به نقل از خبرآنلاین، رسانه «العهد» لبنان در تحلیلی به قلم «اکرم بزی» نویسنده و تحلیلگر عرب، به سیر تاریخی تحریم‌های آمریکا علیه ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. این تحریم‌ها که از محدودیت‌های تجاری و فشار بر صنعت نفت در دهه 1990 آغاز شده و تا موضوع هسته‌ای و مذاکرات مختلف کشیده شده، به سمت سیاست «فشار حداکثری» تداوم یافته و نشان دهنده گسترش تدریجی ابزارهای مالی و سیاسی ایالات متحده علیه ایران است.

طبق گزارش روز چهارشنبه ایرنا، با این حال، آخرین دور تحریم‌های اعمال شده از سوی آمریکا این سؤال را بیش از پیش مطرح کرده که آیا این فشارها می‌توانند بر اقتصاد ایران تأثیر بگذارند و آیا تهران توان ادامه مقاومت در برابر پیامدهای آن را دارد؛ به خصوص که این تحریم‌ها همزمان با تشدید تنش‌های نظامی و فشارهای سیاسی بر ایران وضع می‌شوند.

بزی معتقد است که با وجود تبلیغات وسیع دولت واشنگتن مبنی بر توانایی تحریم‌ها برای تسلیم کردن ایران، واقعیت‌ها تصویری متفاوت از آنچه ارائه می‌شود را به نمایش می‌گذارند. ایران در سال‌های اخیر با پیوستن به نهادهایی نظیر بریکس، سازمان همکاری شانگهای و سایر سازوکارهای اقتصادی اوراسیا تلاش کرده تا شبکه‌های مالی و اقتصادی جایگزینی تشکیل دهد که وابستگی آن به نظام مالی غربی را کاهش دهد.

در این میان، نقش چین بسیار حائز اهمیت است. پکن در حالی که با تحریم‌های یکجانبه آمریکا مخالف است، همچنان به خرید نفت و همکاری اقتصادی با ایران ادامه می‌دهد. ترکیه نیز با نگاهی به منافع ملی خود، سابقه‌ای در حفظ مراودات تجاری و انرژی با کشورهای تحت تحریم دارد. این رویکردها نشان می‌دهند که واشنگتن در اجرای کامل تحریم‌ها با چالش‌های جدی در سطح بین‌المللی مواجه است.

علاوه بر این، موقعیت جغرافیایی ایران نیز اجرای یک محاصره اقتصادی کامل را با دشواری‌هایی مواجه می‌کند. ایران با تعدادی از کشورهای منطقه مرزهای زمینی و دریایی دارد و به مسیرهای مهم دریایی در خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر دسترسی یافته است. این ویژگی‌ها مسيرهاي متنوعی برای تجارت و تبادل اقتصادی را فراهم کرده که کنترل کامل آنها از جانب بیگانگان به سادگی میسر نیست.

همچنین، منافع اقتصادی کشورهای منطقه و قدرت‌های آسیایی در برقراری ارتباط با ایران نیز عاملی دیگر است که به محدودیت‌های سیاست مهار واشنگتن افزوده می‌شود. بسیاری از کشورها به منظور تأمین انرژی و حفظ مسیرهای تجاری خود، تمایل چندانی به قطع کامل روابط اقتصادی خود با تهران ندارند.

در سطح جهانی، گرایش به سوی یک نظام چندقطبی فرصتی را فراهم آورده که به تدریج انحصار آمریکا بر شبکه‌های مالی و تجاری کاهش یابد. کشورهای مختلف تلاش می‌کنند با استفاده بیشتر از ارزهای ملی، تجارت دوجانبه و راهکارهای پرداخت مستقل از نظام‌های مالی غربی، آسیب‌پذیری خود را در برابر تحریم‌های یکجانبه کاهش دهند.

بزی در ادامه می‌افزاید که با وجود این تحریم‌ها، قدرت دستیابی به اهداف حداکثری واشنگتن با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو شده و هرچه کشورهای بیشتری به ایجاد مسیرهای تجاری و مالی مستقل روی آورند، تأثیر بازدارندگی تحریم‌های آمریکا نیز کمرنگ‌تر خواهد شد.

در پایان این یادداشت آمده است: هدف اساسی دولت آمریکا از تشدید فشارها وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌های خود است؛ با این حال، تحولات در عرصه اقتصاد جهانی و گسترش همکاری‌های ایران با قدرت‌های شرقی و کشورهای منطقه نشان می‌دهد که سیاست تحریم دیگر نمی‌تواند به تنهایی به عنوان یک ابزار مؤثر برای تغییر رفتار یک کشور عمل کند. در این وضعیت، فشارهای اقتصادی آمریکا ممکن است به جای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی، به تقویت همکاری‌های ایران با شرکای شرقی و منطقه‌ای و ایجاد سازوکارهایی برای فعالیت اقتصادی خارج از مدار غرب منجر شود.

310310