ایرنا گزارش داد: فوتبال برای خداداد عزیزی به جای اینکه عرصهای برای به نمایش گذاشتن «منش پهلوانی و جوانمردی» باشد، به محلی برای ایجاد جنجال و ترویج رفتارهای غیر اخلاقی تبدیل شده است. در حال حاضر، هنگام اشاره به عزیزی، کمتر کسی به یاد آن اسطورهای میافتد که با گلی تعیینکننده در ملبورن، آرزوی ۲۰ ساله یک ملت را به حقیقت تبدیل کرد؛ بلکه نام او اکنون با رفتارهای «چالهمیدانی» و پرخاشگری پیوند خورده است؛ رفتارهایی که به محور اصلی فضای مجازی زرد و کلیکمحور بدل شدهاند.
اما چرا ستارهای که باید نماد اخلاق باشد، مسیر «لاتمآبی» را انتخاب کرده و چرا تصمیمات فدراسیون در برابر این پیشکسوت فوتبال تنها به یک تعارف عادی میماند؟
برای دستیابی به پاسخ این بحران، باید فراتر از ظاهر و شخصیت خداداد نگریست. ادبیات چالهمیدانی در فوتبال ایران یک پدیده تصادفی و زودگذر نیست؛ بلکه نتیجه سیستمی است که «جنجال» را به عنوان «میانبری» برای رسیدن به مقاصد خود میداند و برخی مدیران نیز برای کسب دستاورد و نتیجه، به حضور چنین افرادی نیاز دارند.
به کارگیری «جارچی» و «دادزن» برای فشردن داور، سازمان لیگ و رقبای دیگر یکی از استراتژیهای معمول در فوتبال است؛ این در حالی است که استخدام چنین افرادی نه تنها به معنای نادیده گرفتن واژههای «فرهنگ» و «اخلاقیات» است که بهطور برجسته در اساسنامههای باشگاههای معتبر ما درج شده است، بلکه این واژهها به گواه کارشناسان فقط پوششی برای فعالیت هستند و در گذر زمان در سایه مصلحتهای نتیجهگرا قربانی میشوند.
با وجود شعارهای بلندپروازانه فدراسیون و کمیته انضباطی به منظور ترویج فرهنگ، هر ساله شاهد ظهور افرادی هستیم که نسل جوان و نوجوان کشور را با نوع جدیدی از فحاشی آشنا میکنند؛ خدادادهایی که هیچ حکمی نمیتواند جلوی رفتارهایشان را بگیرد. استمرار این نوع رفتارها، سوالی را برای مردم ایجاد میکند که چگونه افرادی چون خداداد عزیزی میتوانند با ادبیات زشت، امنیت اخلاقی فوتبال را تحت تأثیر قرار دهند؟
آیا فدراسیون قادر به مهار او نیست، یا در این ساختار، اخلاق به پای تصمیمات مصلحتی قربانی شده است؟
نقصان کمیته انضباطی و فدراسیون فوتبال در کنترل رفتارهای امثال عزیزی، پیام روشنی را به جامعه انتقال میدهد و آن چیزی جز «مصونیتِ آهنین» برای چهرههای معروف نیست. مخاطبان معتقدند که وقتی فدراسیون در برابر فحاشیهای غیرمستتر سکوت میکند، عملاً به ترویج این فرهنگ چراغ سبز نشان میدهد.
آیا زمان آن نرسیده است که افراد درون فدراسیون از دایره مصلحتاندیشی خارج شده و با تدابیر قاطع در برابر یکی از مروجان بیاحترامی اقدام کنند؟
نظرات کاربران