به گزارش ساعت24، بحرینیان در ابتدای این پنل گفت: با توجه به عنوان این پنل باید اشاره کنم که فقط ما برای کشور برنامه نداریم، سایر کشور ها هم با توجه به شرایط خاص خودشان برنامه هایی برای توسعه دارند. متاسفانه ما از تفاوت ها و مشترکاتی که بین برنامه های ما و سایر کشورها وجود دارد غفلت کرده ایم. با توجه به این که ما برنامه های توسعه برای کشور داشته ایم باید ببینیم که چرا حال روزمان در کشور در حال حاضر اینگونه است؟
وی ادامه داد: یکی از شاه کلید های بحث ما نظام تدبیر است. به نظر من روی برنامه جامع باید مقداری شک کرد. در ابتدای بحث خودم می خواهم از فردریک باستیا، اقتصاد دان فرانسوی کمک بگیرم که تحت عنوان آن چه دیده می شود و آن چه دیده نمی شود صحبت می کند. تورم قوانین در کشور ما را بیچاره کرده است و آن چه در کشور دیده می شود و عمدتاً یقه سفیدها هم دنبال آن هستند این است که رضایت آنی عوام پسند جامعه را بیشتر فراهم کنند نه نیازهای اساسی که نتیجه آن این شده است که ما گرفتار اثرات آنی خوشایند و ناپایدار قوانین، آیین نامه هاو مصوبات من جمله برنامه های توسعه هستیم و آن چه دیده نمی شود عدم تعادل های نهادینه شده پایدار و ضربات و تبعات مهلک در اقتصاد می باشد.
بحرینیان افزود: ما اگر بخواهیم میان چهار کشور دارای نظام برنامه ریزی و چهار کشور فاقد نظام برنامه ریزی مقایسه ای داشته باشیم باید بگویم که آن هایی که دارای برنامه ریزی بوده اند چطور به این دستاوردها رسیده اند. تحول سرانه تولید ناخالص داخلی ایران به قیمت جاری از ۲۴۶ دلار از سال ۱۹۶۵ به ۴۷۰۳ در سال ۲۰۱۳ رسیده است. این سرانه در مالزی از ۳۴۴دلار تقریباً در همین بازه زمانی به ده هزار دلار رسیده است. ما ده برنامه توسعه داشته ایم و آن ها ۹ برنامه داشته اند. کره جنوبی هم ۹ برنامه توسعه پنج ساله داشته اند که از ۱۰۳ دلار به ۲۵ هزار دلار رسیده اند.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم وضعیت را به قیمت های ریالی خودمان نگاه کنیم می بینیم که به قیمت ثابت سرانه ما نه تنها افزایش پیدا نکرده، بلکه دچار نوسان بوده و کاهش هم بوده است. دلایل این قضیه چیست؟ رشد ایران از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۹۲به طور میانگین ۱.۹۵ ،ولی مالزی ۷.۳ است. به نظر من این مزیت نسبی بوده که کشور را بیچاره کرده، یعنی تا صحبت از مزیت نسبی می شود نفت و پتروشیمی برای ما تداعی می شود و همین امر باعث شده تا ما در این دام افتاده توان خروج از آن را نداشته باشیم.
بحرینیان گفت: به غیر از زمان جنگ ما هیچ پایداری نداشته ایم. چین قبل از سال ۱۳۵۲ رشد ۳.۷۶ داشته، در حالی که این رقم برای ما برای ما ۱۱.۸۶ بوده، یعنی ما در جهان تقریباً بالاترین بوده ایم. باید دلایل این امر بررسی شود. ما در کمیسیون خودمان ترزیق منابع را بررسی کرده ایم من جمله میزان درآمدهای ارزی را. برآوردها نشان می دهد که از ۱۳۳۸تا آذر ۱۳۹۳ قریب به ۱۵۸۴ میلیارد دلار در قالب صادرات غیر نفتی به کشور ارز آوری داشته ایم. اما این همه منابع در کشور نبوده است. ما تولید و صادرات نفت داشته ایم اما بقیه آن را که تناول نمی کنیم، بلکه در سوخت نیروگاه ها، پتروشیمی ها، مصرف الکترونیکی و تولید پایشگاه ها مصرف می کنیم، که مقدار آن را با چند روش محاسبه کردیم.
وی ادامه داد: معادل مصرف داخلی با توجه به آمار بانک مرکزی ۷۸۹ میلیارد دلار بوده است. ۴۰ میلیارد دلار هم طبق آمار بانک جهانی سرمایه گذاری خارجی داشته ایم که اگر این ارقام را در هم جمع کنیم بالای ۲۲۰۰میلیارد دلار می شود. کل درآمدهای کشور کره در قالب همه منابع ۵۲۰ میلیارد دلار است در این بازه زمانی. اما GDP ما ۶۴۰۰ میلیارد دلار بوده و کره جنوبی ۱۸۸۸۸ میلیارد دلار بوده که همین امر نشان دهنده یک گیر در کار ما است.
بحرینیان گفت: کشور پیش نمی رود، زیرا هیچ کدام از برنامه های توسعه نتواسته مطلوبیت سرمایه گذاری را در بخش های تولیدی به وجود آورد. یکی از دلایلی که ما علی رغم خرج کردن منابع زیاد نتواسته ایم موفق شویم این است که ملاحظه کردیم که کشورهای شرق آسیا در ادبیات اقتصادی بسیار زیبا از جداول کاربردی اقتصاد استفاده کرده اند و چهار نظریه مشترک دارند. نظریه توسعه اقتصادی هریشمن و شومپیتر، رابطه بازرا و دولت پولانی و نظریه محافظت بازارها بوده است.
وی افزود: در محاسبات انجام شده توسط ما یک جدول شاخص های ضریب فزاینده که از جدول داده- ستانده به دست آمده است وجود دارد. این جدول نشان می دهد در ایران هر ۱۰ سال عواملی با بخش های محدود و بدون ترتیب در نظر گرفته شده است که ۱۵ بخش اصلی را تشکیل می دهد. جداول به ما می گوید اگر بخواهد در ارتباطات ضریب فزاینده هر بخش یک واحد ستانده اتفاق بیافتد چه مقدار باید در قبل و بعد، ایجاد فشار و تحرک برای کار کردن وارد آورد؟ جالب است که در ۱۵ بخش ما در قسمت ساختمانی ، تونل ها، سدها و راه ها وجود دارند و معدن هم استخراج نفت و غیره را شاهد هستیم. با مشاهده این وضعیت در می یابیم که منابع را در جایی می ریزیم که بازده مناسب نداشته و فاقد توازن و تعادل است. در سال ۱۳۹۰ مرکز پژوهش ها لطف کرده و جدولی ارائه داده که در آن شاهد این هستیم که سال ها است که وضعیت به همین منوال است.
بحرینیان ادامه داد: وقتی به وضعیت اشتغال کشور از سال ۱۳۳۵ نگاه کردیم متوجه شدیم که چقدر منابع در این راه صرف شده و نتیجه آن هم این است که دیگر کشور نمی تواند به راحتی اشتغال ایجاد کند. باید بگویم که بیشترین منابع از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ در این زمینه صرف شده است ولی عملاً کارایی نداشته و ما اعتقاد داریم که سطح اشتغال به راحتی بالا نخواهد رفت، زیرا مشکل در جاهای دیگر وجود دارد.
وی گفت: از اشتغال بخش ساخت صنعتی کاسته شده و به جای آن غیر قابل طبقه بندی افزایش پیدا کرده است، یعنی در جایی که توان تولید ارزش افزوده را ندارد. در نتیجه ما یا در ساختار برنامه ها مشکل داریم و یا نمی دانیم در کجا باید منابع را با توازن و تعادل هزینه کنیم.
بحرینیان افزود: آمار مانده تسهیلات به بخش غیر دولتی از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۳، ۲۴درصد در خدمات متفرقه و بازرگانی، ۱۶ درصد در کشاورزی، ۳۳.۵ درصد در صنعت و معدن، ۲۳.۴ درصد در ساختمان و ۲.۳ درصد هم در صادرات بوده است. این آمار از سال ۱۳۸۴ تا آخر ۱۳۹۱ حاکی از این است که ۲۸ درصد در خدمات، ۹.۴ در کشاورزی، ۱۹.۵ در صنعت و ۳۱.۵ هم در ساختمان تسهیلات داده ایم. این آمارها نشان می دهد که هیچگونه توازن و تعادلی برقرار نبوده است. همین مقدار تسهیلات هم که در صنعت آمده است، مملو از واحدهای تکراری است که در آن ها هزینه شده است. به علت نداشتن نظام تدبیر توازنی را شاهد نیستیم و بازهم شاهد واحدهای سیمان و فولاد هستیم که در حال راه اندازی هستند. ما در کشاورزی و دامداری ۱۸ هزار واحد مرغ گوشتی داریم که هر کدام به طور متوسط ۱۵ هزار قطعه گوشت را در سال ارائه می کنند. آیا این امر اقتصادی و منطقی است؟
وی تاکید کرد: متاسفانه در خدمات هم وضعیت ما خوب نیست. ما در کشور ۲۰ شرکت هواپیمایی داریم در حالی که اگر جمعیت، تولید ناخالص داخلی و مساحت را در نظر بگیریم، کشور برزیل با ۵ برابر وسعت، ۱۸ شرکت هواپیمایی دارد. این نشان می دهد که در خدمات ما هم هیچ تعقل برنامه ای وجود نداشته است.
بحرینیان گفت: ما همواره در حال گفتن چه باید کرد هستیم و کسی به ما راه را نشان نمی دهد. بدون استثناء در برنامه های کره، ژاپن، مالزی و سنگاپور راه به افراد نشان داده می شود، اما در ایران سرمایه گذار بدبخت ما می رود به دنبال طرح هایی که هیچ کس از تعداد آن ها در کشور خبر ندارد.
وی ادامه داد: یک اقتصاد دان مشهور توسعه می گوید: یک نقطه در کشور ها به وجود می آید که اگر از این لحظه استفاده نشود، ممکن است کشور چند نسل به عقب بیافتد. قبل از انقلاب یک گروه از هاروارد که برای برنامه ریزی توسعه کشاورزی به ایران آمده بود اعلام کرد: در اوضاع اولیه نسبتاً مساعد، فقط کافی نیست که به دنبال توسعه سریع اقتصادی و کشاورزی باشیم بلکه نخستین پیش شرط وجود رهبری ملی مقتدر و علاقه مند به توسعه است که راه تلاش های برنامه ریزی را با قدرت باز کرده و موجب اطمینان از تداوم آن ها شود.
بحرینیان گفت: برنامه ریزی در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه به علت ناکامی در قرار گرفتن در صدر فهرست اولویت ملی و فقدان پشتیبانی مسئولان متزلزل است. نکته ای که هارواردی ها درکتاب هنوز ترجمه نشده شان ارائه داده اند این است که این دولت ها و مجالس توان پیشبرد اقتصاد را ندارند. ما یک نهاد و سازمان فراقوه ای نیاز داریم که تصمیم گیری های توسعه و اجرای آن ها را تا آخر انجام دهد، مانند EPD در کره و همه ی کشورهای شرق آسیا که چنین نهادی در آن ها وجود دارد. اما ما هنوز شاهد این هستیم که شورای امنیت ملی در اقتصاد دخالت می کند.
وی در پایان خاطر نشان کرد: البته چگونگی انتخاب اعضای این سازمان هم بسیار مهم است. گروه ها و تعداد آن باید انتخابی باشند. مثلاً در شورای اقتصاد ما یک نفر نماینده بخش خصوصی و دانشگاهی داریم و یک نفر هم نماینده از اتاق تعاون که در مقابل آن ۲۰ نفر از دولت در این شورا حضور دارند، و در چنین حالتی مشخص است که این شورا چه خروجی خواهد داشت. پیشنهاد من برای برنامه ششم این است که یک نهاد فراقوه ای وجود داشته باشد و گرنه با وضعیت موجود ما نخواهیم توانست مشکلات را حل کنیم.