فرارو- در تابستان سال ۱۹۴۳ (۱۳۲۲ شمسی)، یک زن جوان ۲۲ ساله بر روی بال یک هواپیما در باند داغ پایگاه هوایی تگزاس نشسته و به افق خیره شده است. عکاسی از مجله LIFE از او میخواهد چند لحظه در همان وضعیت بماند. نسیم موهای بافتهاش را به حرکت درمیآورد و شاتر دوربین صدایی بهپا میکند. چند روز بعد، تصویر او بر روی جلد یکی از معروفترین مجلههای آمریکا به چاپ میرسد. این تصویر اکنون به نماد نسلی از زنانی بدل شده که در میانه جنگ جهانی دوم، از پشت صحنه، باری از جنگ را بر دوش میکشیدند؛ نام او شرلی اسلید بود.
طبق گزارش فرارو، شنیدن نام شرلی اسلید ممکن است برای خیلیها عجیب باشد، چرا که بسیاری هرگز چهره واقعیاش را ندیدهاند. تصویر زنی جوان به همراه لباس پرواز و عینک خلبانی به شکل گستردهای دستبهدست شده که زیر آن نوشته شده است: «شرلی اسلید، خلبان ۲۲ ساله آمریکایی در جنگ جهانی دوم.» اما این عکس، درواقع متعلق به شرلی نیست.
این تصویر در سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) از یک مدل بریتانیایی به نام کیسی درابل گرفته شده و به اشتباه به نام شرلی اسلید نسبت داده شده است. برای شناخت چهره واقعی شرلی، باید به تابستان سال ۱۹۴۳ (۱۳۲۲) بازگشت و جلد مجله LIFE را ورق زد تا تاریخ خود روایتگر ماجرا باشد.
شرلی اسلید در سال ۱۹۲۱ (۱۳۰۰) در شیکاگو به دنیا آمد. در آن زمان، پرواز همچنان یک رویای نو به شمار میرفت و کابینهای هواپیما عمدتاً مردانه بودند. اما او مانند بسیاری از دختران همنسلش به آسمان عشق میورزید و پیش از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، تحصیلات خلبانی را آغاز کرد و گواهینامه پرواز خود را نیز دریافت نمود.
وقتی ارتش به زنان نیازمند شد
با حمله ژاپن به پرل هاربر در هفتم دسامبر ۱۹۴۱ (۱۶ آذر ۱۳۲۰)، آمریکا به جنگ وارد شد. هزاران خلبان نظامی راهی جنگهای اروپا و اقیانوس آرام شدند و ارتش با کمبود جدی نیروی انسانی در داخل کشور مواجه گردید. هواپیماهای جدید باید از کارخانهها به پایگاهها منتقل میشدند، هواپیماهای تعمیرشده نیاز به پرواز آزمایشی داشتند و آموزش خلبانان جدید بدون وقفه باید ادامه مییافت.
در چنین شرایطی، راه حلی که در ابتدا تصور نمیشد، به واقعیت پیوست: استفاده از زنان خلبان.
در سال ۱۹۴۳ (۱۳۲۲)، برنامهای تحت عنوان Women Airforce Service Pilots یا به اختصار WASP راهاندازی شد. این برنامه با ادغام دو طرح آزمایشی پیشین، برای نخستین بار گروهی از زنان را به خدمت هوانوردی ارتش آمریکا دعوت کرد.
البته ورود به WASP آسان نبود و برخلاف تصور عمومی، این زنان از سطح مبتدی شروع نمیکردند؛ بلکه آنها باید پیش از ورود، گواهینامه خلبانی و دهها یا حتی صدها ساعت سابقه پرواز داشته باشند. بیش از ۲۵ هزار زن برای پیوستن به این برنامه داوطلب شدند، اما تنها حدود ۱۸۰۰ نفر مجوز ورود به دوره آموزشی را دریافت کردند. در نهایت، فقط ۱۰۷۴ نفر موفق به تکمیل دوره شدند و شرلی اسلید نیز یکی از این افراد بود.
آموزش این زنان در پایگاه Avenger Field در ایالت تگزاس انجام میشد و دورهای چالشبرانگیز بود که با سختی قابل مقایسه با آموزش خلبانان مرد پیش میرفت. ناوبری، هواشناسی، پرواز با ابزار دقیق، پرواز شبانه، شناخت موتور هواپیما، ارتباطات رادیویی و مدیریت بحرانهای اضطراری از جمله مباحث آموزشی روزانه آنها بود. واقعیت این بود که هدف فقط این نبود که زنان در جنگ سیستمها را هدایت کنند، بلکه آنها میبایست برای هرگونه مأموریت ارتشی آمادگی داشته باشند.
با این حال، یک تفاوت عمده وجود داشت: آنها لباس نظامی میپوشیدند، با هواپیماهای ارتش پرواز میکردند و مأموریتهای نظامی را انجام میدادند، اما قانون آنها را بهعنوان نیروهای نظامی نمیشناخت و آنها به عنوان کارمندان غیرنظامی دولت به حساب میآمدند؛ بدون حقوق و مزایای نظامی و بدون تضمینی برای آینده.
وظایف WASP از آنچه انتظار میرفت فراتر بود؛ این زنان خلبان هواپیماهای تازه تولیدشده را از کارخانه به پایگاههای نظامی منتقل میکردند، هواپیماهای تعمیرشده را آزمایش میکردند، خلبانان تازهکار را تربیت میکردند، اهداف پارچهای را برای تمرین تیراندازی ضد هوایی یدک میکشیدند و حتی با پیشرفتهترین بمبافکنهای ارتش آمریکا پرواز میکردند.
زنان WASP با بیش از 70 نوع هواپیمای مختلف پرواز میکردند، از جنگندههای سبک تا بمبافکنهای سنگین.
شرلی اسلید بهتدریج به یکی از خلبانانی تبدیل شد که مسئولیت مأموریتهای پیچیدهتر را بر عهده میگرفت، اما مأموریتی که نامش را در تاریخ ثبت کرد، هنوز در پیش بود. او قرار بود با هواپیمایی پرواز کند که بسیاری از خلبانان حتی نزدیک شدن به آن را هم نمیپذیرفتند: بدترین شهرت در میان هواپیماهایی که زنان WASP با آن پرواز میکردند، Martin B-26 Marauder بود.
این بمبافکن دو موتوره، یکی از پیشرفتهترین هواپیماهای ارتش آمریکا محسوب میشد، اما به دلیل سقوطهای فراوان در سالهای اولیه خدمت، دیگر مورد اعتماد خلبانان مرد قرار نمیگرفت. بالهای کوچک و سرعت بالای برخاستن و فرود، کوچکترین اشتباه خلبان را bپرداخت سنگینی در پی داشت. به همین خاطر، لقب تلخ «بیوهساز» به آن داده شده بود؛ لقبی که بهدلیل مرگ خلبانان جوان و بیوه شدن همسرانشان به این نام شهرت یافته بود.
بعدها روشن شد که مسئله اصلی خود هواپیما نبود. نکته این است که اگر با پیروی از دستورالعملهای دقیق پرواز میکردید، هواپیمای B-26 بهواقع یکی از مطمئنترین بمبافکنهای جنگ به شمار میرفت؛ اما اگر به همان عادت پرواز با دیگر هواپیماها به آن مینشستید، احتمال سقوط بسیار زیاد بود.
ترس نسبت به این هواپیما به حدی بود که برخی خلبانان از پرواز با آن اجتناب میکردند. ارتش باید راهی مییافت تا اعتماد از دست رفته را بازگرداند.
ماموریتی برای غلبه بر ترس مردان
در اوج این بیاعتمادی، فرماندهان نیروی هوایی اقدام غیرمنتظرهای انجام دادند. چندین زن از WASP، از جمله شرلی اسلید مامور شدند که با این هواپیما پرواز کنند؛ اما این بار هدف فقط جابهجایی B-26 از یک پایگاه به پایگاه دیگر نبود. این خلبانان زن بایستی نشان میدادند که اگر هواپیما درست هدایت شود، دیگر آن هیولایی نیست که همه دربارهاش میگویند.
زنان WASP هر روز با هواپیماهایی پرواز میکردند که غالب مردان حاضر نبودند سوارشان شوند. شرلی نیز بارها B-26 را پرواز داد، هواپیماهای تازهتولیدشده را تحویل گرفت، به پایگاههای مختلف منتقل کرد و در پروازهای آزمایشی و آموزشی شرکت داشت.
در نهایت، زمان نشان داد که مشکل از خود هواپیما نیست. اصلاح شیوههای آموزشی و افزایش تجربه خلبانان، B-26 را به یکی از موفقترین بمبافکنها در میان متفقین تبدیل کرد و این هواپیما توانست کمترین نرخ تلفات عملیاتی را در بین بمبافکنهای آمریکایی در جبهه اروپا به نام خود ثبت کند. شرلی و دیگر زنان حاضر در WASP در خط مقدم جنگ حضور نداشتند، اما در بازگرداندن اعتماد به این هواپیما نقشی بیبدیل ایفا کردند.
دختری که روی جلد LIFE قرار گرفت
در روزهایی که شرلی در تگزاس مشغول آموزش بود، پیتر استکپل، عکاس مجله LIFE برای تهیه گزارشی به پایگاه آمد. او دوربینش را به سمت دختری با موهای بافته شده گرفت که به آرامی بر روی بال هواپیما نشسته و به افق مینگریست. چند روز بعد، عکس شرلی بر روی جلد مجله LIFE منتشر شد.
مجله LIFE در سالهای جنگ میلیونها خواننده در ایالات متحده و دیگر کشورها داشت. برای جهان، این نخستین بار بود که زنی بهجای ایفای نقش پرستار یا خبرنگار، در مقام خلبان نظامی به روی جلد میرفت.
هرچند زندگی شرلی هرگز به زرق و برق رسانهای مبتلا نشد. او خاطراتش را منتشر نکرد، کتابی ننوشت و از انجام مصاحبهها نیز به شدت فاصله گرفت.
پایان جنگ برابر با پایان رویا
جنگ به اتمام میرسید و همه چیز دگرگون میشد. خلبانان مرد یکی پس از دیگری به خانه بازمیگشتند و ارتش دیگر با کمبود نیرو مواجه نبود؛ برنامه WASP در دسامبر ۱۹۴۴ بدون هیچ مراسم رسمیای منحل شد. تنها به زنان گفته شد که وسایلشان را جمع کرده و به خانه برگردند.
تلخی پایان ناگهانی این برنامه، در نحوه برخورد با زنان خلبان نمایان شد. با وجود اینکه آنها لباس نظامی به تن داشتند، با هواپیماهای ارتش پرواز کرده و جان خود را در کف دست میگذاشتند، دولت آمریکا هیچ یک از آنها را بهعنوان سرباز به حساب نمیآورد. اگر یکی از اعضای WASP در حین مأموریت جان میباخت، ارتش حتی هزینه انتقال پیکر او را نیز پرداخت نمیکرد. دوستان و همرزمانش پول جمع میکردند تا او را به خانه بازگردانند.
در طول فعالیت WASP، ۳۸ زن در جریان آموزش یا مأموریت جان خود را از دست دادند. با این حال، به دلیل اینکه اعضای این برنامه از نظر قانونی غیرنظامی تلقی میشدند، بهعنوان کهنهسرباز شناخته نشده و از بسیاری حقوق و مزایای نظامی نیز محروم ماندند.
شرلی اسلید هم مانند بسیاری از همرزمانش، پس از پایان جنگ زندگی آرامی را در پیش گرفت. او ازدواج کرد، نام خانوادگیاش به تیر (Teer) تغییر یافت و از هیاهوی رسانهای کنارهگیری کرد.
مدال افتخار رسید اما با تاخیری طولانی
سه دهه طول کشید تا آمریکا به اشتباهات خود اعتراف کند. در سال ۱۹۷۷، پس از تلاشهای مداوم اعضای بازمانده WASP، کنگره آمریکا بالاخره خدمت آنها را بهعنوان خدمت نظامی محترم شمرد و عنوان کهنهسرباز را به خلبانان زن اعطا کرد.
همچنین، کنگره در سال ۲۰۰۹ تصمیم به اعطای مدال طلای کنگره آمریکا، یکی از بالاترین افتخارات غیرنظامی این کشور، به اعضای WASP گرفت. این مدال بهمنظور قدردانی از نقش تاریخی آنها در جنگ جهانی دوم در نظر گرفته شده بود.
مراسم رسمی سال بعد برگزار شد و از بیش از هزار زن حاضر در این برنامه، تنها حدود 200 نفر زنده مانده بودند تا مدال خود را بهطور شخصی دریافت کنند. نام شرلی اسلید اما در این میان نبود. او در ۲۶ آوریل سال ۲۰۰۰، نه سال پیش از تصویب این تقدیر و در سن 79 سالگی از دنیا رفت. نامش در فهرست دریافتکنندگان مدال ثبت شد، اما او هرگز آن لحظه را تجرب نکرد.
نظرات کاربران