مرضیه عزیزی معین، در گفتگو با ایسنا، درباره چرایی آنکه ذهن انسان به بازخوانی مکرر خاطرات ناخوشایند تمایل دارد، بیان کرد: مشغول بودن با گذشته به خودی خود یک نوع بیماری محسوب نمی‌شود؛ بلکه نشان‌دهنده برخی پدیده‌ها نظیر نشخوار فکری، اجتناب از یادآوری یا اختلال در کارکرد فرد است. استمرار ناراحتی‌های گذشته و تجربه آثار آن در حال حاضر، می‌تواند دلیل اصلی درگیری ذهنی فرد با گذشته باشد.

وی همچنین خاطرنشان کرد که این مسأله در عمق ساختار روانی انسان ریشه دارد و به نوعی با پدیده‌ای به نام "سوگیری منفی‌نگری" مرتبط است. مغز انسان به محرک‌های منفی یا ترسناک حساس‌تر است و این حساسیت به منظور بقای انسان شکل گرفته است؛ زیرا مغز برای حفاظت از سلامت فرد، وقایعی را که ممکن است تهدیدی برای او باشند، بیشتر به یاد می‌سپارد.

این روانشناس ادامه داد: هر خاطره تلخی به‌طور حتم مانع از تجربه‌ خاطرات شیرین نمی‌شود، ولی خاطراتی که شامل هیجانات شدید و ماهیت تهدیدآمیز هستند، معمولاً با یک «احساس ناتمام» مرتبط هستند. به عنوان مثال، موضوعاتی همچون شکست‌های مالی یا عاطفی، فقدان عزیزان، احساس شرم یا خجالت در جمع، همگی همراه با هیجانی ناتمام می‌باشند. این هیجان ناشناخته، موجب می‌شود که یادآوری این خاطرات در ذهن فرد همواره فعال و تکراری شود.

ارتباط با اضطراب و سعی مغز در معناسازی


عزیزی معین تأکید کرد که تحقیقات جدید، ارتباط مستقیم بین تکرار خاطرات منفی و نشخوار فکری با بیماری‌هایی مانند افسردگی و اضطراب را تأیید می‌کنند. مرور مداوم یک حادثه ناخوشایند همواره به معنای ضعف روانی نیست؛ بلکه گاهی اوقات خود مغز می‌کوشد با تجزیه و تحلیل مداوم یک مشکل حل‌نشده، به درک و معنایی از آن برسد تا از وقوع دوباره‌ آن پیشگیری نماید.

این روانشناس با تشریح مرز بین «یادآوری سالم» و «درجا زدن در گذشته»، بیان کرد: یادآوری سالم به معنای این است که فرد می‌تواند گذشته را به یاد آورد، دربارهٔ آن فکر کند و از آن ناراحت شود، اما این احساس ناراحتی هرگز بر عملکرد روزانه‌اش سایه نمی‌اندازد. در یادآوری سالم، فرد می‌تواند به مسیر زندگی‌اش ادامه دهد، ولی در وضعیت درگیری با گذشته، خاطرات به طور مکرر در زمان حال دخالت می‌کنند.

وی توضیح داد در زمانی که فرد با گذشته درگیر است، توجه، هیجان و رفتار او به شدت تحت تأثیر وقایع قبلی قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال، فردی که به یاد یک ماجرای قدیمی می‌افتد، ممکن است تحت تأثیر خشم یا عصبانیت قرار بگیرد و زندگی روزمره‌اش مختل شود.

عزیزی معین معیار ساده‌ای برای تشخیص این وضعیت ارائه داد و گفت: اگر یادآوری خاطرات موجب شود زندگی امروز شما تحت تأثیر قرار گیرد، درگیر هستید؛ ولی در یادآوری سالم، فرد می‌گوید آن حادثه مهم بوده و تأثیرگذار، اما زندگی و روزمرگی‌ام را مختل نمی‌کند.

این روانشناس فرق اصلی این دو وضعیت را در ماهیت افکار دانست و اضافه کرد: در نشخوار فکری، فرد به طور مداوم با پرسش‌های بی‌پاسخ دست و پنجه نرم می‌کند؛ به عنوان مثال، ممکن است سوالاتی مانند چرا آن اتفاق افتاد؟ چرا در آن زمان واکنشی نشان ندادم؟ یا اگر فلان کار را انجام می‌دادم چه می‌شد؟ مطرح کند. این قبیل پرسش‌ها نه پاسخی دارند و نه به هیچ‌گونه پذیرشی می‌انجامند.

پیامدهای مخرب نشخوار فکری بر سلامت روان


وی تصریح کرد: نشخوار فکری نه تنها هیچ پردازش ذهنی یا حل مسئله‌ای به همراه ندارد، بلکه صرفاً به کاهش خلق و خو می‌انجامد. این وضعیت، با ایجاد هیجانات منفی سبب می‌شود که رفتار فرد به جای اینکه بر اساس واقعیت‌های روز باشد، تحت تأثیر یادآوری خاطرات گذشته قرار گیرد.


عزیزی معین با بیان اینکه زندگی در گذشته می‌تواند اثرات جدی بر سلامت روان و کیفیت زندگی حال افراد بگذارد، اشاره کرد: وقتی توجه، تمرکز و هیجان فرد به طور مداوم به گذشته معطوف می‌شود، از تجربیات جدید در زمان حاضر کمتر بهره‌مند می‌شود. در این شرایط، تمرکز فرد کاهش یافته، ممکن است دچار اختلال در خواب شود و انرژی او برای انجام فعالیت‌های روزمره کاهش یابد.

تأثیر خاطرات تلخ بر روابط و انگیزه


این روانشناس افزود: فردی که در گذشته شکست شغلی را تجربه کرده، ممکن است دیگر انگیزه‌ای برای ادامه مسیر شغف خود نداشته باشد. همچنین، اگر فرد در گذشته با رفتارهای آزاردهنده از سوی خانواده همسرش مواجه شده باشد، احتمال دارد امروزه هم نتواند ارتباطی سالم و دلپذیر با آنان برقرار کند. درگیری دائمی با خاطرات گذشته می‌تواند به کاهش انگیزه و عطش برای تجربه‌های جدید و کاهش مشارکت اجتماعی منجر شود. به تدریج فرد از لذت‌ تجربه‌های نو دور می‌شود و روابط او محدودتر می‌گردد.

وی با تفکیک پردازش تجارب از نشخوار فکری، گفت: در صورتی که یادآوری خاطرات به شکل نشخوار فکری باشد، فرد به جای آنکه از تجربه خود نتیجه‌گیری کند و راه‌حلی بیابد، فقط نسبت به آن مسأله تکراری می‌اندیشد. زمانی که فرد با کمک متخصص به بررسی منطقی و علمی تجربیاتش می‌پردازد، می‌تواند از آن به آگاهی، یادگیری و تجربه برسد؛ اما نشخوار فکری تنها به تکرار، خستگی ذهنی، خلق پایین و در نهایت تشدید احساس افسردگی می‌انجامد.

عزیزی معین در مورد ارتباط بین مشغولیت با گذشته و بروز اختلال‌های اضطراب و افسردگی، از وجود یک «دور باطل» صحبت کرد و گفت: این یک تعامل دوطرفه است؛ تجربه‌های منفی و حل‌نشده به نشخوار فکری منجر می‌شوند و این خود بر نگرانی‌های فرد می‌افزاید. همچنین، افسردگی و اضطراب می‌تواند فرد را به سمت یادآوری‌ خاطرات منفی سوق دهد. در دوران افسردگی، این چرخه معمولاً حول محور موضوعاتی چون فقدان، شکست، احساس گناه، شرم و عزت‌نفس پایین می‌چرخد و در ارتباط با اضطراب، ذهن به تحلیل خطرهای آینده برمی‌گردد.

وی با ذکر یک مثال ملموس، فرآیند تفکری فرد مضطرب را توضیح داد: فرد مبتلا به اضطراب از گذشته به منظور پیش‌بینی رویدادهای ناخوشایند در آینده بهره می‌گیرد. مثلا، کسی که تجربه تصادف دارد، ممکن است مرتب با خود بگوید اگر دوباره از این خیابان عبور کنم و تصادف کنم چه؟ یا اگر از این پله‌ها پایین بروم و دوباره پایم سر بخورد چه؟ این الگو در ابعاد وسیع‌تری از زندگی نیز مشاهده می‌شود؛ سوالاتی مانند اگر دوباره در ازدواج شکست بخورم چه؟ یا اگر در کنکور یا آزمون استخدامی دوباره مردود شوم چه؟ همگی نشان‌دهنده استفاده ذهن از تجارب تلخ گذشته برای ترساندن فرد از آینده است.

این روانشناس با استناد به داده‌های علمی جدید بیان کرد: تحقیقات نشان می‌دهند که تکرار مداوم خاطرات منفی و نشخوار فکری، به شکل مستقیم با شدت علائم در اختلالات هیجانی ارتباط دارد. این تکرار، روند بهبود را دشوار نموده و سطح آسیب‌های روانی را افزایش می‌دهد.

عزیزی معین با اشاره به این نکته که مشغولیت با حسرت‌های گذشته می‌تواند مانع از شکل‌گیری روابط سالم در حال حاضر شود، تصریح کرد: تأثیر تجربیات پیشین بر روابط جدید لزوماً منفی نیست و به دو شکل مختلف صورت می‌پذیرد. در یکی از این حالات، می‌توان از تجارب قبلی به عنوان منبع «اطلاعات و آگاهی» بهره‌مند شد. اگر فرد موفق شود تجربیات پیشین خود را به‌خوبی تجزیه و تحلیل کند، می‌تواند با بررسی معایب و اشتباهات گذشته‌اش، روابط جدیدش را آگاهانه‌تر و سالم‌تر سازد. در این وضعیت، فرد از تجربیات خود درس گرفته و از تکرار مشکلات مشابه در آینده جلوگیری می‌کند.

فیلتر کردن واقعیت؛ وقتی گذشته سدّ دیدن واقعیت می‌شود

این روانشناس هشدار داد: مشکل اصلی زمانی بروز می‌کند که تجربه سابق به جای اینکه به «درس» تبدیل شود، به یک «فیلتر ذهنی» برای روابط جدید بدل گردد. فردی که در رابطه قبلی آسیب دیده، ممکن است از روی غریزه هر رفتار مبهمی از طرف شریک جدید خود را نشانه خیانت، طرد یا ترک تفسیر کند.

وی همچنین به موضوع مقایسه مداوم اشاره کرد و اظهار داشت: برخی افراد که هنوز به‌لحاظ ذهنی از رابطه قبلی خارج نشده‌اند، به طور مرتب شریک جدید خود را با شریک سابق مقایسه می‌کنند. در چنین حالتی، فرد همچنان در گذشته سیر می‌کند و اجازه نمی‌دهد که رابطه فعلی‌اش هویت مستقل خود را داشته باشد.

عزیزی معین با تأکید بر این نکته که در این وضعیت مشکل فقط «خاطره» نیست، بلکه «باورهایی» هستند که آن خاطره در ذهن فرد ساخته است، گفت: به‌طور مثال، ممکن است فرد با این باور نادرست زندگی کند که من در گذشته دوست‌داشتنی نبودم، بنابراین اینک نیز کسی مرا دوست نخواهد داشت یا این که من جذاب نیستم و این رابطه هم به زودی به شکست می‌انجامد. این باورهای تحریف‌شده منجر می‌شوند که روابط جدید تحت تأثیر سایه سنگین گذشته دچار آسیب شوند.

فعال شدن سیستم استرس بر اثر خاطرات منفی

این روانشناس با اشاره به اینکه فشار روحی ناشی از خاطرات قدیمی می‌تواند بر عملکرد بدنی و سلامت جسمی تأثیرگذار باشد، بیان کرد: یادآوری خاطرات منفی، در صورت تکرار و درگیری ذهنی مداوم، سیستم استرس بدن را فعال می‌کند و با افزایش ترشح هورمون کورتیزول، احتمال بروز برخی مشکلات جسمی را افزایش می‌دهد. اختلالات خواب از شایع‌ترین پیامدهای این وضعیت محسوب می‌گردد. فرد ممکن است به طور مکرر از خواب بیدار شود، دیر بخوابد، خواب بی‌کیفیتی را تجربه کند یا در برخی مواقع دچار پرخوابی گردد؛ هرچند در شرایط استرس‌زا، بیدارشدن‌های مکرر و کم‌خوابی بیشتر مشاهده می‌شود. خستگی و احساس کوفتگی مداوم بدن نیز از دیگر علائم این حالت است. افزایش تنش عضلانی، بی‌قراری و کاهش انرژی جسمی نشان‌دهنده این است که بدن برای مدت طولانی در حال آماده‌باش بوده است. فشار روانی مزمن می‌تواند با مشکلات گوارشی نظیر افزایش ترشح اسید معده، بی‌اشتهایی یا افزایش اشتها همراه باشد. نوسان در ضربان قلب و فشار خون نیز از دیگر واکنش‌های جسمی ناشی از فعال شدن مداوم سیستم استرس به شمار می‌روند.

وی تأکید کرد: هر خاطره تلخی به طور حتم موجب بروز این علائم جسمی نمی‌گردد. این علائم معمولاً زمانی بروز می‌کنند که یادآوری خاطره منفی، به صورت مزمن، درازمدت و شدید سیستم استرس فرد را فعال نگه دارد.

انتهای پیام