به نقل از خبرآنلاین، روزنامه اعتماد گزارش داد: در این متن، اصولی نظیر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی، احتراز از تهدید و تنش، آغاز روند مذاکره برای دستیابی به توافق نهایی، کاهش محدودیت‌ها در زمینه دریا، تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی ایران، آزادسازی برخی از دارایی‌های بلوکه شده، بررسی تحریم‌ها و حل مسائل هسته‌ای از طریق گفتگو پیش‌بینی شده بود.

مهم‌تر از همه، دو طرف موافقت کردند که به‌جای پیگیری اختلافات خود در میدان نظامی، از یک فرآیند مذاکره‌ای استفاده کنند. این موفقیت بزرگ را نباید صرفا یک پیشرفت دیپلماتیک معمولی قلمداد کرد. در شرایطی که منطقه با بی‌ثباتی، ناامنی در حوزه انرژی، اختلال در تجارت و افزایش هزینه‌های اقتصادی ناشی از جنگ مواجه است، ایجاد یک قالب برای توقف درگیری‌ها و بازگشت به میز مذاکرات، خود دستاوردی حائز اهمیت نه تنها برای دولت دکتر مسعود پزشکیان بلکه برای منافع ملی ایران نیز به حساب می‌آید.

در این میان، عملکرد دولت دکتر مسعود پزشکیان و وزارت امور خارجه در پذیرش مسیر مذاکره و تبدیل بحران نظامی به فضاهای سیاسی، قابل توجه است. ارزش یک دولت در عرصه سیاست خارجی فقط در تعداد توافقات امضا شده نیست، بلکه در توانایی آن در ارائه راهکارهایی است که کشور را از دوگانه خطرناک «جنگ یا تسلیم» نجات دهد. تفاهم اسلام‌آباد سعی کرد گزینه سومی را به ایران ارائه دهد: ترکیبی از مقاومت و دیپلماسی، بازدارندگی و گفتگو، و تأمین منافع ملی از طریق توافق. اما واقعیت کنونی این است که این چارچوب اکنون با تهدیدات تحریمی بی‌سابقه ایالات متحده جایگزین شده است.

مهلت ۶۰ روزه تعیین شده در تفاهمنامه در مرداد ماه سپری شد و گزارش‌های اخیر نشان دهنده اختلاف عمیق بین دو طرف در خصوص اجرای تعهدات و توقف فرایند مذاکرات است. پاکستان که نقش مهمی در تحقق توافق ایفا کرده بود، اعلام نموده که این تفاهمنامه همچنان می‌تواند به‌عنوان «الگوی صلح» مورد استفاده قرار گیرد، هرچند که اجرایش به طور کامل تحقق نیافته است. اکنون سوال اصلی این نیست که کدام طرف در گذشته بیشتر تخلف کرده است؛ سوأل مهم‌تر این است که آیا می‌توان از این تجربه مهم اما فراموش‌شده برای ایجاد یک قرارداد محکم بهره برد؟ پاسخ این سوأل باید مثبت باشد.


ایران و امریکا می‌بایست به میز مذاکره بازگردند؛ بر اساس توافق اولیه گذشته و با هدف تبدیل آن به یک قرارداد باکرامت. تفاهم اسلام‌آباد که طرفین برای آن زحمت زیادی کشیده‌اند باید به‌عنوان مبنایی برای مذاکرات و نقطه شروع آن در نظر گرفته شود؛ مذاکراتی که در قرارداد جدید باید تعهدات دو طرف به روشنی بیان شود، زمانبندی‌ها دقیق‌تر باشد، مکانیسم‌های راستی‌آزمایی قوی‌تری در نظر گرفته شود و هزینه‌های نقض توافق مشخص گردد. اگر توافقی پایدار قرار است شکل بگیرد، باید از ابتدا برای روزی که یکی از طرفین وسوسه به خروج از آن می‌شود نیز سازوکارهای لازم وجود داشته باشد.


برای ایران، بازگشت به مذاکرات به معنای چشم‌پوشی از اصول یا منافع ملی نیست. بالعکس، دیپلماسی تنها در صورتی ارزشمند است که بتواند بدون واگذاری حقوق بنیادین کشور، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی ناشی از منازعه را کاهش دهد. رفع تحریم‌های مؤثر، امکان فروش و انتقال درآمدهای نفتی، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، بازگشت ثبات به تجارت خارجی و ایجاد افق روشن برای اقتصاد، به‌طور مستقیم با زندگی مردم مرتبط است.

از سوی دیگر، امریکا نیز باید بپذیرد که فشار حداکثری اقتصادی و تهدید نظامی لزوماً به یک توافق بهتر منجر نخواهد شد. اگر هدف واشنگتن جلوگیری از گسترش بحران، کاهش ریسک هسته‌ای و تأمین امنیت منطقه است، یک توافق قابل راستی‌آزمایی و مبتنی بر تعهدات متقابل، بسیار کم‌هزینه‌تر از ادامه چرخه تحریم، تهدید و درگیری خواهد بود. البته بازگشت به توافق اسلام‌آباد نباید به معنای نادیده گرفتن تجارب ماه‌های گذشته باشد. قرارداد آینده باید از نقاط ضعف توافقنامه قبلی درس بگیرد.

در قرارداد نهایی، تعهدات باید متقابل و مرحله‌بندی شده باشند؛ اجرای هر مرحله باید قابل راستی‌آزمایی باشد؛ ضمانت‌های اجرایی باید واقعی و عینی باشد و اختلافات بر سر تفسیر مفاد نباید مجدداً بهانه‌ای برای بازگشت به رویارویی شود. امروز شاید مهم‌ترین تصمیم، اتخاذ راهی برای بازگشت از مسیر تقابل به مسیر مذاکره باشد. تاریخ روابط ایران و امریکا نشان داده که اعتماد عمیق میان دو کشور به سرعت برطرف نخواهد شد. اما برای وقوع صلح، اعتماد کامل شرط اولیه مذاکرات نیست، بلکه آنچه ضروری است، وجود سازوکاری است که حتی در شرایط بی‌اعتمادی نیز بتواند تعهدات دو طرف را قابل اجرا کند.

تفاهم اسلام‌آباد ممکن است توافق کاملی نبوده باشد و تجربه اجرای آن نیز نشان‌دهنده نقاط ضعف جدی بوده است. اما ارزش آن در این است که نشان داده حتی در بالاترین سطح تنش، می‌توان از جنگ به مذاکره بازگشت. اکنون مسئولیت سیاستمداران در تهران و واشنگتن این نیست که بر سر این مسئله که چه کسی حق بیشتری داشته است، بحث کنند؛ بلکه مسئولیت آن‌ها این است که نشان دهند می‌توانند از تکرار یک جنگ دیگر جلوگیری کنند. بازگشت به اسلام‌آباد، با درس‌آموزی از اشتباهات گذشته و با تضمین‌های قوی‌تر می‌تواند آغازگر چنین مسیری باشد. صلح پایدار نه از فراموشی اختلافات بلکه از مدیریت منطقی آن‌ها زاده می‌شود.

17302