خبرآنلاین: مشی دولت پزشکیان بر وفاق ملی و مماشات از دایره مخالفان و منتقدان دولت در دوسال گذشته نکاست و تندروها هنوز هم رئیس دولت و کابینه‌اش را به باد نقدهای تند می‌گیرند. حتی با وجود دو جنگ و سپری کردن دو نبرد نظامی، از مردادماه سال ۱۴۰۳ تا همین روزهای ابتدایی ماه شهریور، پیکان انتقادات خود را به سوی دولت نشانه گرفتند و بی‌محابا هر تصمیم رئیس‌جمهور را از نحوه مذاکرات و تفاهم با آمریکا تا کالابرگ و سهمیه‌بندی بنزین و ... را به رگبار نقدهای تند و تیز خود بسته‌اند.

اما آنچه در میان هجمه‌ها به دولت پررنگ‌تر شده، حضور پررنگ دولتمردان سیزدهم در صف منتقدان کابینه پزشکیان است. گویی کسانی که با شعارهای اقتصادی و تخریب دولت روحانی توانسته بودند راهی کابینه ابراهیم رئیسی شوند و در سه سال دولت او، با وجود آنکه هرچه در چنته داشتند رو کردند، اما نتوانستند نقش مهمی در این امر مهم ایفا کنند، خود و افکارشان را برتر از تصمیمات مهم حاکمیت می‌پندارند.

وقتی برادر داماد رئیسی، جلوتر از رهبری حرکت می‌کند

از همان روزهای ابتدایی حمله آمریکا به کشور در نهم اسفندماه و شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان نظامی، مردم به خیابان‌ها آمدند تا بار دیگر با نشان دادن وحدت و انسجام ملی، از وطن خود حمایت کنند. اما کم‌کم این تجمعات شبانه به مصادره تندروها و چهره‌های سیاسی درآمدند که با بیان سخنان شاذ تلاش کردند میان دولت و مردم جدایی و فاصله بیندازند. به بیان دیگر، چهره‌هایی که هنوز شکست در انتخابات تیرماه ۱۴۰۳ را و درگذشت ناگهانی ابراهیم رئیسی را نپذیرفته بودند، تلاش کردند تا با بیان ادعاها و تهمت‌ها به رئیس‌جمهوری، خود را برای انتخابات ۲ سال آینده آماده کنند و در این میان، حتی به تذکرات و بیانیه‌هایی که از سوی رهبر انقلاب بر وحدت و حمایت از دولت چهاردهم تأکید شده بود نیز توجهی نکردند.

به طور مثال، میثم نیلی، مدیر رسانه رجانیوز که یکی از مهم‌ترین رسانه‌های پایداریچی‌ها است، در طی این مدت فعالیت‌های رسانه‌ای خود را در علیه دولت افزایش داده است. نیلی شاید ابتدا به سبب نسبت فامیلی‌اش با ابراهیم رئیسی در میان رسانه‌ها و سیاسیون، سری از سرها دربیاورد، اما سپس از بیان اظهارات تند، برای خودش موقعیتی دست‌وپا کرد. او که از مخالفان اصلی مذکرات است، از شروع دوباره جنگ با آمریکا و اسرائیل، بارها به‌سبب اظهارات تندش یا صدور فرمان برای تجمع علیه تفاهم ایران و آمریکا حاشیه‌ساز شده است.

مدیر رسانه رجانیوز در ادامه با اشاره به ماجرای استعفای دولت مهدی بازرگان بیان کرده است: «زمانی که پس از تسخیر سفارت آمریکا، دولت آمریکا منفعل شد، دولت آمریکایی در ایران هم منفعل شد؛ استعفا داد و تصور کردند امام(ره) نمی‌پذیرد و می‌تواند شرط و شروط بگذارد؛ درحالی‌که امام خمینی(ره) استعفا را پذیرفتند. ما باید وظیفه خودمان را عمل کنیم؛ رهبری هم بر اساس مصالح به وظیفه خودشان عمل کرده و می‌کنند.»

سایت رجانیوز همچنین در روزهای اخیر که توافق مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه امضا شد، با مقصر خواندن عراقچی و پزشکیان مدعی شد: «مخاطره توافق سه‌جانبه اخیر، زمانی جدی‌تر می‌شود که آن را در پیوند با یمن تحلیل کرد. درگیری‌های اخیر میان انصارالله و نیروهای وابسته به عربستان، نشان می‌دهد یمن هنوز یکی از کانون‌های اصلی تقابل امنیتی در منطقه است. عربستان می‌کوشد فشارهای انصارالله، چه در مرزهای جنوبی و چه در دریای سرخ را از سطح تهدیدی صرفاً برای خود خارج کند و آن را ذیل عنوان امنیت منطقه‌ای، امنیت کشتیرانی و دفاع از شرکایش بازتعریف نماید.»

حضور وزرای اقتصادی دولت رئیسی در صف منتقدان

شاید روزی که مرحوم اکبر ترکان در مناظرات سال ۹۵ به حجت‌الله عبدالملکی گفت که چه اقتصاددانی هستی که عدد نمی‌فهمی، شاید تصور نمی‌کرد که او روزی به‌عنوان وزیر پرحاشیه‌ای شناخته شود که نه‌تنها ادعای عجیبی در بحث‌های اقتصادی مطرح می‌کند، که حتی پای خود را هم فراتر گذاشته و در مباحث سیاسی خارجی ورود کند. عبدالملکی که در دولت سیزدهم، ابتدا سکانداری وزارت کار و سپس دبیری شورای عالی مناطق آزاد را در کارنامه‌اش ثبت کرد، در فضای سیاسی و رسانه‌ای به‌عنوان چهره اقتصادی شناخته می‌شود که فقط شعارهای عجیب و غیرقابل اجرایی می‌دهد. او نیز مانند برخی دیگر از همقطارانش طی ۱۷۸ روزی که از شروع جنگ می‌گذرد، در تجمعات شبانه مدام به سخنرانی علیه دولت و شرایط کشور می‌پردازد.

انتشار ویدیویی از او که با تأکید بر قید «اطلاع دارم»، مدعی شده که یک ریال از گرانی‌های اخیر کشور ربطی به شرایط جنگ ندارد، تنها گوشه‌ای از اظهار و نظرهایی این مرد رفته از دولت سیزدهم در ماه‌های اخیر است.

او همچنین در چند روز گذشته، با بازنشر سخنان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، درباره مراحل پایانی مذاکرات ایران و عمان در شبکه ویراستی نوشت: «کارکرد اصلی این نوع اخبار طی ۵ ماه گذشته، آرام کردن بازار جهانی انرژی و خنثی کردن بخشی از پیروزی‌های نیروهای مسلح در میدان و مردم در خیابان بوده‌است! ضمن احترام به عزیزان در وزارت خارجه، کنش‌های این بزرگواران طی جنگ بیشتر مخرب بوده‌است تا سازنده! البته امید ما برای تغییر رویکرد این جریان پابرجاست.»

سید احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت سیزدهم نیز از دیگر چهره‌های فعال علیه دولت چهاردهم است. او اخیراً در توئیتی بدون اشاره به تصمیمات احتمالی دولت برای افزایش قیمت بنزین، نوشت: «در حالی که برای شهریور و مهر تمام نشانه‌ها از: «آشوب و سپس جنگ» حکایت دارد، وقت اصلاح قیمت‌های کلیدی نیست

خاندوزی پیش از این نیز در توئیتی محمدجواد ظریف، معاون سابق راهبردی رئیس‌جمهوری را مورد هجمه قرار داد و نوشت: «گل بود به سبزه نیز... آقای ظریف! دولت به اندازه کافی در جلب حمایت چین و روسیه ناتوان هست که نیاز نباشد شما نیز کمک کنید تا در جنگ بعد، این کشورها از تکرار "حق وتو و کمک اطلاعاتی" به‌نفع ⁧ ایران⁩ دریغ کنند. کارویژه برخی، بستن همه راه‌هاست تا تنها راه وصال به معشوق باز بماند.»

اما در کنار میثم نیلی و وزرای اقتصادی دولت رئیسی، سپهر خلجی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم، هم در طی این مدت به‌شدت علیه تصمیمات دولت در صفحات مجازی خود فعالیت می‌کرد. او که از مخالفان تفاهم ایران و آمریکا به شمار می‌رود، با تفسیر از پیام رهبر انقلاب درباره این تفاهم‌نامه نوشت: «به توصیه‌های امام شهید و علی‌الاصول امام حاضر برگردید که سند شکست آمریکا در اینجاست. قبل از شما هم کسانی بودند که به توصیه‌ها و علی‌الاصول‌های امام شهید عمل نکردند و عاقبت‌به‌خیر نشدند.»

او همچنین با حمله به تیم مذاکراتی کشور، تصاویری از دیدار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با دونالد ترامپ و معاونانش در کاخ سفید را منتشر کرد و نوشت: «توهم اختلاف بین جنایتکاران! کسانی که مدت‌هاست با خطای محاسباتی دچار توهم وجود اختلاف ترامپ با نتانیاهو و یا اختلاف ونس با روبیو و ویتکاف شده‌اند، تصاویر دورهمی دیروز قاتلان امام شهید، مردم و دانش‌آموزان مظلوم ایران را خوب ببینند. امروز دست دادن با ونس و ویتکاف دست دادن با عاملان و قاتلان امام شهید است.»

راه‌حل ارائه نمی‌کنند اما...

مرور مواضع این چهره‌ها نشان می‌دهد که منتقدان دولت پزشکیان تنها به جریان‌های تندرو محدود نمی‌شوند؛ بخشی از مدیران و وزیران دولت سیزدهم نیز پس از پایان مسئولیت خود، همچنان در میدان سیاست فعال‌اند و هر تصمیم دولت چهاردهم را به چالش می‌کشند. نقد عملکرد دولت، البته بخشی طبیعی از فضای سیاسی است، اما آنچه در این میان جلب توجه می‌کند، فاصله میان حجم انتقادات و راه‌حل‌هایی است که برای عبور از همان مشکلات ارائه می‌شود؛ انتقادهایی که گاهی از نقد یک تصمیم مشخص عبور کرده و به تعیین تکلیف برای رئیس‌جمهوری، تیم مذاکره‌کننده و حتی سیاست‌های کلان کشور می‌رسد.

این در حالی است که پزشکیان از نخستین روزهای آغاز به کار دولت چهاردهم، «وفاق ملی» را به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین شعارهای خود مطرح کرده و بارها بر ضرورت همراهی جریان‌های مختلف سیاسی برای عبور کشور از مشکلات تأکید کرده است. با این حال، بخشی از مخالفان دولت، حتی از میان مدیران دولت پیشین، نه‌تنها حاضر به همراهی با این مسیر نشده‌اند، بلکه همچنان در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور فعال‌اند و دولت را با همان ادبیاتی نقد می‌کنند که در زمان حضور خود در قدرت، برای منتقدانشان به کار می‌بردند.

حال اگرچه دولت سیزدهم در دو سال پیش به پایان رسید، اما آیا قرار است بخشی از دولتمردان آن همچنان از بیرون کابینه، برای دولت مستقر تعیین تکلیف کنند؟ و اگر پاسخ آنها به عملکرد دولت چهاردهم نقد است، راه‌حلشان برای عبور کشور از همین شرایطی که خود از آن سخن می‌گویند چیست؟

29215