طبق گزارش ایسنا، مدتی است که شبکه بانکی بهعنوان مهمترین مسیر تأمین مالی اقتصاد ایران شناخته میشود و بخش عمدهای از منابع حیاتی مورد نیاز بنگاهها، خانوارها و همچنین دولت از این طریق تامین میگردد. در حالی که بازار سرمایه در سالهای اخیر موفق شده تا نقشی برجستهتر در عرضه مالی ایفا کند، اما هنوز هم میان آن و بازار پول فاصله معناداری وجود دارد.
در این خصوص، حجتالله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، در رابطه با وضعیت تأمین مالی در کشور بیان کرده است که سهم بازار سرمایه در گذشته حدود ۱۰ درصد و سهم بازار پول به ۹۰ درصد مربوط میشد، اما اکنون سهم بازار سرمایه به ۱۳.۷۸ درصد افزایش یافته و هدفگذاری صورتگرفته، دستیابی به نسبت ۵۰-۵۰ میان بازار سرمایه و بازار پول است.
این نظرات در شرایطی ابراز میشود که تأمین مالی تولید بهعنوان یکی از عمدهترین چالشهای اقتصاد ایران مطرح است و محدودیت منابع بانکی، ناترازی برخی بانکها و سیاستهای پولی سختگیرانه، قابلیتهای شبکه بانکی را برای اعطای تسهیلات، بهخصوص تسهیلات مالی کلان و بلندمدت، تحت تاثیر قرار داده است.
چرا تأمین مالی از بورس حائز اهمیت است؟
تأمین مالی از طریق بازار سرمایه به شرکتها این امکان را میدهد که فقط به منابع بانکی وابسته نمانند و با توجه به میزان داراییهای مورد نیاز، زمان بازپرداخت و ماهیت پروژه، ابزار مناسب خود را انتخاب نمایند.
در نظام بانکی، تأمین مالی معمولاً بر اساس رابطهای میان بانک و متقاضی تسهیلات انجام میشود؛ اما بازار سرمایه با ارائه طیف وسیعی از ابزارها، شامل انواع اوراق بدهی، افزایش سرمایه، عرضههای اولیه، صندوقها و روشهای نوین تأمین مالی، گزینههای بیشتری را در اختیار بنگاهها قرار میدهد.
یکی از برجستهترین مزیتهای بازار سرمایه، توانایی جمعآوری منابع خرد و هدایت آنها به سمت فعالیتهای مولد است. صیدی نیز بر این نکته تأکید کرده که هدف بازار سرمایه باید متمرکز بر جمعآوری منابع خرد و انتقال آن به بخشهای تولیدی اقتصاد باشد.
بهگفته وی، میزان قابل توجهی از منابع در قالب سپردههای بانکی و سایر داراییهای مالی وجود دارد که میتوان با طراحی ابزارهای مناسب، آنها را به سمت تولید و بهویژه پروژههای بزرگ زیربنایی فرستاد.
با این حال، انتقال منابع به سمت پروژههای مولد بدون در نظر گرفتن خطرات و بازدهی ممکن نیست. رئیس سازمان بورس همچنین بر اهمیت ارائه تصویری شفاف از میزان بازده و ریسک سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی تأکید کرده است؛ چراکه در نهایت سرمایهگذاران تنها زمانی منابع خود را در یک پروژه سرمایهگذاری میکنند که نسبت ریسک و بازده برای آنها جذاب باشد.
ابزارهای نوین چه نقشی ایفا میکنند؟
در سالهای اخیر، تلاشهای زیادی در بازار سرمایه ایران بهمنظور گسترش دامنه ابزارهای تأمین مالی صورت گرفته و علاوه بر روشهای سنتی نظیر انتشار اوراق و افزایش سرمایه، ابزارهای جدیدی نیز بهتازگی توسعه یافته است.
تأمین مالی جمعی یکی از این ابزارهاست که به شرکتها و طرحهای کوچک و متوسط این امکان را میدهد تا منابع مورد نیاز خود را تامین کنند. این روش بهویژه برای بنگاههایی که دسترسی آسان به تسهیلات بانکی یا استفاده از روشهای بزرگمقیاس بازار سرمایه ندارند، میتواند گزینهای کارآمد باشد.
از طرف دیگر، انتشار انواع اوراق بدهی به یکی از منابع اهمیت تأمین مالی برای دولت، شرکتها و برخی نهادهای عمومی تبدیل شده است. دولت و شهرداریها نیز در سالهای اخیر از ظرفیت انتشار اوراق برای تأمین منابع لازم برای پروژهها و هزینههای خود بهرهمند شدهاند.
بیشتر بخوانید:
سرمایهگذاری در برق به کل اقتصاد کشور گره خورده است
فاصله ۱۳.۷۸ تا ۵۰ درصد
با وجود افزایش سهم بازار سرمایه، دستیابی از سهم فعلی ۱۳.۷۸ درصد به هدف ۵۰ درصدی، چالشهای زیادی را برای سیاستگذاران به همراه دارد. این هدف فقط از طریق افزایش حجم انتشار اوراق یا ورود چندین شرکت جدید به بازار سرمایه تحقق نمییابد، بلکه نیازمند توسعه عمق بازار، افزایش اعتماد سرمایهگذاران، ثبات قوانین و فراهم کردن بستر تأمین مالی بلندمدت است.
در نهایت، کاهش وابستگی اقتصاد ایران به منابع بانکی نهتنها میتواند ظرفیت تأمین مالی تولید را افزایش دهد، بلکه فشار بر ترازنامه بانکها را نیز کاهش میدهد. در این شرایط، بازار سرمایه میتواند با بهرهگیری از ابزارهای متنوع و جذب منابع خرد و کلان، نقش بیشتری در انتقال نقدینگی به سوی بخش واقعی اقتصاد ایفا کند؛ مسیری که بهتازگی سازمان بورس برای آن هدفگذاری ۵۰ درصدی از تأمین مالی اقتصاد را در نظر گرفته است.
انتهای پیام
نظرات کاربران