به نقل از ایسنا، توسعه ظرفیتهای پالایش، توقف واردات نفتگاز، افزایش ذخایر سوخت، پیشرفت در خطوط انتقال و ارتقای سهم فرآوردههای با استانداردهای بالاتر، مجموعهای از اقداماتی است که معمولاً در سایه اخبار مهم میادین بزرگ نفت و گاز قرار میگیرد. این قسمت از صنعت معمولاً کمتر با قراردادهای میلیارد دلاری بالادستی شناخته میشود، اما تأثیرات آن به زندگی روزمره نزدیکتر است؛ نیاز به تولید سوخت، داشتن کیفیت مناسب، ذخیرهسازی در زمانهای مناسب و انتقال به مقصد بدون وابستگی زیاد به یک روش حمل، از نکات اصلی این موضوع است.
افزایش ظرفیت پالایش
براساس اعلام، خوراک پالایشگاههای کشور طی این مدت با به کارگیری بیشتر ظرفیتهای موجود، حدود چهار درصد افزایش یافته و به ۲.۳۷ میلیون بشکه در روز رسیده است. در این دوره، تولید روزانه بنزین نسبت به ابتدای دولت چهاردهم تقریباً سه میلیون لیتر و تولید نفتگاز نزدیک به چهار میلیون لیتر افزایش یافته است.
این افزایش از جنبهای مهم است که مصرف فرآورده در کشور نیز ثابت نمانده و هر ظرفیت جدیدی به سرعت با تقاضای تازهای مواجه میشود. در چنین شرایطی، افزایش تولید بیشتر از اینکه منجر به مازاد زیادی شود، به جبران بخشی از فشار موجود بر شبکه تأمین کمک خواهد کرد.
از این منظر، عملکرد وزارت نفت در حوزه پالایش قابل قبول به نظر میرسد. افزایش تولید بر اساس ظرفیتهای فعلی زمانی انجام شده که استقرار یک پالایشگاه جدید به زمان و سرمایه زیادی نیاز دارد و شبکه مصرف نمیتواند سالها در انتظار بماند. با این حال، ادامه این مسیر بدون بهبود کارآیی و مدیریت مصرف میتواند دوباره همان فاصله قدیمی میان تولید و تقاضا را بازآفرینی نماید.
نفتگاز بدون واردات
یکی از تغییرات کمتر مورد توجه در این مدت، توقف واردات نفتگاز از شهریور ۱۴۰۴ بود. نفتگاز صرفاً سوخت برای خودروهای سنگین نیست و بخش قابل توجهی از حمل و نقل کالا، ماشینآلات و مصارف صنعتی به تأمین پایدار آن وابسته است.
صفر شدن واردات به این معناست که نیاز کشور در این حوزه از طریق تولید داخلی تأمین شده و این امر در شرایط محدودیتهای خارجی اهمیت بیشتری پیدا میکند. واردات فرآورده نهتنها هزینه ارزی را به همراه دارد، بلکه خود به مسیرهای تأمین و نقل و انتقال خارجی وابسته است که هر مدیر این وابستگی میتواند دست شبکه داخلی را در دورههای بحرانی بازتر کند.
اما پایداری این وضعیت از رسیدن به آن مهمتر است. افزایش مصرف میتواند توازن را دوباره تغییر دهد و بر این اساس، حفظ تولید داخلی نفتگاز در سالهای آینده باید با همان حساسیت دنبال شود که امروز توقف واردات با آن اعلام میشود.
مسیرهای جدید انتقال
پس از تولید، سوخت هنوز مسیر طولانیتری تا مصرفکننده دارد. بخشی از این مسیر از طریق خطوط لوله طی میشود و بخش دیگر به عهده ناوگان جادهای است. هرچه سهم انتقال پایدار از طریق خط بیشتر باشد، وابستگی به حمل و نقل جادهای برای جابهجایی انبوه کمتر خواهد شد.
در این دوره، خطوط بندرعباس ـ رفسنجان و سبزآب ـ شازند به بهرهبرداری رسیدند و شش نیروگاه به خطوط انتقال فرآورده متصل شدند. شاید این پروژهها در نگاه عمومی به اندازه یک میدان نفتی جدید جذابیت نداشته باشند، ولی تأثیراتشان در کاهش رفت و آمد نفتکشها و فراهم کردن امکان انتقال پایدار حجم بالاتری از فرآورده قابل توجه است.
به هر حال، یک درخواست باقی میماند؛ صرفا اعلام طول خطوط یا تعداد نقاط متصلشده برای ارزیابی کافی نیست و باید مشخص شود راهاندازی این زیرساختها چه مقدار از انتقال جادهای را کاهش داده و چه میزان فرآورده اکنون از مسیرهای جدید عبور میکند. این آمادگی به تصویر بهتری از بازده سرمایهگذاری در شبکه انتقال ارائه میدهد.
ذخیره برای روزهای دشوار
تولید روزانه همیشه متناسب با مصرف روزانه نیست و بخشی از امنیت تأمین از وجود ذخیره کافی برای دورههای پرمصرف ناشی میشود. ذخیره نفتگاز نیروگاهی در آبان ۱۴۰۴ به رکورد ۳.۴ میلیارد لیتر رسید و ذخیرهسازی زیرزمینی گاز نیز به ۳.۱۶ میلیارد مترمکعب افزایش یافته است.
این دو عدد به نوعی مختلف هستند، اما هر دو به یک مسئله برمیگردند؛ اینکه شبکه انرژی تنها با تولید روزانه اداره نمیشود و برای دورههایی که مصرف بالا میرود یا محدودیتی در بخش زنجیره ایجاد میشود، وجود حاشیه اطمینان ضروری است.
افزایش ذخایر را نمیتوان معادل حل ناترازی انرژی فرض کرد و اساساً چنین ادعایی از این ارقام به دست نمیآید. آنچه میتوان گفت این است که ورود به دوران پرمصرف با ذخیره بیشتر، امکان مدیریت بهتری را فراهم میآورد نسبت به شرایطی که مخازن با سطح پایینتری تحویل داده شوند.
به همین دلیل، بخشی از قضاوت درباره عملکرد وزارت نفت باید به اقداماتی مربوط شود که ممکن است در روزهای عادی چندان دیده نشود. ذخیرهسازی هزینهبر است و خبر آن عموماً جذابیت رکورد تولید را ندارد، اما فقدان همین ذخیره در زمان نیاز به سرعت به یک موضوع عمومی تبدیل میشود.
کیفیت در کنار کمیت
علاوه بر تأمین مقدار لازم سوخت، کیفیت فرآورده نیز از دغدغههای دیرینه در حوزه پالایش است. طی دو سال گذشته، حدود ۸۷۵ میلیون دلار پروژههای ارتقای کیفیت به اجرا درآمد که منجر به افزایش حدود سه درصدی تولید بنزین و نفتگاز با استاندارد یورو ۴ و یورو ۵ شده است.
این افزایش سه درصدی را نمیتوان نادیده گرفت، همچنین نمیتوان آن را پایان مسیر دانست. زمانی که میلیونها لیتر فرآورده هر روز در کشور مصرف میشود، حتی تغییر چند درصدی در کیفیت شامل حجم زیادی از سوخت خواهد شد، اما فاصله کنونی تا پوشش بهطور وسیع فرآوردههای استاندارد هنوز یک مطالبه جدی باقی مانده است.
این حوزه شاید یکی از روشترین نمونهها باشد که در آن دفاع از عملکرد دولت و مطالبه بیشتر میتواند در کنار یکدیگر قرار گیرند. سرمایهگذاری انجام شده و سهم سوخت استاندارد افزایش یافته است، اما انتظارات طبیعی به این معناست که سرعت کیفیسازی باید متناسب با حجم مصرف کشور بالاتر رود و نتایج پروژهها نیز با دقت بیشتری در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
حلقههای کمتر دیدهشده
اگر نتایج صنعت نفت تنها با میزان تولید نفت خام یا رکوردهای گازی سنجیده شوند، بخشی از اقداماتی که به صورت مستقیم با تأمین سوخت کشور ارتباط دارد نادیده گرفته خواهد شد. افزایش خوراک پالایشگاهها، رشد تولید بنزین و نفتگاز، متوقف شدن واردات نفتگاز، رکورد ذخایر، توسعه خطوط انتقال و سرمایهگذاری برای بهبود کیفیت فرآورده، اقداماتی هستند که تأثیر آنها بیشتر در پایداری شبکه قابل مشاهده است تا در یک روز خاص.
به اعتقاد کارشناسان، در این بخش، کارنامه دولت و وزارت نفت قابل توجیه است، چرا که وابستگی خارجی کاهش یافته و ظرفیتهای داخلی تولید، انتقال و ذخیره نیز افزایش یافتهاست. اما هیچکدام از این ارقام مجوزی برای نادیده گرفتن مسائل باقیمانده نیستند؛ مصرف بالا همچنان ظرفیتهای جدید را تحت فشار قرار میدهد، سهم فرآوردههای استاندارد باید بیشتر شود و تأثیر واقعی خطوط جدید هم باید با دادههای عملیاتی سنجیده شود.
شاید مهمترین انتظار از این مرحله به بعد همین باشد؛ پروژهای که افتتاح میشود باید تأثیر خود را در کاهش یک گلوگاه نشان دهد و ظرفیتی که به آمار افزوده میشود باید در تأمین مطمئنتر و با کیفیتتر سوخت نمایان شود. در صنعتی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با بخشی بزرگ از زندگی اقتصادی مردم ارتباط دارد، فاصله میان «ظرفیت ایجادشده» و «نتیجه قابل لمس» همان جایی است که باید بیشتر به آن پرداخته شود.
انتهای پیام
نظرات کاربران