. احتمالاً او منظورش تنگه فلوریدا، خلیج مکزیک یا آبهای نزدیک به این ایالت بوده است. وقتی که حتی جغرافیای عملیات به درستی ارائه نشده، چگونه میتواند نسخهای برای مینگذاری آن تجویز کرد؟
17302
نظرات کاربران