فوتبال 360 به تازگی توسط ماجراهای ناخوشایند فوتبال ایران، به موضوعی پرداخته که هر روز عمیق‌تر و غم‌انگیزتر می‌شود. آخرین اخبار نشان‌دهنده انتشار یک فایل صوتی ناپسند و غیرقابل قبول از خداداد عزیزی است؛ فردی که باید در شرایط طبیعی، نماد و مرجعی برای نسل جوان به شمار آید و ارزش‌های اخلاقی را در آکادمی‌های فوتبالی که به نام او فعالیت می‌کنند، ترویج کند. با این حال، ظاهراً خداداد راهی کاملاً متفاوت را انتخاب کرده و از دامن زدن به زشتی‌ها در فوتبال ایران لذت می‌برد. شاید او از این موضوع خوشحال نباشد، اما به وضوح از پشیمانی به دور است.

این واقعیت روشن است که نباید تمام تقصیرها بر گردن خداداد بیفتد؛ به کار بردن واژگان توهین‌آمیز عمل ناپسندی است که به هیچ تیم یا باشگاهی محدود نمی‌شود؛ چه هواداران پرسپولیس، استقلال، تراکتور و سپاهان، و دیگر تیم‌ها از این موضوع مستثنی نیستند. نمی‌توانیم چشم‌پوشی کنیم و انتظار داشته باشیم که روح جوانمردی و اخلاق در فوتبال ایران شکوفا شود.

از "کشاله" به پیشوند "زانوی پرانتزی"

بررسی وقایع غیردوستانه‌ای که در سال‌های اخیر بر فوتبال ایران رفته، واقعا دلخراش است؛ آنقدر زشت که تکرار آن هم نامناسب به نظر می‌رسد. متاسفانه این رفتارها به هیچ طیف خاصی مرتبط نمی‌شوند. به قدری الفاظ زشت در برخی از بازی‌ها از سکوها شنیده می‌شود که شرم بر پیشانی بسیاری نشسته است. جالب است که این نوع رفتار مربوط به تیم‌هایی است که نام‌شان به فرهنگ نسبت داده می‌شود. اما تدریس فرهنگ در این باشگاه‌ها در کجای کار قرار دارد، مسئله‌ای است که نیاز به بررسی دارد. بنابراین در ابتدا هیچ تماشاگری نباید به خود اجازه دهد که به فحاشی بپردازد. این یک حقیقت غیرقابل انکار است. اما اگر چنین حالتی پیش آید، به هیچ عنوان "کشاله‌نمایی" یک پاسخ صحیح نخواهد بود و توجیه این رفتار، به اندازه خود آن عمل زشت می‌باشد. بهانه‌هایی که می‌گویند اگر دیگران بودند، واکنش مشابه نشان می‌دادند، عذری به مراتب بدتر از گناه است؛ زیرا دیگران نه قراردادهایی به ارزش 10 و 100 میلیارد تومان دارند، نه شهرتی دارند و نه باید الگوی نسلی جدید قرار بگیرند.

کنش‌ها و واکنش‌ها تنها مختص سکوها و زمین مسابقه نیست؛ جدیدترین رفتار خداداد ثابت می‌کند که سکوها در بروز این جنجال‌ها می‌توانند تا چه حد بی‌تأثیر باشند. در این مورد، دیگر پرده حیا پاره شده و الفاظی به کار رفته‌اند که نمی‌توان برایشان عنوان مناسب 18+ را هم در نظر گرفت. فحاشی به حدی در کلمات استفاده شده رسوخ کرده که به زانوی پرانتزی هم طعنه می‌زنند. تلخ‌ترین بخش این ماجرا تأیید بی‌پروای این فحاشی‌هاست؛ بدون اینکه بدانند در چه موقعیت و باشگاه معتبری قرار دارند.

منشأ مصونیت‌ها چیست؟

غافلگیرکننده است که تکرار این رفتارهای زشت، به جای اینکه به پشیمانی و اندوه منجر شود، برای برخی به عادت تبدیل شده است؛ احتمالاً به دلیل "پشت‌گرمی"ی که از این وضعیت به‌دست آورده‌اند. فدراسیون، که بارها نشان داده نه توانایی و نه اراده‌ای برای مقابله با این موارد ندارد، صرفاً دستوری برای رسیدگی سریع می‌دهد و سپس همه چیز را به زمان واگذار می‌کند. در واقع، اگر انتظار می‌رفت که گذر زمان زشتی‌ها را محو کند، کار از "کشاله" به "زانوی پرانتزی" نمی‌رسید. به وضوح پشت چهره‌های خاصی در این فوتبال، که در چند باشگاه مختلف پراکنده هستند، نیازی به حمایت وجود دارد که به این اندازه بی‌پرده و بی‌محابا الفاظ زشت را علیه هم فریاد می‌زنند و بدون ترس از عواقب، ادامه می‌دهند.

آیا اگر در روزی که سکوها به صورت جمعی به بازیکنی توهین می‌کردند، برخورد فوری و جدی صورت می‌گرفت، آیا زشتی‌ها به عادت بدل می‌شد؟ آیا در زمان ترویج "کشاله‌نمایی" و سرایت آن به بازیکنان دیگر، به جای توجیه، تنبیه معینی وضع می‌شد، آیا سایر اعضای بدن هم به این‌گونه مظلوم‌نمایی‌ها کشیده می‌شد؟ آیا اگر بازیکنی با توهین به رقبای خود با محرومیت مواجه می‌شد، دوباره رفتارهای ناپسند تبدیل به نشانه‌های افتخار شخصی می‌شد؟ آیا اگر انتشار فایل‌های صوتی و تصویری که هویت و اعتبار جامعه را زیر سوال می‌برد و به آن آسیب جدی می‌زند، بدون مجازات باشد، آیا راهی برای اصلاح باقی می‌ماند؟

پاسخ تمام این سوالات منفی است، اما واقعیت این است که به نظر می‌رسد عده‌ای از مصونیتی فراتر از زمین سبز بهره‌مند شده‌اند که اینگونه بی‌پروا به روح ورزش آسیب می‌زنند و در امان از هر گونه عواقبی هستند!