با نزدیک شدن به زمان برگزاری بازیهای آسیایی ناگویا، شایعهای وجود دارد که بیشتر از سایر مطالب، فوتبال ایران را تحت تأثیر قرار داده است؛ گمانهزنی در مورد امکان حضور علیرضا بیرانوند در تیم امید ایران. این شایعه از همان ابتدا به نظر میرسید که بهجای یک تصمیم فنی، با موضوع خدمت سربازی این دروازهبان مرتبط است. اما اکنون بهنظر میرسد با مشخص شدن لیست ثبت شده تیم امید، امیدهای بیرانوند برای ناگویا به یأس تبدیل شده است.
اوضاع زمانی جدیتر شد که در روزهای اخیر خبرهایی مبنی بر احتمال پیوستن بیرانوند به تیم تحت هدایت حسین عبدی در رسانهها مطرح شد. از منظر اولیه، استفاده از یکی از با تجربهترین دروازهبانهای فوتبال کشور در تیم امید میتوانست یک انتخاب منطقی و توجیهپذیر باشد؛ بخصوص در تورنمنتهایی که تیمها اجازه دارند از سه بازیکن بزرگسال بهرهبرداری کنند. ولی با مطرح شدن شرایط خدمت سربازی بیرانوند، اینگونه معادلات رنگ و لعاب تازهای به خود گرفت.
بر اساس اعلام مراجع ذیربط، مدالآوران بازیهای آسیایی ناگویا در صورت کسب یکی از سه مقام نخست، از امتیازاتی برخوردار خواهند شد که میتواند شامل معافیت از خدمت سربازی نیز باشد. این موضوع سبب شد تا شایعه پیوستن بیرانوند به تیم امید قوت بگیرد و این تصور ایجاد شود که شاید دروازهبان باشگاه تراکتور از طریق ناگویا بتواند به یکی از مسائل کلیدی و اداری خود رسیدگی کند.
لیست ثبت شده تیم امید ایران برای بازیهای آسیایی ناگویا در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ به ارسال درآمد و شامل نام ۶۰ بازیکن میباشد. اما در این لیست اثری از علیرضا بیرانوند نیست؛ نکتهای که بهطور عملی شایعات اخیر را بیمحتوا کرده است. اگر نام یک بازیکن در لیست اولیه وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت که دو هفته مانده به مسابقات، او به راحتی به ترکیب افزوده شود و همه چیز بر اساس یک سناریو تازه پیش برود.
جالب اینجاست که در همین لیست، سه بازیکن بزرگسال بهمنظور استفاده از سهمیه مجاز ثبت شدهاند؛ علیرضا کوشکی، امیرحسین حسینزاده و مهدی هاشمنژاد. به این ترتیب، تیم امید از سهمیه بزرگسالان خود بهرهبرداری کرده، ولی انتخابش بیرانوند نبوده است. این موضوع شاید مهمترین پاسخی باشد به تمام گمانهزنیهای روزهای اخیر؛ اگر بیرانوند قرار بود گزینهای برای تیم عبدی باشد، چرا نام او در ثبت اولیه گنجانده نشده است؟
از این رو، میتوان بهصراحت گفت که تیر بیرانوند در دستیابی به ناگویا به سنگ خورده است. نه به این دلیل که او از نظر فنی شایسته حضور در تیم امید نیست، بلکه به خاطر اینکه مسیر قانونی و اجرایی چنین حضوری از مدتها پیش مشخص شده و نام او در آن مسیر قرار نداشته است.
علاوه بر این، حتی اگر موضوع خدمت سربازی را نادیده بگیریم، ورود ناگهانی بیرانوند به تیم امید با چالشهای فنی قابل توجهی روبرو بود. تیم حسین عبدی ماههاست که با دروازهبانهای جوان خود کار میکند و نفراتی چون ادیب زارعی، آرشا شکوری و محمد خلیفه در اردوهای مختلف فرصت حضور داشتهاند. تغییر ناگهانی این معادله برای آوردن دروازهبان اصلی تیم ملی، آن هم در فاصلهای نزدیک به آغاز مسابقات، میتوانست برنامههای آمادهسازی تیم را با مشکل مواجه کند.
میبایست اذعان داشت که استفاده از یک بازیکن بزرگسال در بازیهای آسیایی ذاتاً اشتباهی نیست. قانون چنین مجازی را فراهم کرده و فوتبال ایران نیز پیشتر از این ظرفیت بهرهبرده است. برای مثال، در بازیهای آسیایی ۲۰۰۲ بوسان، تیمی با بازیکنانی همچون علی دایی، یحیی گلمحمدی و ابراهیم میرزاپور موفق به کسب مدال طلا شد. اما اشتباه است که موفقیت بوسان را تنها به حضور تعداد محدودی بازیکن بزرگسال مربوط کنیم. آن تیم، ترکیبی از تجربه، استعداد، هماهنگی و بازیکنانی جوان بود که بعدها به ستونهای فوتبال ایران تبدیل گشتند. بر این اساس، سهمیه بزرگسالان باید بهعنوان یک ابزار فنی مد نظر قرار گیرد، نه بهعنوان راهی برای فرار از چالشهای خارج از مستطیل سبز.
انتخاب سه بازیکن بزرگسال ثبتشده برای ناگویا نیز بسیار معنادار است. بهنظر میرسد حسین عبدی بر آن است که بهجای تغییر ساختار تیم، از بازیکنانی استفاده کند که بتوانند در نقاط مختلف میدان به آنها یاری رسانند. در این شرایط، ورود بازیکنانی مانند حسینزاده، کوشکی و هاشمنژاد میتواند دست کادرفنی را از نظر تاکتیکی باز کرده و در عین حال، ضرورت احساس نشود که یک دروازهبان بزرگسال به تیم افزوده شود، بهویژه در شرایطی که تیم ماههاست برای انتخاب گلرهای جوان خود برنامهریزی کرده است.
نکتهای مهمتر هدفی است که عبدی برای تیم امید ترسیم کرده است. ناگویا نباید بهعنوان تنها نقطه چشمانداز فوتبال امید ایران در نظر گرفته شود. این تیم باید بخشی از مسیر رسیدن به المپیک ۲۰۲۸ باشد و بازیکنانی که امروزه در اختیار عبدی قرار دارند، باید جهت آینده فوتبال کشور شکل بگیرند. اگر هر مسابقه را صرفاً با هدف دستیابی به مدالهای کوتاهمدت نگاه کنیم، ممکن است فرصتی برای رشد نسلی که قرار است در سالهای آتی بار اصلی فوتبال ایران را به دوش بکشد، از بین برود. از این رو، ممکن است عدم حضور بیرانوند اتفاق خوشایندی برای تیم امید باشد. اگر نام او از ابتدا در لیست ثبت نشده و برنامه کادرفنی نیز بر اساس دروازهبانهای جوان طراحی شده، بهتر است این پرونده در همینجا به پایان برسد. بیرانوند کماکان دروازهبان با تجربه و حیاتی برای تراکتور و تیم ملی خواهد ماند و مسئله خدمت سربازیاش نیز باید از طریق قانونی خود حل و فصل شود، نه با تحمیل یک سناریوی عجولانه به تیم امید.
ناگویا قرار نیست بهعنوان میانبری برای حل مسائل مربوط به خدمت سربازی هیچ بازیکنی عمل کند. این مسابقات باید بهعنوان یک ایستگاه مهم در راستای آینده تیم امید ایران شمارش شود؛ مسیری که هدف نهایی آن، تشکیل یک تیم قدرتمند برای المپیک است.
بنابراین شایعات اخیر هرچند هم پر سر و صدا بودند، در نهایت به نقطهای ساده و واضح ختم میشوند؛ نام بیرانوند در لیست ثبتشده موجود نیست و سهمیههای بزرگسالان نیز از پیش تعیین شدهاند. اینگونه تیر به سنگ خورده است؛ ناگویا نه مقصدی برای بیرانوند است و نه راهحلی برای مسئله سربازیاش. اکنون بهتر است بهجای ایجاد سناریوهای تازه، بر همین نسل تمرکز کرد که حسین عبدی ماهها برای پرورش آن زمان صرف کرده است.
نظرات کاربران