خبرگزاری مهر، گروه اقتصاد - طیبه بیات: زمستان نهتنها بهمعنای کاهش دما برای شبکه انرژی ایران است، بلکه فصلی به شمار میرود که بطور همزمان، تقاضای شدید انرژی بهطور متراکم بروز میکند. با فعال شدن سیستمهای گرمایشی، مصرف گاز خانگی به طور چشمگیری افزایش مییابد، نیروگاهها به منابع گازی بیشتری برای تامین برق نیاز خواهند داشت و در پی آن، مصرف بنزین نیز به سرنوشت رفت و آمدهای فزاینده روزانه دچار تغییر میشود.
در این وضعیت، هر رویکردی که قادر باشد به طور همزمان، بدون ایجاد اختلال جدی در زندگی روزمره مردم، میزان مصرف را کاهش دهد، از اهمیت بالایی برخوردار میشود. به همین دلیل، دورکاری عدهای از کارکنان ادارات در فصلهای پاییز و زمستان به عنوان یکی از راهکارها مطرح شده است.
این پیشنهاد حالا به سطحی از بحثهای رسانهای فراتر رفته و رئیسجمهور اعلام کرده است که موضوع تعطیلی برخی ادارات در زمستان و ادامه فعالیت آنها به شکل دورکاری در حال بررسی است؛ اقدامی که هدف آن کاهش تقاضای برق، گاز و بنزین و کاستن از حجم ترافیک شهری اعلام گردیده است. اکنون سؤالی که پیش میآید این است که آیا باید منتظر روزهای سرد باشیم تا فشار بر شبکههای انرژی نمایان شود یا از همین حالا برنامهریزی هدفمندی برای اجرای این طرح فراهم کنیم؟
یک تصمیم و صرفهجویی سهجانبه
مزیت عمده دورکاری این است که برخلاف برخی از برنامههای مدیریت مصرف، تنها به یک نوع حامل انرژی توجه نمیکند. وقتی بخشهایی از کارکنان به جای حضور در محل کار، فعالیتهای خود را از خانه انجام دهند، مصرف انرژی در ساختمان اداری کاهش مییابد؛ اما این تاثیر فقط به همینجا ختم نمیشود؛ کارمندان دیگر به خاطر رفت و آمد به محل کار به استفاده از خودرو یا حملونقل عمومی نیاز ندارند. به این ترتیب، مصرف بنزین و گازوئیل و همچنین ترافیک شهر کاهش مییابد. همچنین، ساختمان اداری که بخشهایی از روز با تمام ظرفیت فعالیت نمیکند، نیاز کمتری به گرمایش، نورپردازی و تجهیزات برقی خواهد داشت؛ از این رو، دورکاری باید بهعنوان یک ابزار مدیریت همزمان تقاضای انرژی در نظر گرفته شود و چنین موضوعی در شرایط فعلی دارای اهمیت ویژهای است؛ چراکه ناترازی انرژی در ایران یک بُعدی نیست و برق، گاز و سوختهای حمل و نقل به یکدیگر وابستهاند.
زمستان، همگرا تبدیل گاز و برق
یک اشتباه رایج در تحلیل ناترازی انرژی این است که تصور شود برق و گاز دو موضوع کاملاً متفاوت هستند. بخشی قابل توجه از تولید برق کشور در نیروگاههای حرارتی تأمین میشود که به شدت از گاز وابستهاند. ازاینرو، وقتی مصرف گاز خانگی در روزهای سرد افزایش مییابد، فشار تأمین سوخت نیروگاهها نیز بیشتر خواهد شد. در صورت محدود شدن گاز در نیروگاهها، استفاده از سوختهای مایع افزایش مییابد و این وضعیت خود باعث تحمیل هزینهها و پیچیدگیهای بیشتر خواهد شد. بنابراین، کاهش مصرف گاز در ساختمانهای اداری صرفاً بهمعنای صرفهجویی در گاز نیست، بلکه میتواند به آزادسازی مقداری از گاز برای مصارف نیروگاهی و صنعتی نیز کمک کند. به بیانی دیگر، یک ساختمان اداری کممصرف نهتنها مصرف خودش را کاهش نمیدهد، بلکه بخشی از فشار را از روی کل شبکه انرژی برمیدارد، و این زنجیره، اهمیت یک اقدام ساده را بهخوبی نشان میدهد.
تجربه زمستان گذشته؛ هشداری که نادیده گرفته نشود
برای سنجش اهمیت موضوع کافیست به زمستان گذشته نگاهی بیندازیم. در زمستان ۱۴۰۴، ناترازی گاز در مقاطعی به حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسید و در برخی روزها حتی از ۳۵۰ میلیون مترمکعب عبور کرد؛ در عین حال، سرمای طاقتفرسا موجب شد مصرف در بخش خانگی، تجاری و صنایع تا ۷۳۷ میلیون مترمکعب بهعنوان رقم بالایی ثبت شود که طبق گزارش شرکت ملی گاز، حدود ۸۵ درصد کل گاز تزریقی به شبکه را شامل میشد. این ارقام بهروشنی نشان میدهند که مشکل فقط به میزان مصرف زیاد باز نمیگردد، بلکه در روزهای سرد، ظرفیت شبکه نمیتواند با جهش مصرف هماهنگ شود؛ حتی با وجود اقداماتی برای افزایش تولید، مدیریت مصرف هنوز هم الزامی است. در زمستان ۱۴۰۴ برداشت روزانه گاز از پارس جنوبی به عدد ۷۳۰ میلیون مترمکعب رسید، اما افزایش تولید بهتنهایی قادر نیست همه ناترازیها را برطرف کند. به عبارت دیگر، اگر تولید را افزایش دهیم اما مصرف با سرعت بیشتری رشد کند، شکاف همچنان وجود خواهد داشت.
بعد از جنگ؛ چرا احتیاط لازم است؟
چالش ناترازی انرژی پیش از بروز جنگ نیز وجود داشت و بارها نسبت به لزوم تغییر در الگوی مصرف هشدار داده شده بود. به این ترتیب، مشکلات فعلی را نباید به شرایط جنگی نسبت داد؛ اما جنگ، وضعیت را پیچیدهتر کرده است. در حالتی که زیرساختهای انرژی، زنجیره تأمین سوخت و ادامه تولید اهمیت حیاتی پیدا کردهاند، کاهش حاشیه ایمنی شبکه میتواند هزینه هر اختلال را افزایش دهد. از این رو، زمستان پیشرو نباید با این تصوری آغاز شود که میتوان هرچه مصرف شد را پس از آن جبران کرد. رویکرد منطقیتر آن است که پیش از رسیدن به نکته بحران، میزان تقاضای غیرضروری را کاهش دهیم. دورکاری دقیقاً یکی از اقداماتی است که میتواند بخشی از تقاضای غیرضروری را بدون تحمیل هزینه مسنجم بر خانوار کاهش دهد.
دورکاری؛ اما نه تعطیلی بیبرنامه
البته جدی گرفتن دورکاری به معنای تعطیلی گسترده و بدون برنامهریزی دستگاهها نیست. بخشی از خدمات عمومی، درمانی، انتظامی، خدمات شهری، زیرساختی و عملیاتی به حضور فیزیکی کارکنان وابستهاند و نمیتوان آنها را از این قاعده مستثنی کرد. بنابراین اگر دولت قصد دارد این سیاست را به مرحله اجرا درآورد، باید دورکاری هدفمندی را جایگزین تعطیلی عمومی کند. ادارات باید بر اساس نوع فعالیت، ظرفیت انجام کار از راه دور، تعداد کارکنان، میزان مصرف انرژی ساختمان و حجم رفتوآمد روزانه اولویتبندی شوند. برای مثال، یک اداره که عمده فعالیت آن مبتنی بر کارهای اداری و الکترونیکی است، قابلیت بیشتری برای دورکاری دارد تا یک واحد خدماتی که به حضور مستقیم اربابرجوع نیاز دارد. این تفکیک باعث میشود دورکاری از یک تصمیم کلی و دستوری به یک ابزار دقیق در مدیریت مصرف تبدیل شود.
بخش خصوصی را نمیتوان نادیده گرفت
اگر هدف، بهینهسازی واقعی انرژی است، محدود کردن این سیاست به ادارات دولتی کافی نخواهد بود. تعداد زیادی از کارکنان کشور در شرکتهای خصوصی، بانکها، مؤسسات مالی و فناوری و دفاتر خدماتی مشغول به کار هستند که بسیاری از فعالیتهای آنان قابلیت انجام از راه دور دارد. لذا میتوان برای بخش خصوصی نیز مشوقهایی مانند دورکاری در چند روز از هفته در ماههای سرد، زمانهای کاری غیرمتمرکز برای کاهش ترافیک و پیک مصرف، تشویق به استفاده از جلسات آنلاین، کاهش همزمان حضور کارکنان در ساختمانها و برنامههای مالیاتی یا بیمهای برای شرکتهایی که در راستای کاهش مصرف انرژی اقدام میکنند، در نظر گرفت. این مدل، بهجای تحمیل یک دستور واحد، به شرکتها این امکان را میدهد که تصمیمگیریهای خاص خود را بر اساس نوع فعالیتشان انجام دهند.
چرا پاییز، زمان مناسبی برای شروع است؟
یکی از مزایای برنامهریزی از پاییز این است که هنوز با اوج سرمای زمستان مواجه نشدهایم. در هفتههای ابتدایی پاییز، میتوان اندازهگیریهای مرتبط با مصرف ساختمانها را انجام داد، ادارات با مصرف بالا را شناسایی کرد، زیرساختهای دورکاری را آزمایش کرده و مشکلات احتمالی را حل کرد. این رویکرد به مراتب بهتر از این است که دولت در یک روز سرد ناچار به صدور بخشنامههای اضطراری بر اساس مصرف شدید گاز شود. مدیریت بحران زمانی موفقتر است که از قبل و قبل از وقوع بحران آغاز شده باشد.
نقش مردم در زمستان پیش رو
حتی اگر دورکاری برای ادارات به مرحله اجرا درآید، مسئله اصلی به داخل خانهها میرسد. در زمستان، بخش خانگی به یکی از تعیینکنندهترین بخشهای مصرف گاز تبدیل میشود. در سال ۱۴۰۴، مصرف گاز در بخش خانگی، تجاری و صنایع در برخی روزهای دی به بیش از ۶۷۰ میلیون مترمکعب رسید و در روزهای سرد به ارقام بالاتری هم صعود کرد. از این رو، انتظار از مردم در زمستان پیش رو نباید به سادگی به "کمتر مصرف کنید" محدود شود؛ باید بهطور مشخص بیان کرد که کجا و چگونه باید مصرف کاهش یابد.
تنظیم دمای خانهها در محدوده معقول، پرهیز از گرم کردن بیمورد فضاها، بستن در و پنجرههای باز، سرویس وسایل گرمایشی، استفاده از لباس مناسب در منزل، و جلوگیری از گرم کردن فضاهای غیر ضروری، از جمله اقداماتی است که میتواند بدون تاثیر منفی بر کیفیت زندگی خانوارها انجام شود. در واقع، هدف نباید این باشد که منازل سرد شوند، بلکه جلوگیری از گرم کردن غیر ضروری باید مد نظر قرار گیرد.
در مدیریت مصرف انرژی، تغییرات کوچکی که در مقیاس میلیونها مشترک انجام میگیرد، همواره حائز اهمیت است. اگر هر خانواده بخشی از مصرف غیرضروری خود را حذف کند، کل این رفتارها میتواند بار قابل توجهی از دوش شبکه گاز بردارد. شرکت ملی گاز نیز در سال گذشته اعلام کرده بود که استفاده از بخاریهای با راندمان بالا میتواند به طور میانگین سالانه حدود ۴۶۶ مترمکعب گاز به ازای هر دستگاه صرفهجویی کند. این مورد نشان میدهد که اصلاح مصرف، فقط به رفتارهای روزمره محدود نمیشود؛ بلکه تعویض تجهیزات پر مصرف با تجهیزاتی که کارکرد بهتری دارند نیز جزئی از جهاد در مصرف انرژی به حساب میآید.
مدارس، دانشگاهها و ادارات؛ حلقههای بعدی
اگر دولت بخواهد به طور جدی دورکاری را دنبال کند، منطقی است که این موضوع تنها محدود به کارمندان ادارات نشود. مدارس و دانشگاهها نیز باید از لحاظ زمانبندی فعالیتهای آموزشی، آموزش مجازی در روزهای خاص و بهینهسازی استفاده از ساختمانها به طور جدی مورد بررسی قرار گیرند؛ البته با در نظر گرفتن پیامدهای آموزشی و اجتماعی. هدف نباید تعطیلی طولانیمدت باشد، بلکه میتوان در روزهای اوج مصرف یا سرمای شدید از مدلهای ترکیبی بهره برد. به عنوان نمونه، اگر پیشبینیها و دادههای مصرف نشاندهنده فشار شدید بر شبکه در چند روز خاص باشند، میتوان بهصورت موقت سهم دورکاری را افزایش داد. این رویکرد به منزله انتقال از تعطیلات تقویمی به مدیریت هوشمند مصرف به حساب میآید.
دورکاری تنها یکی از ابزارهای موجود در این راستا است و اگر قرار است به شکلی مؤثر دنبال شود، باید در کنار تعدادی از اقدامات دیگر قرار بگیرد. نخست؛ ساختمانهای دولتی باید به عنوان الگوی مصرف معرفی شوند. نمیتوان از مردم انتظار صرفهجویی داشت در حالیکه ساختمانهای دولتی بهطور نامنظم کنترل دما، نور و مصرف انرژی دارند. مصرف هر دستگاه باید بهراحتی قابل اندازهگیری باشد و دستگاههای پرمصرف باید در اولویت اصلاح قرار بگیرند.
دوم؛ مدیریت مصرف باید هدفمند و مبتنی بر دادهها باشد و بهجای صدور بخشنامههای یکسان برای همه؛ باید بر اساس اطلاعات مصرف عمل شود. استانهای سردسیر و گرمسیر، ساختمانهای اداری کوچک و بزرگ نمیتوانند از یک نسخه یکسان تبعیت کنند. سوم؛ مشوقهای صرفهجویی باید جدی باشند. صرفهجویی زمانی پایدار خواهد شد که مصرفکننده نتایج مثبت آن را مشاهده کند.
طرحهای تشویقی، ارائه پاداش به مشترکان کممصرف، صدور گواهی صرفهجویی و ایجاد سازوکارهای اقتصادی میتوانند مدیریت مصرف را از یک توصیه اخلاقی به یک رفتار اقتصادی تبدیل کنند. شرکت ملی گاز در سال گذشته نیز استفاده از گواهیهای صرفهجویی را به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی معرفی کرده بود.
از طرف دیگر، تجهیزات گرمایش و ساختمانها باید بازنگری شوند. اگر بخاریها و موتورخانههای ساختمانها دارای بازدهی پایینی باشند، توصیه به صرفهجویی فقط اثر محدودی خواهد داشت. طرح تعویض بخاریهای فرسوده، بهینهسازی موتورخانهها، عایقکاری ساختمانها و ارتقاء تجهیزات گرمایشی باید به عنوان یک برنامه ملی پیگیری شود. همچنین، توجه به حملونقل عمومی نیز بخشی از این فرایند باید باشد. هر سیاستی در زمینه دورکاری، علاوه بر کاهش انرژی ساختمان، به پایین آوردن مصرف سوخت حمل و نقل نیز کمک میکند؛ اما این اثر زمانی مؤثر خواهد بود که گزینههای مناسبی برای جایگزینی خودروهای شخصی وجود داشته باشد. بنابراین، توسعه مترو، اتوبوس، ناوگان برقی و دیگر شیوههای حمل و نقل عمومی باید بخشی از سیاست کلی مدیریت انرژی باشد، نه موضوعی مستقل.
دورکاری؛ فرصتی برای افزایش زمان
مسئله اصلی این نیست که دورکاری چقدر میتواند ناترازی موجود را حل کند؛ واضح است که چنین انتظاری معقول نیست. اهمیت دورکاری در این است که میتواند بهطور موقت تقاضا را کاهش دهد و زمان بیشتری برای اصلاحات زیرساختی مهیا کند. غلبه بر ریشهای ناترازی نیازمند سرمایهگذاری در تولید گاز، افزایش بهرهوری نیروگاهها، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بهبود شبکه بار و مصرف برق است. همچنین بهبود ساختمانها و تجهیزات گرمایش جزو ضروریات است. اما به دلیل زمانبر بودن این اقدامات، سیاستهایی همانند دورکاری میتوانند نقش تسکیندهنده را ایفا کنند.
زمستان آینده نباید به شانس واگذار شود
تجربههای گذشته یک پیام روشن دارند که به محض سرد شدن هوا، مصرف گاز به سرعت افزایش مییابد و ناترازی به موضوعی عینی برای مردم، صنایع و نیروگاهها تبدیل میشود. زمستان ۱۴۰۴ هم نشان داد که حتی با افزایش تولید و ثبت رکوردهای چشمگیر در برداشت گاز، جهش مصرف میتواند حاشیه اطمینان شبکه را تهدید کند. شرایط موجود پس از جنگ، اهمیت تابآوری انرژی را بیش از پیش نمایان کرده است؛ بنابراین، منتظر روزهای سرد جدید برای تصمیمگیری در مورد دورکاری یا سیاستهای مصرفی، یک ریسک بزرگ خواهد بود. در نتیجه، فصل پاییز زمان مناسبی برای آمادهسازی است و نه فرصتهای غافلگیرانه.
همدلی در مصرف، پیش از تصمیمهای سخت
در پایان، مدیریت مؤثر انرژی بدون همراهی مردم امکانپذیر نیست؛ اما این همدلی زمانی پایدار خواهد ماند که مردم احساس کنند سیاستگذاران نیز در کنار آنها هستند. اگر قرار است از خانوادهها خواسته شود که در مصرف گاز صرفهجویی کنند، ساختمانهای دولتی و اداری نیز ملزم به پیروی از همین قاعده خواهند بود. درصورتیکه لازم باشد مردم برای کاهش مصرف بنزین از سفرهای غیرضروری پرهیز کنند، دولت هم باید به تقویت حمل و نقل عمومی بپردازد. اگر از مشترکان برق خواسته شود مصرف خود را مدیریت کنند، مقامات نیز باید نسبت به مصرف انرژی در ساختمانهای عمومی خود پاسخگو باشند. این نقطهای است که «جهاد مصرف» از یک شعار به یک توافق دوطرفه میان دولتمردان و مردم تبدیل میشود.
مردم میتوانند با مدیریت گرمایش خانهها، کاهش مصرف برق، استفاده منطقی از خودرو و اجتناب از مصرف غیر ضرور، سهم خود را ایفا کنند؛ اما دولت نیز باید با راهاندازی دورکاری هدفمند، بهینهسازی ساختمانهای اداری، بهبود تجهیزات، توسعه حملونقل عمومی و ارائه مشوقهای واقعی، این همکاری را تسهیل کند.
فرصت هنوز باقی است
اجرای دورکاری در زمستان اگر به انجام برسد، باید از همین حالا به یک برنامه عملیاتی بدل شود؛ برنامهای که مشخص کند کدام دستگاهها، در چه روزهایی، با چه میزان دورکاری و بر مبنای چه شاخصهایی فعالیت خواهند کرد. بهطور همزمان، بخش خصوصی نیز باید تشویق شود تا مدلهای انعطافپذیر کاری را در ماههای سرد عملی کند. در کنار آن، باید برنامهای مشخص برای مشترکان خانگی تدارک دیده شود؛ برنامهای که به مردم بگوید چگونه میتوانند بدون نقصان جدی در رفاه، مصرف انرژی را کاهش دهند.
شرایط کنونی کشور ایجاب میکند که مدیریت انرژی به واکنشهای مقطعی ختم نشود. ناترازی سوخت و انرژی پیش از جنگ نیز وجود داشته و به دفعات نسبت به ضرورت بهینهسازی مصرف هشدار داده شده بود؛ اما شرایط جدید مشخص کرده که تابآوری انرژی دیگر تنها یک موضوع اقتصادی نیست بلکه بخشی از تابآوری کلی کشور به حساب میآید؛ بنابراین، دورکاری ادارات نباید بهعنوان راهحل نهایی آن ناترازی تلقی شود؛ اما میتواند بهعنوان یکی از ارزانترین و فوریترین ابزارهای کاهش همزمان مصرف گاز، برق و سوخت حمل و نقل در فصلهای سرد به کار رود. نتیجه اینکه، زمستان هنوز شروع نشده و همین، مهمترین فرصت است. اگر قرار است روزهای سرد ما را با صفهای سوخت، محدودیتهای برق یا فشار بر شبکه گاز غافلگیر نکند، اکنون زمان تصمیمگیری است. زمانی که میتوان با برنامهریزی بهجای خاموش کردن اجباری در اوج بحران، از بار مصرف کاسته و به مدیریت انرژی پرداخت.
نظرات کاربران