جلال چراغی، کارشناس مسائل سیاسی منطقه در تشریح نگاه کشورهای عربی به اعمال تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران و رفتارشناسی آنها در قبال تهران در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: قبل از هر چیز اگر از سهگانه «توافق مکه» میان سه کشور عربستان، پاکستان و ترکیه شروع کنیم، اولاً این توافق با مشکلات اساسی مواجه است. یکی از مشکلات اصلی این است که هر توافقی معمولاً باید یک دشمن مشترک داشته باشد، در حالی که این سه کشور دشمن مشترکی ندارند. اگر قرار باشد دشمن مشترک این سه کشور ایران باشد، چنین برداشتی اساساً قابل پذیرش نیست؛ چراکه ایران عمق راهبردی پاکستان به شمار میرود و برای ترکیه نیز دارای اهمیت راهبردی است. کمااینکه بالعکس، ترکیه و پاکستان نیز در چارچوب روابط منطقهای، دارای اهمیت راهبردی برای ایران هستند. حتی درباره عربستان نیز نمیتوان گفت ایران دشمن این کشور است؛ چه از نظر موقعیت جغرافیایی و چه از نظر رویکردهای سیاسی. ایران نمیتواند به معنای واقعی کلمه دشمن عربستان باشد. حتی اگر مشکلی در ایران ایجاد شود، پیامدهای آن میتواند به ضرر عربستان نیز تمام شود. بنابراین، نخستین مشکل این است که این توافق نمیتواند علیه ایران باشد، زیرا ایران دشمن هیچیک از این کشورها نیست.
وی ادامه داد: در ارتباط با اسرائیل نیز به نظر میرسد این توافق نمیتواند علیه این رژیم باشد. ترکیه، علیرغم سخنانی که از سوی مقامات این کشور مطرح میشود و جنگ لفظی موجود میان ترکیه و اسرائیل ــ که البته بسیاری از کارشناسان حتی در واقعی بودن این جنگ لفظی نیز تردید دارند ــ نمیتواند اسرائیل را دشمن خود بداند؛ زیرا دو طرف روابط رسمی و دیپلماتیک دارند و سفیر میان آنها وجود دارد. بنابراین، اسرائیل و ترکیه را نمیتوان دشمن یکدیگر دانست. در مورد پاکستان وضعیت تا حدودی متفاوت است. پاکستان با اسرائیل روابط رسمی ندارد، اما به نوعی متحد و از کشورهای دوست آمریکا محسوب میشود و به همین دلیل نمیتواند اسرائیل را دشمن خود تلقی کند؛ چراکه اسرائیل در واقع یکی از عوامل و متحدان آمریکا در منطقه است و آمریکا نیز با پاکستان روابط دوستانه دارد. ترکیه نیز عضو ناتو است و طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت که ناتو با اسرائیل وارد تقابل شود. درباره عربستان نیز باید گفت که این کشور طی سالهای اخیر موضعی سرسختانه و تقابلی علیه اسرائیل اتخاذ نکرده و حتی ممکن است درصدد عادیسازی روابط با آن باشد. به همین علت، این توافق نه علیه اسرائیل و نه علیه ایران است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: به نظر میرسد این توافق بیشتر یک توافق اقتصادی باشد؛ توافقی که در آن عربستان منابع مالی را تأمین میکند و دو کشور دیگر نیز از آن منتفع میشوند. البته کشورهای سهگانه ممکن است به دلیل احساس خطری که از تحولات منطقه دارند، به سمت امضای چنین توافقی رفته باشند. ترکیه در چارچوب این توافق میتواند سلاحهای خود را به عربستان بفروشد و پاکستان نیز که از نظر اقتصادی با مشکلات جدی مواجه است، میتواند در سایه حمایت و چتر هستهای خود از عربستان، روی کمکهای اقتصادی این کشور حساب کند. بنابراین، این توافق نمیتواند یک توافق راهبردی به معنای واقعی کلمه باشد، بلکه بیشتر یک اقدام تاکتیکی است و در این مرحله، جنبه تاکتیکی آن پررنگتر است. در این میان، عامل اصلی را باید عربستان سعودی دانست. شاید عربستان به دلیل احساس رقابتی که با ایران دارد یا نگرانیهایی که از ایران و متحدان منطقهای آن، از جمله یمن، احساس میکند، تلاش کرده باشد با قرار گرفتن زیر چتر این دو کشور، یعنی پاکستان و ترکیه، تا حدودی خود را در برابر این نگرانیها حفظ کند.
وی افزود: در این زمینه، اسرائیل تلاش میکند این توافق را بهعنوان توافقی ضداسرائیلی بازنمایی کند و ترکیه نیز شاید با اهداف اسلامی خود تلاش کند اسرائیل را دشمن خود معرفی کند و تهدیدهای اسرائیل را بزرگنمایی کند و به آن پاسخ دهد. آنکارا میخواهد خود را بهعنوان کشور محوری در میان کشورهای اسلامی و عربی نشان دهد تا هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی از این کشورها منتفع شود. در مورد عربستان نیز علاوه بر موضوع ایران، شاید یکی از نگرانیهای اصلی این کشور، امارات باشد. عربستان و امارات در مسائل مختلف، چه در آفریقا و چه در یمن و سایر نقاط خاورمیانه، در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. به همین علت ممکن است مصر و امارات نیز در آینده با یکدیگر ائتلافهایی داشته باشند و عربستان تلاش کرده باشد پیشاپیش ائتلاف خود را شکل دهد. علت دیگر نیز میتواند محوریت عربستان باشد. روابط ایران و پاکستان میتوانست در آینده توسعه بیشتری پیدا کند. همچنین روابط ایران و ترکیه نیز میتوانست گسترش یابد. شاید عربستان با این اقدام تلاش کرده است پاکستان و ترکیه را به سمت خود بکشاند تا در آینده مانع شکلگیری ائتلافی میان ایران و پاکستان یا ایران و ترکیه شود. بنابراین، عربستان یک چشمش به امارات و چشم دیگرش به ایران است، در حالی که دو کشور دیگر، یعنی ترکیه و پاکستان، بیشتر نگاه اقتصادی به این توافق دارند. در مورد این ائتلاف، ایران نیز مخالفتی نکرده است. ایران اساساً با این توافق مخالفتی ندارد، زیرا راهبرد اصلی جمهوری اسلامی ایران این است که آمریکا از منطقه خارج شود. هر ائتلافی میان کشورهای منطقه که به کاهش حضور آمریکا یا حرکت در این مسیر کمک کند، میتواند با راهبرد اصلی ایران همخوانی داشته باشد.
چراغی گفت: در ارتباط با تحریمهای جدید آمریکا نیز میتوان کشورها را به سه دسته تقسیم کرد. دسته نخست کشورهایی هستند که در همان ساعات اولیه اعلام کردند این اقدام آمریکا غیرقانونی است و آنها روابط تجاری و اقتصادی خود با ایران را ادامه خواهند داد. چین یکی از این کشورها بود و پاکستان نیز در همین چارچوب قرار گرفت. برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا و چهبسا کشورهای دیگر نیز احتمالاً همراهی نخواهند کرد و تاکنون بسیاری از کشورهای اروپایی در این زمینه سکوت کردهاند. دسته دوم کشورهایی هستند که به ایران پیام دادهاند نمیتوانند روابط خود با ایران را بهسادگی قطع کنند، زیرا این روابط در حوزههای مختلف درهمتنیده است. ایجاد این روابط سالها زمان برده، اما قطع آنها نمیتواند در یک یا دو ماه اتفاق بیفتد. اگر این کشورها بخواهند روابط خود با ایران را قطع کنند، باید برای آن جایگزین پیدا کنند. برای مثال، برق صادراتی ایران به عراق باید جایگزین شود. یا ترکیه برای حجم تبادلات تجاری خود با ایران باید جایگزین پیدا کند. همین موضوع درباره سایر کشورها نیز صدق میکند.
وی اضافه کرد: دسته سوم کشورهای عربی منطقه، از جمله امارات هستند. اگر امارات روابط خود را با ایران قطع کند، تقریباً دچار آسیب جدی اقتصادی خواهد شد؛ زیرا امارات یک حجم تجارت رسمی و یک حجم تجارت غیررسمی با ایران دارد. منظور از تجارت غیررسمی نیز میتواند تجارتهایی باشد که از طریق روشهای مختلف برای دور زدن تحریمها انجام میشود. بنابراین، قطع روابط با ایران میتواند مشکلات شدیدی برای اقتصاد دبی ایجاد کند. از سوی دیگر، روابط تجاری امارات با ایران نوعی تضمین و ضامن در برابر ایران نیز بوده است. ایران در مسائل مختلف، به دلیل وجود همین روابط، ملاحظات و تحفظاتی در قبال امارات داشته است. اگر این روابط قطع شود، در آینده هر اقدام یا موضعگیری علیه ایران ممکن است با واکنش شدید تهران مواجه شود و این چیزی نیست که امارات بخواهد بپذیرد. همچنین اگر امارات از ایران فاصله بگیرد، ممکن است ایران این ترمینال تجاری را به جای دیگری منتقل کند؛ برای مثال، به پاکستان منتقل شود و در این صورت نیز امارات متضرر خواهد شد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه تصریح کرد: علاوه بر این، ممکن است امارات از تنش احتمالی در روابط ایران و عربستان استفاده کند. مواضع عربستان در برابر ایران در حال حاضر نرمتر شده است؛ چراکه رقابت اعلامنشده شدیدی میان عربستان و امارات در مسائل مختلف سیاسی و اقتصادی و همچنین درباره طرحهایی که محمد بنسلمان دنبال میکند، وجود دارد. به همین علت، مقامات آمریکا، از جمله مقام مسئول در وزارت خزانهداری یا وزیر خارجه، طی روزهای اخیر به امارات سفر کردهاند و موضوع روابط این کشور با تهران را مورد بررسی قرار دادهاند. در مورد کشورهای اروپایی و سایر کشورهای عربی منطقه نیز شاهد نوعی سکوت و بلاتکلیفی هستیم. آنها در عین حال که نمیخواهند با آمریکا همراهی کنند، هنوز موضع صریحی نیز اتخاذ نکردهاند. در میان کشورهای اروپایی، به جز فرانسه که اظهارنظری داشته، سایر کشورها موضع مشخصی نگرفتهاند. لذا این سکوت را میتوان نوعی سکوت ناشی از نارضایتی از آمریکا دانست؛ زیرا اگرچه این تحریمها احتمالاً ایران را تحت فشار قرار خواهد داد، اما به احتمال زیاد راه به جایی نخواهد برد.
وی گفت: موضوع اساسی در ارتباط با ایران و این تحریمها، چین است. باید توجه داشت که حجم تجارت چین با آمریکا بسیار بیشتر از حجم تجارت چین و ایران است. بسیاری از تحلیلگران و رسانههای کشورهای عربی این مسئله را مطرح میکنند که چین حاضر نخواهد شد روابط تجاری خود با آمریکا را از دست بدهد، اما در مقابل، ممکن است از روابط تجاری خود با ایران صرفنظر کند؛ زیرا حجم تجارت چین با ایران کمتر است و این تقریباً دیدگاه بسیاری از کارشناسان نظامی و اقتصادی و رسانههای کشورهای عربی است؛ اما این تحلیل از یک نکته مهم غافل است و آن اینکه اساساً برای چین، موضوع صرفاً اقتصادی نیست. چین بر این باور است که هدف اصلی آمریکا، خود چین است. هدف اصلی آمریکا این است که در منطقه بر منابع نفتی و انرژی مسلط شود تا بتواند از این طریق فشار خود را بر چین، بهعنوان رقیب جهانی و ابرقدرت، افزایش دهد و آن را از عرصه رقابت خارج کند.
چراغی در پایان خاطرنشان کرد: به همین علت بود که در دیدار اخیر ترامپ با رئیسجمهور چین، ترامپ از اصطلاحی استفاده کرد که به نوعی به گرفتار شدن قدرت نوظهور در برابر قدرت موجود اشاره داشت. منظور او این بود که درگیری میان قدرت نوظهور جهانی و ابرقدرت موجود، اجتنابناپذیر است و امیدوار است آمریکا در چنین تلهای گرفتار نشود. بنابراین، موضوع تنگه هرمز نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند و ایران تنگه هرمز را رها نخواهد کرد. چهبسا در مذاکرات به ایران پیشنهاد شده باشد که در قبال دریافت عوارض از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، با این وضعیت موافقت شود، اما ایران حاکمیت خود را واگذار نکند یا از میزان ادعا و اعمال حاکمیت خود تا حدودی کوتاه بیاید. با این حال، موضوع اقتصادی برای ایران در درجه دوم اهمیت قرار دارد و این مسئله در ارتباط با کشورهای عربی و روابط آنها با ایران نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند.
نظرات کاربران