فرارو- افزایش نگرانی‌ها و مشکلات روانی در میان جوانان عمدتاً به استفاده فراوان از تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی مرتبط دانسته می‌شود، اما شواهد جدید نشان می‌دهد که بخشی از این فشارها در واقع تحت تأثیر گزینش‌های اقتصادی و اجتماعی دشوار و احساس فزاینده ناامنی پیرامون آینده قرار دارد.

به گزارش فرارو به نقل از اینک، کمال‌گرایی ابتدا ممکن است به‌عنوان یک ویژگی مثبت تلقی شود؛ تلاش برای بهترین بودن، دستیابی به استانداردهای بالای عملکرد و حساسیت به کیفیت می‌تواند در موفقیت تحصیلی و شغلی نقش موثری ایفا کند. اما وقتی این ویژگی به یک نیاز مداوم برای بی‌نقص بودن بدل شود، می‌تواند عواقب منفی روانی قابل توجهی به همراه داشته باشد.

کودکی که از ارتکاب اشتباه هراس دارد، ممکن است از تجربه کردن فعالیت‌های جدید خودداری نماید؛ زیرا فرآیند یادگیری از طریق خطاها و تجربه‌ها را تهدیدی برای تصویر ذهنی خود از «بی‌نقص بودن» می‌داند. این الگو در بزرگسالی نیز می‌تواند با اوج‌گیری اضطراب، آسیاب فرسودگی و احساس شکست دائمی همراه باشد.

رشد کمال‌گرایی در بین جوانان

مطالعه‌ای جدید شامل داده‌های بیش از ۳۰۰ تحقیق در مورد حدود ۸۲ هزار دانشجو در آمریکا، بریتانیا و کانادا است. این داده‌ها از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۴ را پوشش می‌دهند و نشان می‌دهند که کمال‌گرایی در میان جوانان در تمامی ابعاد اصلی آن رو به افزایش است.

کمال‌گرایی مفهومی پیچیده و چندبعدی است و حداقل سه نوع اصلی دارد: تعیین استانداردهای بسیار بالا برای خود، داشتن انتظارات افراطی از دیگران و احساس اینکه دیگران از او انتظار دارند همیشه بی‌نقص باشد.

هر یک از این سه نوع کمال‌گرایی در حال افزایش هستند، لیکن عموماً تغییرات بارزتر به نوعی تعلق دارد که تحت عنوان «کمال‌گرایی تجویز شده اجتماعی» شناخته می‌شود؛ به این معنا که فرد بر این باور است که دیگران از او انتظار دارند که کامل و بی‌نقص باشد. این نوع کمال‌گرایی به‌طور ویژه از اوایل دهه ۲۰۰۰ به‌سرعت در حال افزایش است.

تلفن‌های هوشمند مقصر اصلی نیستند

افزایش کمال‌گرایی از جنبه زمانی جالب است. به تازگی، مشکلات روانی در جوانان اکثراً به گسترش تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی نسبت داده شده‌اند. اگرچه این فناوری‌ها ممکن است تأثیراتی بر سلامت روان داشته باشند، اما روند افزایشی کمال‌گرایی قبل از ورود این تکنولوژی‌ها آغاز شده بود؛ زمانی که بسیاری از کودکان هنوز تلفن هوشمند در جیب نداشتند.

از سوی دیگر، محققان بر این باورند که عوامل اقتصادی نقش مهم‌تری ایفا می‌کنند. آنان علاوه بر بررسی روند کمال‌گرایی، ارتباط آن را با رشد تولید ناخالص داخلی و نابرابری اقتصادی نیز سنجیده‌اند. نتایج نشان‌دهنده آن است که کاهش درآمد سرانه به‌طور قابل توجهی با افزایش «تلاش کمال‌گرایانه» در ارتباط است؛ به این معنا که فشار برای موفقیت، ترس از ناکامی و دلهره از نقد دیگران را به دنبال دارد.

به علاوه، افزایش نابرابری در درآمد نیز در ارتباط نزدیک‌تری با رشد «نگرانی کمال‌گرایانه» از خود را نشان می‌دهد؛ حالتی که در آن فرد احساس می‌کند ملزم به برآورده کردن استانداردهای زیاد و بالاست.

کمال‌گرایی؛ پاسخی منطقی به دنیایی غیرمنطقی؟

این یافته‌ها تصویری از نسلی به نمایش می‌گذارند که احساس می‌کند دستیابی به پیشرفت اقتصادی و آینده‌ای باثبات شکننده‌تر از گذشته شده است. در چنین شرایطی، برخی جوانان ممکن است به منظور جبران این ناامنی، خود را تحت فشار قرار دهند و به سطوح غیرواقع‌بینانه‌ای از تلاش و موفقیت دست یابند.

برای بسیاری از جوانان، خرید خانه، دستیابی به شغل پایدار و کسب امنیت مالی دیگر همچون گذشته قابل تصور نیست. افزایش هزینه‌های زندگی و بحران مالی نیز بر این فشارها افزوده است. در این بستر، تلقی‌هایی مثل «اگر به اندازه کافی خوب باشم، به موفقیت خواهم رسید» می‌تواند به نوعی وسواس بر عملکرد بی‌نقص تبدیل شود.

واقعیت این است که کمال‌گرایی می‌تواند نوعی درونی کردن ناخودآگاه فشارهای خارجی باشد؛ فرد هر روز استانداردهای بالاتری برای خود تعیین می‌کند، زیرا احساس می‌کند تنها راه باقی‌مانده برای مشارکت و موفقیت در جامعه، بهتر بودن و برتر بودن از دیگران است.

وقت آن رسیده تا با خود مهربان‌تر باشیم

این یافته‌ها هم یک پیام نگران‌کننده و هم یک پیام امیدوارکننده را به همراه دارد. واقعیت نگران‌کننده این است که افزایش کمال‌گرایی و هزینه گزاف آن برای سلامت روان جوانان، احتمالاً بخشی از آن ریشه در شرایط اجتماعی و اقتصادی دارد؛ عواملی که برای یک فرد خارج از کنترل است.

حذف یک شبکه اجتماعی از تلفن ممکن است منجر به کاهش استفاده از آن شود، اما به تنهایی نمی‌تواند مشکلاتی نظیر هزینه‌های بالای مسکن، ناامنی شغلی و دشواری در دستیابی به آینده‌ای پایدار را حل کند. برای ایجاد یک جامعه عادلانه‌تر و انسانی‌تر، تغییرات جمعی و زمان‌بر ضروری است.

اما در سطح فردی، درک علل این فشارها می‌تواند مسئله‌گشا باشد. اگر بدانیم کمال‌گرایی ما محدود به یک مشکل فردی یا ضعف شخصیتی نیست و واقعیت‌های زندگی نیز در شکل‌گیری آن دخیل‌اند، این احتمال وجود دارد که بتوانیم با خود مهربان‌تر برخورد کنیم. این بینش به این معنا نیست که عواقب کمال‌گرایی بی‌اهمیت است.

کمال‌گرایی شدید همچنان می‌تواند به بروز اضطراب و فرسودگی بینجامد. لیکن شناسایی عواملی که در خارج از کنترل ما قرار دارند، می‌تواند به افراد این امکان را دهد که احساس گناه کمتری داشته باشند و بپذیرند که انسان بودن به معنای بی‌نقص بودن نیست.