علیرضا نجمی: در دوران کنونی، جایی که اخبار مربوط به جنگ و نگرانی از افزایش تنش‌ها به شدت بر فضای سیاسی و افکار عمومی تأثیر گذاشته، بیان کردن مقوله صلح و آرامش برای برخی تبدیل به چالشی دشوار شده است.

هر زمانی که نشانه‌هایی از گفت‌وگو، کاهش تنش یا تلاشی برای دوری از سایه جنگ به میان آورده می‌شود، عده‌ای با دیده‌ای تردید به آن می‌نگرند و بر لزوم ادامه رویارویی و آمادگی برای درگیری تأکید می‌ورزند.

این وضعیت، اما یک پرسش اساسی را به ذهن می‌آورد؛ آیا تداوم تنش، تنها یک نتیجه طبیعی از اختلافات سیاسی و امنیتی است یا این که برخی از نیروهای سیاسی به صورت آگاهانه یا ناخواسته بر تداوم این وضعیت مایلند؟

از سوی دیگر، در وضعیتی که ممکن است دوباره درگیری شکل بگیرد، بحث درباره رویکرد «حمله پیشدستانه» از سوی ایران نیز به میان آمده است؛ رویکردی که می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر امنیت کشور و معادلات منطقه‌ای داشته باشد.

آمریکا به این نتیجه رسید که ایران تسلیم‌پذیر نیست

در این راستا احمد بخشایش اردستانی، نماینده کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ضمن تجزیه و تحلیل رویکرد آمریکا نسبت به ایران، اظهار داشت: جنگی که آمریکایی‌ها بر علیه ایران به راه انداختند، از جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه تا برخوردهای جانبی ۱۳ روزه، نهایتاً آنها را به این نتیجه رسانید که با روش‌های نظامی و تسلیحاتی نمی‌توانند ایران را وادار به تسلیم کنند.

او افزود: به همین خاطر، آمریکا به حوزه‌های اقتصادی روی آورده و به دنبال ایجاد انتظارات تورمی و فشارهای مالیست تا ایران را با چالش‌های داخلی مواجه کند. ترامپ به این نتیجه رسید که اگر بخواهد مسئله ایران و آمریکا را فقط از طریق نظامی دنبال نماید، ممکن است به موفقیت نرسد و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و حتی دیگر نقاط از سوی ایران مورد حمله قرار گیرند؛ موضوعی که برای واشنگتن پیامدها و هزینه‌های سیاسی به همراه خواهد داشت.

بخشایش اردستانی ادامه داد: هرچند آمریکا قادر به وارد کردن ضرباتی به ایران است، اما دریافته که ایران تسلیم‌شدنی نیست. لذا اکنون بر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی تأکید بیشتری دارد؛ از جمله افزایش فشار بر شرکت‌ها و افرادی که با ایران همکاری می‌کنند و همچنین تلاش برای محدود ساختن همکاری‌های ایران با روسیه و چین.

هدف نهایی آمریکا ایجاد مشکلات داخلی است/ کشورهای عربی به دو راهبرد متفاوت روی آورده‌اند

این نماینده مجلس تصریح کرد: هدف نهایی این فشارها، ایجاد بحران در داخل کشور، کاهش سطح معیشت مردم و افزایش نارضایتی اجتماعی است تا در نهایت آمریکا بتواند در شرایط جدید، جمهوری اسلامی ایران را تحت فشاری قرار دهد و به میز مذاکره بکشاند.

بخشایش اردستانی اضافه کرد: در عین حال، کشورهای عربی به ویژه قطر، عربستان و امارات، باوجود اینکه خود پیشگام تحریکاتی برای فراهم آوردن زمینه جنگ آمریکا با ایران بودند، پس از تفاهم اسلام‌آباد به کار فعال‌تری دست زدند. آنها مارکو روبیو را دعوت کرده و با همکاری کشورهای عربی سعی در جلوگیری از اجرایی شدن بندی دارند که بر مدیریت ایران بر تنگه هرمز تأکید کرده بود.

او افزود: به نظر می‌رسد این کشورها همزمان دو رویکرد مختلف را دنبال می‌کنند؛ از یک طرف در تلاشند تا نقش میانجی‌گری ایفا کنند و فضای منطقه را آرام سازند و از طرف دیگر، برخی از اقدامات خود به تشدید تنش کمک می‌کند.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه درباره فشارهای اقتصادی آمریکا گفت: باوجود تمامی این اقدامات، به نظر من آمریکایی‌ها در اعمال فشار اقتصادی علیه ایران به موفقیت نخواهند رسید. در دوره ریاست‌جمهوری اوباما نیز تحریم‌های بسیار سختگیرانه و گسترده‌ای علیه ایران وضع گردید و حسنه اینکه جمهوری اسلامی ایران موفق به عبور از آن شد. بنابراین شکی نیست که فشارهای اقتصادی به تنهایی نمی‌تواند ایران را وادار به تسلیم نماید.

هر تحریمی را می‌توان دور زد/ ادامه رویکرد ۴۷ ساله مشکلات اقتصادی و اجتماعی را می‌افزاید

بخشایش اردستانی ادامه داد: «در نهایت، هر تحریمی راه‌حلی دارد و جمهوری اسلامی ایران تا حدودی توانسته این تحریم‌ها را دور بزند. اگرچه شرایط معیشت مردم بدتر شده و آثار منفی متعدد به همراه داشته، اما نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت.»

وی افزود: «امروز در جمهوری اسلامی ایران دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. یک دیدگاه می‌گوید که ما ۴۷ سال سیاست‌های گذشته را تجربه کرده‌ایم و نتایج آن را نیز دیدیم؛ از این رو، اگر این سیاست‌ها ادامه یابد، در دوران پساجنگ و حتی پس از عبور از شرایط بحرانی کنونی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی به قوت خود باقی خواهد ماند.»

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادامه داد: «در عوض، افرادی نظیر آقای قالیباف، آقای پزشکیان و آقای عراقچی خواهان احیای تفاهم اسلام‌آباد هستند، زیرا بر این باورند که این توافق‌نامه امتیازات معناداری برای ایران به همراه داشت.»

بخشایش اردستانی تصریح کرد: «طبق این تفاهم، اولاً مدیریت ایران بر تنگه هرمز به رسمیت شناخته می‌شود؛ ثانیاً محاصره ایران لغو خواهد گردید؛ ثالثاً بخشی از منابع مالی ایران آزاد می‌شود و در نهایت، درگیری‌ها در جبهه‌های مختلف و حوزه‌های مرتبط با مقاومت به نوعی پایان یابد. از این رو از منظر این گروه، احیای تفاهم اسلام‌آباد می‌تواند زمینه‌ای برای کاهش فشارها و گذر از وضعیت کنونی باشد.»

بخشایش اردستانی با اشاره به وجود دو نگرش متفاوت در داخل کشور در ادامه گفت: «گروهی بر این باورند که باید این مسیر را تا رسیدن به یک پیروزی بزرگ ادامه داد و حتی تصور می‌کنند جنگ ایران و آمریکا باید به شکست قطعی یکی از دو طرف منتهی شود. در حالی که چنین فرضی از نظر عملی امکان‌پذیر نیست.»

این واقعیتی غیر ممکن است که تصور کنیم می‌توان آمریکا را کاملاً از بین برد

او ادامه داد: «در جنگ‌ها معمولاً به‌نحوی عمل می‌شود که هر دو طرف در خاک خود احساس پیروزی نمایند. ملت ایران نیز با مقاومت و ایستادگی که از خود نشان داده، به طور کلی حسی از پیروزی دارد، اما اگر فرض کنیم می‌توان آمریکا را به طور کامل از میدان حذف کرد و به کناری راند، این تصور واقع‌بینانه نیست.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادامه داد: «در جمهوری اسلامی ایران دو نوع تفکر وجود دارد؛ یک فکر به مذاکره و تفاهم معتقد است و می‌گوید مسائل باید از طریق گفت‌وگو و توافق مدیریت گردد و دیدگاه دیگر بر این باور است که باید جنگ ادامه یابد تا آمریکا در آینده کمتر نسبت به ایران طمع‌ورزی کند.»

بخشایش اردستانی تأکید کرد: «آمریکا به سبب موقعیت ابرقدرتی خود، به‌طور طبیعی مایل است که نقش ژاندارم جهان را حفظ کند و کشورهایی را که در مقابل این رویکرد می‌ایستند، تحت فشار قرار دهد. از این رو، فضای کنونی کشور تحت تأثیر همین دو نگاه متفاوت درباره نحوه مواجهه با آمریکا و آینده روابط دو کشور قرار دارد.»

۳۱۲۲۱