یکی از معضلات به‌ظاهر غیرقابل‌حل فوتبال در ایران، قیاس‌های عجیب و مع‌الفارق است. اینکه با این وضعیت پرآشفتگی که داریم، همچنان به ظواهر فوتبال وابسته‌ایم، خود به تنهایی یکی از شگفتی‌های این عرصه به شمار می‌رود.

به عنوان مثال، خبرنگاران با دیدن مجید جلالی به یاد آن ادعای مشهور «مورینیو بهتر از قلعه‌نویی است» افتاده و او را در این خصوص به چالش می‌کشند. جلالی نیز ناگریز می‌شود هر بار برای توضیح و توجیه این ادعای عجیب، مثالی جدید از شرایط و محیط پرورش مربیان در جوامع مختلف ارائه دهد و به نوعی قضیه را جمع‌بندی کند.

مناقشه درباره مقایسه بهترین بازیکنان نسل کنونی با نسل‌های گذشته نیز داستانی مشابه دارد. هر بار شاهد بحث‌های بی‌حاصل و بی‌نتیجه‌ای هستیم که تنها روح فوتبال را جریحه‌دار می‌کند. بازیکنان کنونی خود را بهترین می‌دانند و نسلی که retired شده‌اند نیز نسل خود را از امروز برتر می‌شمرند!

فرض کنیم که همه این مدعیات صحیح باشد. بیایید بپذیریم که فوتبال ایران مربیانی دارد که از مورینیو بهترند و ما اکنون نسلی داریم که به لحاظ فنی و کیفی بر نسل‌های گذشته پیشی گرفته است.

خب، نتیجه‌ این همه ظرفیت و توانایی چه شده است؟

یک جام آسیایی؟ یک موفقیت در قاره کهن؟ یک صعود درخشان در جام ملت‌ها؟ یک قهرمانی خیالی؟ حتی یک صعود ساده و بدون دردسر به جام جهانی با ۴۸ تیم؟

هیچ‌کدام!

حالا شما تا فردا هم بگویید ما از مورینیو بهتر هستیم؛ بگویید این نسل، بهترین نسل تاریخ فوتبال ایران است؛ بگویید بازیکنان امروز از تمام نسل‌های پیشین برترند.

با این همه قابلیت‌های فنی و این همه «بهترین» بودن، چرا هنوز در سطح بین‌المللی به فرسنگ‌ها فاصله داریم و ما همچنان در جستجوی بهترین‌ها هستیم؟

فوتبال را با مقایسه نمی‌سنجند؛ بلکه با کارنامه بررسی می‌کنند. در انتهای این همه ادعا، باید چیزی بر روی ویترین فوتبال ایران وجود داشته باشد.

و در حال حاضر، هرچه بیشتر تلاش می‌کنیم، به جای مشاهده جام، بیشتر با مقایسه‌ها مواجه می‌شویم!

اینجا ببینید: حمله مجید جلالی به فدراسیون: تنها چیزی که آنجا اهمیت ندارد، فوتبال است!