حسن لاسجردی، کارشناس مسائل منطقه در تشریح ابعاد و دلایل انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) و ادغام در ساختار نظامی دمشق در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: تحولات اخیر را باید بیشتر در چارچوب تحولات جغرافیایی کردها تحلیل کرد. به دلیل قرابت فکری و سیاسی کنونی میان آنکارا و دمشق و همچنین کمکهایی که ترکیه دستکم طی یکی دو سال گذشته برای مدیریت تحولات سوریه انجام داده، آنکارا عملاً بر دمشق فشار آورده است تا موضوع کردها را مدیریت کند. چراکه طی سال گذشته اتفاقات متعددی در این زمینه رخ داده است؛ از مذاکرات و فشارهای دولت مرکزی و ترکیه گرفته تا همراهیهایی که با آمریکا صورت گرفت و همچنین اقداماتی که ترکها در مناطق و مراکز مختلف انجام دادند. در نهایت نیز نیروهای کرد پذیرفتند با حکومت مرکزی همکاری کنند. در حال حاضر، این همکاری در قالب چند اتفاق مهم در حال شکلگیری است؛ از جمله انتصاب فرمانده قصد به عنوان مشاور جولانی، بحث ادغام نیروهای نظامی و همچنین برچیدن پایگاهها.
وی ادامه داد: موضوع مهم دیگر، حضور نیروهای موسوم به «ارتش ملی سوریه» یا نیروهای امنیتی مورد حمایت ترکیه در این مراکز است. لذا این موضوع را بیش از آنکه یک مسئله صرفاً داخلی در سوریه بدانیم، باید موضوعی منطقهای و در راستای مدیریت و کنترل نیروهای کردی در منطقه قلمداد کنیم؛ چراکه طی سالیان گذشته ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی میان کردهای سوریه و کردهای ترکیه وجود داشته و این ارتباط در مواردی برای اعمال فشار بر هر دو حکومت مورد استفاده قرار گرفته است. این مسئله برای ترکیه اهمیت بیشتری نسبت به دمشق دارد؛ زیرا آنکارا همواره حساسیت و فشار بیشتری نسبت به مسئله کردها داشته و تلاش کرده کردهای داخل ترکیه و سوریه را مدیریت کند. حتی در مقاطعی با آنها برخورد و وارد چالش شده و درگیریهای متعددی نیز شکل گرفته است. بنابراین، فکر میکنم این روند در واقع بخشی از سیاست حزب عدالت و توسعه برای مدیریت کردها در منطقه است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: ترکها معتقدند اگر بتوانند کردها را بهعنوان یکی از مهمترین نیروهای معارض، که هم سابقه طولانی دارند و هم در تحولات ترکیه و منطقه مؤثر بودهاند، مدیریت کنند، بخش قابل توجهی از حمایتهای عملیاتی و سیاسی از آنها و همچنین فشارهایی که از این ناحیه بر حکومت مرکزی وارد میشود، از مدار خارج خواهد شد. از سوی دیگر، با این روند بخشی از نیروهای ارتش ترکیه نیز آزاد میشوند و میتوانند به سوریها برای شکلدهی به جغرافیای جدید سیاسی و امنیتی منطقه کمک کنند. مهمترین نکته این است که مسئله کردی که همواره برای ترکیه بهعنوان یک معضل، چالش و بحران مطرح بوده، با این تغییرات وارد مرحله جدیدی میشود. نخست اینکه بخشی از نیروهای نظامی و سیاسی کردها در منطقه آزاد خواهند شد؛ دوم اینکه فشارهایی که کردها در منطقه علیه ترکیه وارد میکردند کاهش مییابد و در نهایت، نگرانی آنکارا از مخالفت، چالش، نزاع، درگیری و هرگونه فشار سیاسی و نظامی نیروهای کردی علیه حکومت مرکزی نیز کمتر خواهد شد.
وی افزود: در مجموع، این اتفاق از نظر تحولات میان سوریه و ترکیه بسیار مهم است.همزمان با این تحولات، اسرائیل نیز بار دیگر حملات خود را از ناحیه جنوب افزایش داده و اخیرا نیز وزیر جنگ اسرائیل عملاً در مرز سوریه حضور پیدا کرد و بار دیگر نسبت به دمشق اعتراض کرد. با توجه به مجموعه اتفاقاتی که طی ماههای گذشته رخ داده، از جمله اقداماتی که اسرائیلیها در جولان انجام دادند و پیشرویهایی که در برخی مناطق، مانند درعا، داشتند، اسرائیل اکنون بر این باور است که از این به بعد با جریان اهل سنت مواجه است. با توجه به جابهجایی حکومت در سوریه که پیشتر تحت هدایت علویها بود، اکنون جریان جدیدی از اهل سنت روی کار آمده است. مهمتر از آن، اسرائیل معتقد است این جریان جدید، یعنی جریان جولانی، تحت تأثیر تفکرات اخوانی قرار دارد. اخوانیها اگرچه در ظاهر بسیار اهل گفتوگو و با پرستیژ سیاسی به نظر میرسند، اما اسرائیل معتقد است در عمل چنین نیستند و تلاش خواهند کرد فشارهایی را بر اسرائیل وارد کنند.
لاسجردی گفت: بنابراین، اسرائیل همزمان تلاش میکند با ترکیه چالش داشته باشد تا نقشآفرینی مؤثر آنکارا در سوریه را محدود کند. این فشارهای نظامی در واقع نوعی هشدار به ترکیه است که اگر بیش از حد یا فراتر از آنچه اسرائیل قابل قبول میداند در تحولات سوریه نقشآفرینی کند، تجهیزات نظامی منتقل کند یا برای تجهیز ارتش سوریه اقدام کند، اسرائیل نیز واکنش نظامی نشان خواهد داد. اقداماتی که طی چند ماه گذشته انجام داده، از جمله اشغال یا کنترل برخی مناطق جنوبی و بمباران مراکز مهم نظامی سوریه در جریان تحولات مربوط به سقوط حکومت بشار اسد، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. حتی حدود یکی دو هفته پیش، دولت ترکیه نیز از سوی اسرائیل تهدید شد که اگر در راستای فعالیتهای اسرائیل اقدامی انجام دهد، تلآویو حتی با ترکیه نیز وارد رویارویی خواهد شد. به نظرم، یکی از موضوعات بسیار مهم برای اسرائیل این است که ترکیه و برخی کشورهای عربی، مانند عربستان، به دلیل ارتباطات و قراردادهایی که در حال شکلگیری دارند، نقش پررنگی در تحولات سوریه ایفا نکنند.
وی عنوان کرد: نکته مهم دیگر، که البته در حال حاضر کمتر در مدار تحولات قرار دارد، مسئله دروزیهاست. دروزیها به هر حال یکی از پایگاههای مطمئن اسرائیل برای ارتباط با جامعه سوریه محسوب میشوند و اسرائیل نگران است که با تقویت حکومت مرکزی در دمشق، این حکومت علیه دروزیها اقدام کند یا تلاش کند آنها را کنترل و مدیریت کرده و در نهایت ارتباطشان با اسرائیل را کاهش دهد. بنابراین، نگاه کنونی اسرائیل به تحولات سوریه نگاهی دووجهی است؛ نخست، نگرانی از تقویت حکومت سوریه با حمایت ترکیه و غالب شدن نگاه اخوانی در ساختار جدید؛ و دوم، نگرانی از فشار بر جامعه دروزی و تلاش حکومت مرکزی برای مدیریت یا کنترل ارتباط آنها با اسرائیل.
لاسجردی در پایان خاطرنشان کرد: در نتیجه، این تحول برای اسرائیل یک مسئله دووجهی و نگرانکننده است و اسرائیل تلاش میکند با فشار نظامی، تهدید سوریها و ترکها و انجام عملیات و بمباران، مانع شکلگیری این روند شود یا دستکم آن را به تأخیر بیندازد. اسرائیل در شرایط کنونی تلاش میکند ابتدا جنگ با ایران را مدیریت کند، در لبنان به نوعی به تفاهم برسد و سپس بتواند مسئله سوریه را با دست بازتری دنبال کند. در حال حاضر، اسرائیل در چند جبهه درگیر است؛ جبهه ایران، سوریه، یمن و لبنان. بنابراین فعلاً بیش از آنکه وارد اقدام نظامی مستقیم و گسترده علیه ترکیه شود، تلاش میکند با تهدید و هشدار، رفتار آنکارا را کنترل کند. اما اگر در آینده این جبههها به نقطهای برسند که اسرائیل دیگر دغدغه و درگیری نظامی جدی در آنها نداشته باشد، به نظرم احتمال اقدام نظامی مستقیم اسرائیل علیه ترکیه بسیار افزایش خواهد یافت.
نظرات کاربران