به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، ۲ سال از آغاز فعالیت دولت چهاردهم میگذرد، دولتی که یکی از مهمترین شعارهایش از روز نخست «شنیدن صدای مردم» بوده است. در همین پیوند در خبرگزاری ایرنا گفتوگویی داشتیم با «مجتبی بیات» رئیس مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری که در واقع وظیفه انتقال صدای آحاد ملت و سازمانهای نمایندگیکننده آنها را به میزهای تصمیمگیری و سیاستگذاری برعهده دارند؛ تا به ما بگویند از مهمترین اقداماتی که در این بخش طی ۲ سال گذشته صورت گرفته است.
با توجه به رویکرد ویژهای که دولت چهاردهم در شنیدن صدای مردم برای خود تعریف کرده است؛ شاهد تغییر و تحولی ساختاری در مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری بودیم؛ نخست درباره این تحول به ما بگید که چرا، چگونه و با چه هدفی صورت گرفت؟ به نظر میرسد که چرخشی از پاسخگویی به مسائل و مشکلات اشخاص به سوی اولویتبخشی به مطالبات جمعی صورت گرفته است.
در نگاه پزشکیان همه مردم صاحب حق هستند
رئیسجمهور در سخنان خود بارها تاکید کردهاند که قهرمان واقعی ۲ جنگ اخیر مردم بودهاند. منظور این سخن آحاد ملت ایران، صرفنظر از تعلقات جغرافیایی، هویتی، پایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، حتی سبک زندگی آنان است. نگاه دکتر پزشکیان و متعاقب آن مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری این است که تمام مردم صاحب حق و مطالبهگر هستند و ما باید بتوانیم این وظیفه شنیدن صدای مردم را به حل مسائل آنان پیوند بزنید. مسائلی که در طول سالهای اخیر دچار انباشتگی نیز شده است و اساسا روی کار آمدن دولت دکتر پزشکیان نیز تحت تاثیر امید دوباره بخش بزرگی از مردم به حل این مسائل صورت گرفت، اینکه بتوان در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران پاسخگو بود و مسائل و مشکلات انباشته را حل کرد.
رئیسجمهور مظهر و تجلی اراده ملت است، و لذا دستگاهها و ارکان دولت نیز باید به سمت یک بازاندیشی در عملکردهای پیشین خود حرکت کنند، کاری که ما در مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری انجام دادیم و با مشارکت نخبگان و دانشگاهیان سعی در بازاندیشی و آسیبشناسی روندها کردیم، تشخیص این بود که اختلال ارتباطی بین مردم و دولت ایجاد شده است، بدین معنا که اگر روابطعمومیها انتقال اطلاعات از سوی دولت به مردم را بر عهده دارند، مرکز ارتباطات مردمی جریان اطلاعات را از سوی مردم به سوی دولتمردان گسیل کند.
تشکیلاتی بزرگ و گسترده در استانداریها و دستگاههای اجرایی که یک نظامنامه نیز برای آن تعریف شده، دارای سندی است مصوب شورای عالی اداری و ابلاغ شده توسط رؤسای جمهور وقت (و آخرین بار در سال ۱۳۹۸ با امضای آقای دکتر روحانی در آن بازنگری شده است)، اما متاسفانه استنباط عمومی از آن این است که گرفتار رویکردهای حامیپروران است و دستور کار خود را طوری تعریف کرده که مردم را در سفرهای استانی به سالن سخنرانی رئیسجمهور بکشاند و یا آنان را به دنبال ماشین رئیسجمهور و مقامات هدایت کند؛ موضوعی که به هیچ وجه در شان انسان ایرانی نیست، وقتی که میگوییم مردم شهروند این نظام هستند باید بتوانند در مواجه با دولت حقوق خود را مطالبه کنند و مطالبات عمومی را دنبال کنند تا بتوان مسائل را حل کرد.
دستور کار جدید مرکز ارتباطات مردمی، احیای ارتباط مردم و دولت است
لذا دستور کار مرکز ارتباط مردمی را تحت عنوان «احیای ارتباط مردم و دولت» تعریف کردیم؛ در این مسیر با مشارکت همکارانی که از قبل در این مرکز فعال بودند (که آنها نیز به این جمعبندی رسیده بودند که باید تغییر و تحولی اساسی در این حوزه اتفاق بیفتد) و در چهارچوب این دستور کار به رویکرد «دولت مردم مدار» رسیدیم. البته منظور از مردم فقط اشخاص نیستند بلکه سازمانهای نمایندگیکننده مردم نیز هستند.
دولت ارتباط خود با سازمانهای نمایندگیکننده مردم را چطور تنظیم میکند که از شنیده شدن صدای آحاد ملت اطمینان پیدا کند؟
در این خصوص مکانیزمهایی تعریف شده که عرض خواهم کرد. در دولت مردممدار، باید ارتباطی که با مردم برقرار میشود به میزهای حل مساله پیوند بخورد؛ اینکه صرفا بگوییم گوش شنوای دولت هستیم و مردم و سازمانهای نمایندگیکننده آنان مشکلات خود را با ما در میان بگذارند و ما آنرا به دولت منتقل کنیم، اما احساس کنند که حل مساله اتفاق نمیافتد، اصلا از حیز انتفاع ساقط میشود و نه تنها مشکلات را حل نمیکند بلکه به ناامیدی دامن میزند.
همان ناامیدی که در بزنگاه انتخابات ۱۴۰۳ مردم را به اینجا رساند که باید کاری کنند، مردم آمدند و به دکتر پزشکیان رأی دادند، البته شماری هم در انتخابات شرکت نکردند، قرار است دکتر پزشکیان جوری کار کند که وسط میدان بازگرداندن توان حل مسئله دولت باشد.
ما در مرکز ارتباطات مردمی برای خودمان این نقش را تعریف کردیم که اولا در قبال تمام چالشها و نارساییهای دولتهای گذشته مسئولیت بپذیریم، نمیتوانیم بگوییم چون این کار در فلان دولت انجام شده، پس ما مسئولیتی ندارم. قدم نخست پذیرش وجود مساله است، بعد بشنویم و صدای مردم و نهادهای مدنی را به بخشهای مختلف دولت انعکاس دهیم، سپس از خود جامعه برای حل مساله مشارکت طلب کنیم، موضوعی که به کرات در سخنان رئیسجمهور بر آن تاکید میشود، اینکه دولت باید برای جلب مشارکت مردم پیشقدم شود. به تعبیری، از مردم بشنود، با مردم حل کند و مردم انتفاع حل مسئله را ببرند. هدف ما در مرکز ارتباطات مردمی این است که تسهیلگر چیدن میز حل مساله باشیم.
در رویکرد دولت مردممدار چه وظایفی بر عهده مرکز ارتباطات مردمی نهاده شده و چگونه نقش خود را تعریف کرده است؟
همه مردم صاحبِ حق گفتوگو و پاسخگو کردن دولت هستند
وظیفه اول و مهم مرکز و در مرحله نخست این است که در قبال میراث گذشته مسئولیتپذیر باشد و نسبت به بهبود اوضاع مملکت و حل مسائل مردم نیز خود را متعهد بداند. دوم اینکه صدای مردم و نهادهای نمایندگیکننده آنان را خوب بشنود و انعکاس دهد چرا که وظیفه خود را رساندن صدای مردم به حاکمیت و دولت تعریف کردهایم. در این مسیر مخاطب ما فقط مردم (با درخواستهای شخصی) نیستند بلکه NGOها، اصناف، احزاب، اتاقهای بازرگانی و ... و نهادهای نمایندگی کننده مردم نیز هستند.
در نگاه مرکز ارتباطات مردمی، مردم با تمام تفاوتها و تمایزات فرهنگی و اجتماعی در نظر داریم، اتفاقا برای این تمایزها احترام قائلیم و آنها را به رسمیت میشناسیم. و همانطور که گفتم در دیدگاه دکتر پزشکیان و به تبع آن این مرکز، تمام مردم صاحب حق هستند، صاحب حق گفتوگو با دولت هستند و صاحب حق پاسخگو کردن دولت.
«شنیدن صدای بیصدایان» از شعارهای دولت چهاردهم بوده، فرایند شنیده شدن صدای مردم در دولت چگونه تعریف شده است؟ به یاد داریم که در دولت قبل مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری، جلساتی با حضور وزرا و معاونان رئیسجمهور برگزار میکرد، مردمی از قبل تعیین شده تماس میگرفتند و مشکلات خود را مطرح میکردند، معمولاً هفته ۲ جلسه برگزار میشد، و صدای ۱۰ تا ۱۲ نفر از مردم شنیده میشد و احتمالاً مشکلاتشان حل میشد؛ اگر این تعداد را با جمعیت هشتاد و چند میلیونی کشور مقایسه کنیم تعداد قلیلی است. شما در دولت چهاردهم این فرایند را چطور تعریف کردهاید که بتوانید شنیدن صدای افراد، اقوام و گروهها و گرایشهای مختلف را تضمین کند؟
ساختار مرکز ارتباطات مردمی با مشارکت نخبگان بازاندیشی شد/ از رویکردهای حامیپرورانه فاصله گرفتیم
نکته اول اینکه مسیرهای ارتباطی قبلی برقرار است؛ بدین معنا که به سمتی حرکت نکردیم که تشکیلات و یا سامانه جدید ایجاد کنیم، مسیرها همان مسیرهای قبلی است. سایت ۱۱۱.ir که مردم به صورت مستقیم ثبت پیام میکنند و تلفن ۱۱۱ همچنان فعال است که در هر استان توسط اپراتوری در استانداری پاسخ داده میشود و صدای مردم شنیده و در سامد ثبت میشود. همچنین تلفن ۶۱۳۳ که مردم میتوانند به صورت مستقیم با نهاد ریاستجمهوری تماس گرفته و مطالبات خود را بیان کنند و یا از طریق پست، نامههای خود را ارسال کنند. همچنین در سفرهای استانی رئیسجمهور، مطالبات مردم را دستهبندی میکنیم و در چرخه ثبت و پیگیری قرار میدهیم. این مسیرهایی است که از قبل وجود داشته، همچنین یکسری زیرساختها نیز از قبل وجود داشته، اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است مثل همان نظامنامه که در بستر سامد تعریف شده است.
همانطور که میدانید، امروز یکی از حرفهای جدی رئیسجمهور این است که مردم، نخبگان، صاحبان ایده، و کسانی که حرفی برای گفتن دارند یا فکر میکنند که میتوانند به دولت کمک کنند پیشقدم شوند؛ ما نیز در در مرکز ارتباطات مردمی از ظرفیت همان نظامنامه برای جلب ایدههای نخبگان استفاده میکنیم. لازم میدانم در اینجا از عموم نخبگان و صاحبان نظر و ایده درخواست کنم که با مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری به منظور حل مسائل و مشکلات حوزههای گوناگون ارتباط بگیرند. وظیفه ماست که ایدهها و نظرات شما را دریافت کنیم، برای آنها جلسه استماع برگزار کنیم و آنها را به دستگاههای مربوطه متصل کنیم تا با یاری یکدیگر به حل مسائل کشور و دولت کمک کنیم. حل مسائل دولت جدا از حل مسائل شما و کشور نیست و به تعبیری در حل مساله نقطه اشتراک داریم.
احیای ارتباط با سازمانهای نمایندگیکننده مردم در دولت چهاردهم
مرکز ارتباط وظیفه دارد که ایدهها را دریافت کند. نظامنامه ارتباط مردم و دولت که توسط رؤسای جمهور قبلی ابلاغ شده، این وظیفه را متوجه ما کرده است، منتها دولت قبلی کمتر بدان توجه میکردند اما در این دولت، با توجه به رویکرد رئیسجمهور و با توجه به ضرورتی که برای ترمیم شکاف و اختلال وجود دارد، توجه بیشتری به آن داریم. گویی در گذشته بسیاری از راههای ارتباط با نخبگان و صاحبان ایده قطع بوده، و جایی نداشتند که حرف خود را با ما در میان بگذارند. اما ما در مرکز ارتباطات مردمی دولت چهاردهم این ظرفیت مغفومانده را احیا کردیم. کار مهم دیگری که انجام شده تمرکز بر ارتباط با سازمان نمایندگیکننده مردم است.
شنیدن صدای مردم باید در پیوند با حل مساله باشد
در این خصوص اقدام به ایجاد یک الگو در مرکز ارتباط مردمی کردیم؛ پس از حوادث دیماه که اینترنت قطع بود و بسیاری از کسبوکارها با چالشهای گوناگونی مواجه شده بودند، یکی از انجمنهای صنفی فعال در حوزه کسبوکارهای دیجیتال، نامهای خطاب به رئیسجمهور پزشکیان نوشته و درخواستی برای اتصال اینترنت داشت که به تعبیری، درخواستی شخصی بود، درخواست کرده بود که آیپیهای آن مجموعه سفید شود.
من و همکارانم در مرکز با این نگاه که این مساله تمام کسبوکارهاست، به پیگیری مساله پرداختیم و نشستی تحت عنوان «گفتوگوی با جامعه مدنی» تمام تشکلهای حوزه کسبوکارهای دیجیتال را دعوت کردیم. این جلسه با حضور معاون وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، نماینده وزارت صمت، نماینده شورایعالی امنیت ملی تشکلهای این حوزه برگزار شد، دکتر قائمپناه نیز در این جلسه حاضر شدند و پای حرف این تشکلها نشستند، ایشان پیگیریهای لازم را در این خصوص انجام دادند که بنده میتوانم ادعا کنم که در نتیجه آن پیگیریها، اینترنت زودتر از موعد مقرر برقرار شد. این همان چیزی است که عرض کردم، باید شنیدن در پیوند با حل مسئله قرار گیرد.
دو تجربه دیگر نیز داشتیم؛ یکی در خصوص اتحادیههای صنفی حوزه نهادههای دامی بود که دستکم میتوانم ادعا کنم که برگزاری جلسات هماندیشی، اگر هیچ تأثیری نداشت این احساس را در میان تشکلها ایجاد کرد که صدای ما در نهاد ریاست جمهوری شنیده میشود. در مجموع این تجربیات باعث شد که به سمت الگوسازی پیش رویم و حتی مساله شخصی یک تشکل را از دیدگاه جمعی بنگریم.
اواخر بهمن ماه و پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، شیوهنامهای تحت عنوان «با هم برای ایران؛ گفتوگوی مسئلهمحور با جامعه مدنی» برای اجرا به تمام دستگاههای اجرایی سراسر کشور ابلاغ شد. براساس این شیوهنامه، دستگاههای اجرایی موظف شدند که در حوزه عملکردی خود، جامعه مدنی مرتبط را شناسایی، دعوت و گفتوگو کنند تا ارتباط میان دولت و جامعه مدنی برقرار شود و حل مساله اتفاق بیفتد.
متاسفانه ورود به جنگ، وقفهای در این ماجرا ایجاد کرد اما همچنان همکاران ما در وزارتخانهها و استانداریها به دنبال اجرایی کردن این شیوهنامه هستند، ما نیز در مرکز ارتباطات مردمی در حال پیگیری هستیم. آخرین مورد پیگیری نیز نشستی بود که با NGOهای حوزه کودکان برگزار کردیم؛ معاون وزیر دادگستری، معاون وزیر آموزش و پرورش و نماینده سازمان تامین اجتماعی و وزارت رفاه که در مساله کودکان به ویژه کودکان بازمانده از تحصیل بازیگران دولتی اصلی هستند در این جلسه حضور داشتند. فعالان حوزه کودک گلایههای خود را خطاب به دولت بیان کردند، دغدغهها شنیده شد و همه ملزم به رفع مشکلات و موانع شدند.
اگر به خاطر داشته باشید، چندی پیش عدم اطمینان در فعالان حوزه بازنشستگی ایجاد شده بود، بخشی از دولت، پیشنویس لایحه اصلاح نظام تأمین اجتماعی را منتشر کرد و خواست که تشکلهای مرتبط نظرات خود را بیان کنند، اما چون موضوع به خوبی تبیین نشده بود، گروهی تصور کردند که دولت لایحهای بدون اخذ نظر از کارشناسان تهیه کرده است. در این خصوص نیز تشکلهای حوزه بازنشستگی، حوزه کارفرمایی و کارگری، مدام نهاد ریاست جمهوری و شخص رئیسجمهور را خطاب قرار میدادند. با دعوت نهاد ریاست جمهوری، تحت عنوان «با هم برای ایران؛ گفتوگوی مسئلهمحور با جامعه مدنی» بخشهای مرتبط دعوت شدند و حرف خود را بیان کردند، در نهایت خروجی جلسه این شد که اساساً لایحهای در کار نبوده، بلکه پیشنویسی تهیه شده که قرار بوده نظارت کارشناسان دریافت شود و شفافسازی لازم در این حوزه انجام شد.
این همان اختلال ارتباطی است که در ابتدا بدان اشاره کردم، اختلالی که ناشی از عدم ارتباط موثر با تشکلهای مدنی است.
نظرسنجی توسط مرکز شما انجام شده با عنوان «شناخت زمینههای نارضایتی و نگرانی مردم ایران»؛ سه نگرانی مهم مردم ایران در این روزها چیست؟
یکی از مسیرهای جدید ارتباطی که اتفاقاً در این دولت ایجاد شده و جزو دستور کارهای اصلی مرکز ارتباط مردمی است، جدای ارتباط با جامعه مدنی، استفاده از ظرفیت نظرسنجی است. امروز آقای دکتر پزشکیان به سفر استانی نمیرود، مگر اینکه پیش از آن، کتابچه نظرسنجی پیش از سفر، به رویت ایشان رسیده باشد تا بدانند اولویتهای مردم استان چیست.
در اسفند ۱۴۰۳، یک نظرسنجی ملی با ۱۴ هزار نمونه اجرا شد که در مورد رضایت از خدمات دستگاههای اجرایی بود. در سالگرد ۲ سالگی، هنگامی که اوضاع کمی آرامتر شود و از این شرایط عبور کنیم، آن سنجش رضایت از خدمات دستگاههای اجرایی تجدید میشود؛ یعنی مقدمات آن فراهم شده است، منتها یک زمینههای عینی میخواهد و باید فراهم شود تا همکارانم بتوانند نظرسنجی را انجام دهند.
مبنای کار ما این است که بدانیم مردم از کدامیک از بخشهای دولت راضی هستند و دولت در کجا باید خودش را اصلاح کند؛ در اردیبهشتماه، نظرسنجی که شما اشاره کردید انجام شد و خب، همانطور که همه در جامعه زندگی میکنیم و نسبت به فشارهای اقتصادی آگاهی داریم، یکی از مهمترین دغدغه این روزهای مردم که در نظرسنجی نیز بدان اشاره شد، مسائل اقتصادی است.
مهمترین و فراگیرترین درخواستها از مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری چیست؟
نتایج این نظرسنجی که در اردیبهشت ماه منتشر شد نشان میدهد که نزدیک به ۷۷ درصد مردم مشکلات اقتصادی همچون تورم و گرانی را مهمترین دغدغه خود اعلام کردند و وقتی از مردم در آن پرسیده شده بود که فکر میکنید در آینده با چه مشکلاتی مواجه باشید، حدود ۸۱ درصد مردم گفته بودند که مشکلات اقتصادی همچون تورم و گرانی.
در مرکز ارتباطات مردمی همچنین «سالنامه آماری سامانه الکترونیکی ارتباط مردم و دولت» برای اولین بار تهیه شد؛ همان چیزی که به عنوان مهمترین مسیر ارتباطی مرکز ارتباط مردمی تعریف شده است. آمارها نشان میدهد که از کل تعداد کل ۳۷۲ هزار و ۶۶۰ پیامی که در سال ۱۴۰۴ ثبت شده، ۸۰ درصد پیامها درخواست شخصی بوده است. یعنی اینکه یا وام و شغل میخواستند، یا مشکل تأمین دارو داشتند و یا سایر مشکلات از این دست.
تمام مردم شاهد بودند که در ایام جنگ، رئیسجمهور چگونه در وسط میدان حاضر بود، بخشهای مختلف دولت چطور خدمترسانی کردند. مردم احساس کردند که درست است گرانی اتفاق افتاده، بالاخره جنگ است، اما در ایران با قحطی مواجه نشدیم. مردم شاهد بودند که دولت چگونه از نیرویهای نظامی پشتیبانی کرد که اگر این پشتیبانی نبود، آیا رزمنده ما میتوانست بدون دغدغه بجنگد؟
تمام اجزای دولت و در رأس همه، شخص رئیسجمهور، وزرا و معاونان رئیسجمهور، پای کار مردم و ایران ایستادند، در عین اینکه میدانند که مردم با چه مشکلاتی روبهرو هستند و در شرایطی که بالاخره هنوز شرایط آنطور که باید به سامان نیست، علیرغم آن تفاهمنامهای منعقد شده، مملکت کم و بیش گرفتار جنگ است اما دولت تمام توانش را گذاشته که مشکلات مردم را حل و کشور را مدیریت کند.
به نظرم این اتفاقی که در کشور افتاد بیبدیل بود؛ یعنی در تجارب سایر جنگهای جهان سابقه نداشته است، دو کشور هستهای به کشورمان حمله کردند اما همچنان ایران هست، دولت جمهوری اسلامی هست و آنها آرزو خود را به گور برده و خواهند برد، آرزوی اینکه ایران و جمهوری اسلامی نباشد. این بخش بزرگیاش مرهون عملکرد شخص آقای دکتر پزشکیان و دولت ایشان است.
بیش از ۵۵ درصد مردم موافق یا کاملا موافق صداقت گفتار پزشکیان در ایام جنگ بودند
در همان نظرسنجی اردیبهشت ماه، وقتی که از مردم پرسیدند که با سخنان آقای پزشکیان در روزهای جنگ چقدر موافقید بیش از ۵۰ درصد گفتند که موافقیم و صداقت ایشان را تحسین کردند، و بیشتر از ۵ درصد نیز کاملاً موافق بودند، یعنی در مجموع بیش از ۵۵ درصد موافق و یا کاملا موافق صداقت گفتار دکتر پزشکیان در ایام جنگ بودند.
مردم وقتی رئیسجمهور خود را وسط میدان میبینند، میگوید که با حرفهایش موافقم؛ یعنی در واقع، زبان مشترکی بین رئیسجمهور و مردم ایجاد شده است، این اختلال ارتباطی که از آن صحبت کردیم بر طرف شده و حرف رئیسجمهور برای همگان قابل فهم شده است. همچنین در نظرسنجی که درمورد صداقت و راستگویی آقای پزشکیان پرسیده شد، ۳۳.۳ درصد گفتند زیاد و ۱۸.۸ درصد گفتند که ایشان خیلی زیاد صداقت دارند. و این دو عدد بر روی یکدیگر، عدد بسیار قابل توجهی است. این اعداد و ارقام را باید در شرایطی درنظر بگیرید که کشور وسط جنگ بوده، همچنین پیش از آن حوادث دیماه به وقوع پیوسته که دشمن قصد داشت از آن استفاده کرده و مردم را ناامید و شکاف میان مردم و حاکمیت را گسترش دهد.
در چنین وضعیتی، به نظرم نمره ارتباطی مردم و دولت، نمره بالایی است؛ یعنی آن اختلالی که در بدو شروع دولت فکر میکردیم که وجود دارد و وجود داشت، امروز تا حدود زیادی، در مسیر ترمیم شدن قرار گرفته است؛ بدین معنا که دولت با عملکرد خود در حوزههای گوناگون تلاش میکند که مسائل مردم را حلوفصل کند.
شما به عنوان رئیس مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری، در شرایط فعلی مهمترین مأموریت مرکز خودتان را چه تعریف کردید؟
مرکز ارتباط مردمی، بهخصوص در شرایط فعلی که کشور دچار مسائل مختلفی است، به تعبیری، باید لحظهلحظهای که مردم احساس قدرت میکنند را تقویت کند؛. به نظرم مهمترین جایی که مردم احساس قدرت میکنند، آنجاست که احساس کنند که صدایشان در سیاستگذاریها شنیده میشود.
مرکز ارتباطات مردمی باید بتواند حامل مطالبات مردم بر سر میزهای حل مساله باشد
اگر بخواهم با ادبیات سیاستگذاری صحبت کنم، بر سر میز سیاستگذاری، جریانهای مختلفی در حال جنگ و جدل با یکدیگرند. جریانهای سیاسی تلاش میکند ماهی خود را از آب سیاستگذاری بگیرد. یک جریان، به تعبیری، ارزیابی استراتژیک و انتخاب ممکنی وجود دارد که بدیلهای مختلف را آنالیز میکند و به این نتیجه میرسد که اگر این سیاست نه، پس چه سیاستی باید در واقع در اولویتمان قرار بگیرد.
تصور میکنم یک جریان بسیار مهم در کشور ما جریان مردم است و مرکز ارتباط مردمی باید بتواند حامل مطالبات مردم بر سر میزهای حل مسئله باشد. اگر مردم این حس را داشته باشد کمک بسیار بزرگی به ترمیم اختلال ارتباطی میان مردم و دولت میکند و این لحظهای است که مردم احساس قدرتمندی خواهند کرد.
همه ما باید به شکلگیری تفاهم میان ملت و دولت کمک کنیم
اما در شرایط فعلی چه باید کرد؟ در شرایط بحران و جنگ باید به شکلگیری تفاهم بین مردم و دولت کمک کنیم، این موضوع در چارچوب رویکرد وفاق دکتر پزشکیان قابل تعریف است و از ابتدای دولت چهاردهم در دستور کار قرار گرفته است. که اتفاقاً به نظرم مهمترین لحظه عملیاتی و اجرای وفاق، زمانی است که تفاهم با آمریکا، تحت تدابیر مقام معظم رهبری، در شورای عالی امنیت ملی، با حداکثر آرا به تصویب رسید.
رئیسجمهور تاکید کردند که امضای تفاهمنامه حاصل خرد جمعی اعضای شعام بود و نه فقط خواست دولت نبود؛ از نظامیها گرفته تا قوه قضاییه و قوه مجریه همه به یک تفاهم دست پیدا کردند، خرد جمعی که مظهر مواجهه عقلانی نظام با سیاستگذاری در حوزه جنگ و صلح بوده است.
به نظر میرسد که تحت زعامت رهبری، حضرت آیتالله خامنهای، این اتفاق در سطح کلان مملکت در حال وقوع است؛ یعنی وفاق در یک جاهایی مابهازای عینی دارد، از جمله در جنگ با آمریکا و امضای آن تفاهمنامه. ما نیز میتوانیم به شکلگیری تفاهم و وفاق کمک کنیم، با شنیدن صدای مردم و انتقال صدای مردم به دولت و کمک به حل مسائل مردم؛ منتها نه فقط افراد، نه فقط آنهایی که در سامانه ارتباط مردم و دولت پیام میگذارند. یک مواجهه عادلانه، همین است که نظرسنجی کنیم و نتیجه نظرسنجی را در واقع با دولت در میان بگذاریم. یک مواجهه دیگرمان ارتباط با جامعه مدنی است که آن هم در حال انجام است. مجموعه این اتفاقات میتواند به ارتقا و حفظ انسجام ملی کمک کند و کارآمدی دولت برای اداره مملکت را گسترش دهد.
انسجام ملی یک وجه مدیریت سیاسی نیز دارد که اتفاقاً بازیگر اصلیاش دولت است؛ یعنی اگر دولت نتواند به مردم خدمات ارائه کند، انسجام ملی ضربه میبیند. اما اگر مردم بر سر یک موضوعاتی به تفاهم برسند، لحظهای به اسم لحظه همبستگی ملی خلق میشود که در جنگ اخیر شاهد تحقق این همبستگی ملی بودیم. حال اگر بتوانیم با شنیدن و انعکاس صدای مردم و پیگیری حل مسئله (چه مردم، چه سازمانهای نمایندگیکننده مردم) را محقق کنیم، آن وقت میتوانیم کمک کنیم به ارتقای قدرت ملی، که امروز با تفاهم بیش از پیش مردم و دولت، به تعبیری، در مسیر ارتقا قرار گرفته است.
نظرات کاربران