فرارو- نمایش فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا و بازی امیر جدیدی در سینماها آغاز گردید. این اثر للم نخستین بار در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به روی پرده رفت.
به گزارش فرارو، این فیلم به ظاهر یک تریلر جادهای به شمار میآید، اما به سرعت به ما نشان میدهد که تنها مأموریتش رساندن یک سوژه حساس به مقصد نیست، بلکه تدریجاً از یک مأموریت عادی دور شده و به مواجههای میان دو نگرش متفاوت درباره وظیفه، عشق و اخلاق تبدیل میشود.
فیلم «اسکورت» به بررسی شوتیها پرداخته است. این افراد وظیفه انتقال محمولههای قاچاق را بر عهده دارند، اما حاتمیکیا تمایل ندارد آنها را صرفاً به عنوان مجرم یا قربانی در نظر بگیرد. داستان فیلم پیچیدهتر میشود: هنگامی که انتخابهای انسانی در شرایط اقتصادی و اجتماعی سخت شکل میگیرد، مرز میان قانون، بقا و اخلاق تا چه اندازه قابل دوام است؟
داستان حول محور اصلان، سربازی میچرخد که به منظور تهیه داروی دوست بیمار خود، ناخواسته وارد سفری میشود. همکاری او با حلما، زن شوتی، فیلم را از یک تعقیبوگریز ساده به فضایی اخلاقی بدل میسازد؛ جایی که مأمور قانون به تدریج مجبور میشود درباره معنای واقعی وظیفهاش تأمل کند. این ایده، قدرت اصلی فیلمنامه را تشکیل میدهد. «اسکورت» سعی نمیکند پاسخهای آسان ارائه دهد و ترجیح میدهد شخصیتهای خود را در یک حیطه خاکستری نگهدارد.
فیلمنامه در پرده اول، بدون اتلاف زمان، به موقعیت اصلی میپردازد. گرهافکنی نسبتاً سریع انجام میشود و فیلم اطلاعات لازم را به تدریج در اختیار تماشاگر قرار میدهد تا حس تعلیق اولیه شکل بگیرد. پرسش کلیدی نیز خیلی زود مطرح میشود: این مأموریت دقیقاً حول چه موضوعی است و دو شخصیت اصلی تا چه اندازه آمادهاند برای انجام یا متوقف ساختن آن پیش بروند؟ در این بخش، فیلم بیشتر بر ابهام و موقعیت تأکید دارد تا توضیحات آشکار.
نقطه قوت «اسکورت» در پرده دوم شکل میگیرد؛ جایی که تقابل دو شخصیت اصلی عمق بیشتری پیدا میکند. بخش قابل توجهی از ماجرا در فضاهای محدود میگذرد و این محدودیت به جای اینکه به فیلم آسیب بزند، به ایجاد تنش کمک مینماید. در این مرحله، گفتگوها نقش اساسی دارند و تفاوت میان دو شخصیت تنها یک اختلاف شخصی نیست. یک طرف، مأموری است که رعایت وظیفه و اجرای مأموریت را محور میداند و طرف دیگر، شخصیتی است که با پرسشهای اخلاقی این منطق را به چالش میکشد.
جایی که وظیفه با اخلاق درگیر میشود
این دوگانگی، فیلم را از یک تریلر مرسوم متمایز میکند. «اسکورت» در بخش میانی به جای آنکه در پی هیجان و حادثه بگردد، سعی دارد تنش را از رابطه دو شخصیت استخراج کند. در بهترین لحظات، ما شاهد یک دوئل کلامی و فکری هستیم که تماشاگر را به دنبال کردن سرنوشت مأموریت و درگیر شدن با این پرسش وا میدارد که کدامیک از طرفهای داستان حق را دارد.
مشکل فیلم از زمانی آغاز میشود که باید این کشمکش را به فرجام برساند. پرده سوم نسبت به بخش میانی، شتاب بیشتری پیدا میکند و فیلم برای جمعبندی مضمون سیاسی و اخلاقی خود، به حوادث ناگهانی و تصمیمهای سریع اتکا میکند. برخی از این تصمیمات به جای آنکه نتیجهای طبیعی از روند طیشده توسط شخصیتها باشد، بیشتر به منظور رساندن داستان به نقطه پایانی طراحی شدهاند.
اینگونه مسائل، بزرگترین ضعف «اسکورت» را شکل میدهد. فیلم در دقایق میانی توانسته تماشاگر را با یک موقعیت اخلاقی پیچیده مواجه نماید، اما در انتها فرصت کمتری برای ادامه این پیچیدگی فراهم میآورد. جایی که میتوانست انتخابی دشوار را پیش روی تماشاگر قرار دهد و قضاوت را به او بسپارد، به عوض، تصمیم میگیرد پیامش را به شکل شفافتر و مستقیمتر بیان کند.
با این حال، «اسکورت» در بخش قابل توجهی از زمان خود فیلمی کنترلشده است و میداند چگونه از یک موقعیت محدود، تنش ایجاد کند. استفاده از فضای جاده و محیط بسته خودرو، به همراه تمرکز بر دو شخصیت اصلی، سبب شده تا فیلم برای ایجاد حس تعلیق نیاز به اکشن و حوادث پرشمار نداشته باشد.
در نهایت، «اسکورت» ایدهای قابل توجه دارد و در بخش میانی موفق میشود یک مأموریت ساده را به موضوعی درباره وظیفه و اخلاق تبدیل کند. اما در پرده پایانی، بخشی از ظرافت خود را از دست میدهد و برای انتقال پیام سیاسیاش بیش از حد بر شوک و تصمیمات سریع تکیه میکند. با این وجود، تلاش فیلم برای ساختن یک تریلر مبتنی بر شخصیت و تقابل فکری، بزرگترین امتیاز آن محسوب میشود؛ امتیازی که اگر در پایان با همان دقت ادامه مییافت، میتوانست «اسکورت» را به اثری تأثیرگذارتر تبدیل نماید.
نظرات کاربران