بر اساس گزارشی از خبرآنلاین، روزنامه اعتماد بیان کرده است: به تجربهای که از تعامل با او و سخنانش داشتهام، مشخص است که او از روبرو شدن با نظرات مختلف فراری نیست و در دایرهای از افرادی که همنظر او هستند، محصور نمیشود. او اهل گفتوگوست، به حرفها گوش میدهد و اجازه میدهد که دیدگاهش مورد پرسش و نقد واقع گردد.
این ویژگی به طور خاص برای کسی که به یکی از نزدیکترین افراد به رییسجمهور تبدیل گردیده، از اهمیت مضاعفی برخوردار است. قدرت و نزدیکی به رقمزنندگان قدرت معمولاً خطراتی در پی دارد؛ به طوری که فرد به آرامی در حلقهای از موافقان قرار میگیرد که اخبار و تحلیلها را گزینش میکند، مخالفتها را محدود میسازد و تصویر کنترلشدهای از جامعه را به صاحب قدرت انتقال میدهد. فاصله گرفتن از چنین حلقهای و پذیرش گفتوگو با افراد و نظرات مختلف در هر موقعیتی به عنوان یک امتیاز رفتاری و مثبت محسوب میشود.
لازم به ذکر است که نقدپذیری به معنای نبود خطا نیست و اهل گفتوگو بودن الزاماً به معنای درست بودن تمامی سخنان نمیباشد. یوسف پزشکیان ممکن است دچار اشتباه گردیده، تحلیلی نادرست ارائه کند یا در درک یک مسئله دچار خطا شود؛ همانطور که هر روزنامهنگار، تحلیلگر، سیاستمدار یا صاحبنظری ممکن است دچار چنین وضعیتی شود.
این اهمیت موضوع در این است که سخنان او باید تحت نقد قرار گیرد، نه اینکه قبل از نقد، او به عنوان یک هدف انتخاب شود.
این موارد تناقض ایجاد نمیکند؛ بلکه نشانهای از بلوغ سیاسی است. از اینجا باید بین «نقد دولت» و «پروژه مردود کردن دولت» تمایز قائل شویم. دولت باید مورد نقد و تحلیل قرار گیرد، مدیران باید به سوالات پاسخ دهند و عملکردشان باید ذیل نگاه افکار عمومی مورد بررسی قرار گیرد؛ اما دولت یک رقیب سیاسی صرف نیست. شکست هر دولتی میتواند هزینههایی به دنبال داشته باشد که آثارش در زندگی مردم محسوس خواهد بود. رقابتهای سیاسی نباید این حقیقت را تحتالشعاع قرار دهد. با این حال، شاید مهمترین جنبه درباره یوسف پزشکیان، نه حتی شخصیت او، بلکه مرتبهای باشد که از طریق نزدیکی و اعتماد به رییسجمهور کسب کرده است.
رییسجمهور، حتی اگر تمایل به ارتباط با مردم داشته باشد، نمیتواند به طور مستقیم با تمامی گروههای اجتماعی به گفت و گو بنشیند. اطلاعات در یک ساختار رسمی معمولاً از طریق گزارشهای اداری، تحلیلهای کارشناسی و سلسله مراتب مدیریتی منتقل میشود.
هر یک از این مسیرها میتواند، به صورت آگاهانه یا ناخواسته، بخشی از واقعیت جامعه را تعدیل یا کمرنگ کند. فردی که توانایی برقراری ارتباط مستقیم با گروههای متنوع اجتماعی و دسترسی نزدیک به رییسجمهور را دارد، میتواند فاصلههای بین افراد و قدرت را کمتر کند؛ بدین معنا که صدای جامعه را پیش از آن که در فیلترهای رسمی دچار تغییرات ناخواسته شود، منتقل سازد.
اگر این ظرفیت به درستی بکار برده شود، دیگر صرفاً یک امتیاز خانوادگی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به یک ابزار ارتباطی مؤثر برای مدیریت و رهبری تبدیل گردد. البته همین جایگاه دارد مسوولیتی مضاعف نیز به همراه دارد. انتقال صدای جامعه زمانی اهمیت پیدا میکند که آن صدا به صورت اصیل و بدون تحریف شنیده شود، نه به صورت آنگونه که برای صاحبان قدرت مطلوب است. نزدیکی به رییسجمهور نباید به معنای نفوذ شخصی یا برخورداری از مصونیت باشد. هر چه دسترسی بیشتری وجود داشته باشد، نیاز به پاسخگویی هم باید بیشتر گردد. بنابراین یوسف پزشکیان نه باید مورد تقدیس قرار گیرد و نه تحقیر شود. موقعیت او ایجاب میکند که بیشتر از بسیاری از افراد دیگر در معرض پرسش و نقد قرار گیرد.
اما این نقد باید به سخن، تحلیل و عملکرد او مربوط باشد، نه نسبت خانوادگی یا شخصیتاش. اگر اظهاراتی درست است، باید پذیرفته شود؛ اگر نادرست است، باید رد گردد و اگر ناقص است، باید کامل شود. اینکه فرزند رییسجمهور است نه دلیلی بر صحت اظهارات اوست و نه بر نادرستی آن. شاید بهترین معیار هنگام مواجهه با هر اظهارنظر او این باشد که به جای پرسش «کی این سخن را بیان کرده؟» از خود بپرسیم: «آیا این اظهارات صحیح است؟»
یوسف پزشکیان قابل نقد است؛ حتی به خاطر جایگاهش باید جدیتر مورد انتقاد قرار گیرد. اما اگر قرار است گفتوگو جایگزین مجادله شود، باید یک اصل ساده را رعایت کنیم: باید به نقد او پرداخته، اما از تخریب و توهین دوری کنیم.
17302
نظرات کاربران