سالمندی دیگر اتفاقی دور در افق آینده نیست، آرامآرام به واقعیتی نزدیک تبدیل شده که نشانههای آن را میتوان در میان خانوادهها، محلهها و فضاهای عمومی شهرها دید، جامعهای که روزگاری جوانی جمعیت را پشتوانه اصلی خود میدانست، امروز با تغییر ساختار سنی مواجهه شده و اگر از همین امروز برای این تغییر آماده نشود، فردا با چالشهایی مواجه خواهد شد که تنها با ساخت مراکز درمانی یا افزایش خدمات پزشکی قابل حل نیست.
در این میان، سالمندی فقط یک مسئله جمعیتی نیست، یک مسئله عمیق انسانی، خانوادگی و فرهنگی است، پدر و مادری که سالهای جوانی خود را صرف بزرگ کردن فرزندان کردهاند، طبیعی است که در سالهای ناتوانی و کهولت، بیش از همیشه به همراهی، محبت و حمایت خانواده نیاز داشته باشند، البته مراقبت از سالمند میتواند دشوار، فرساینده و پرهزینه باشد و خانوادهها نیز به حمایت اجتماعی، اقتصادی و خدمات تخصصی نیاز دارند، اما تبدیل این مسئولیت انسانی به این گزاره که فرزند هیچ وظیفهای در قبال پدر و مادر سالمند خود ندارد، نمیتواند با ریشههای عمیق فرهنگ ایرانی و آموزههای اسلامی سازگار باشد.
این روزها گاهی ویدئوها و محتواهایی در فضای مجازی دستبهدست میشود که در آن، مراقبت از والدین سالمند صرفاً به عنوان وظیفه مراکز نگهداری یا پرستاران معرفی میشود و حتی این نگاه ترویج میشود که فرزندان مسئولیتی در قبال پدر و مادر سالخورده خود ندارند، فارغ از اینکه مراقبت حرفهای در بسیاری از موارد ضروری است، نباید میان کمک گرفتن از پرستار و مراکز تخصصی و رها کردن عاطفی و انسانی سالمند خلط شود. ممکن است خانوادهای به دلیل شرایط جسمی، شغلی یا اقتصادی نتواند همه ساعات شبانهروز از سالمند مراقبت کند، اما این به معنای کنار گذاشتن او از دایره محبت، احترام و مسئولیت خانوادگی نیست.
فرهنگ ایرانی و اسلامی، خانواده را تنها مجموعهای از افراد در کنار یکدیگر نمیداند، خانواده جایی است که محبت، احترام، فداکاری و مسئولیت متقابل معنا پیدا میکند، همانگونه که پدر و مادر در سالهای کودکی و جوانی فرزندان، بار سنگین زندگی را بر دوش کشیدهاند، شایسته است فرزندان نیز در سالهای سالمندی، تا حد توان همراه و پناه والدین خود باشند؛ نه از سر اجبار و عذاب وجدان، بلکه به عنوان بخشی از اخلاق، انسانیت و قدرشناسی.
با این حال، جامعه نیز نمیتواند همه مسئولیت سالمندی را به خانوادهها واگذار کند، خانوادهای که برای مراقبت از سالمند خود به خدمات پزشکی، پرستاری، توانبخشی، حمایت اقتصادی و مراکز روزانه نیاز دارد، باید بتواند این خدمات را با کیفیت و هزینه قابلتحمل دریافت کند، همچنین شهرها نیز باید برای حضور سالمندان از مناسبسازی معابر و حملونقل عمومی گرفته تا ایجاد فضاهای تفریحی، فرهنگی و اجتماعی، دسترسی آسان به مراکز درمانی و فراهم کردن زمینه مشارکت اجتماعی آنان آماده شوند.
قرار نیست سالمند شدن، به معنای کنار گذاشته شدن از زندگی باشد، سالمندان بخشی از حافظه زنده خانواده و جامعهاند، نسلی که تجربه، خاطره، فرهنگ و بخش بزرگی از آنچه امروز داریم را با خود حمل میکند، اگر امروز جامعه برای سالمندی جمعیت برنامهریزی نکند، فردا تنها با افزایش شمار سالمندان مواجه نخواهد بود، بلکه ممکن است با نسلی روبرو شود که از تنهایی، انزوا و احساس بیفایدگی رنج میبرد.
سؤال اصلی شاید این نباشد که چه کسی باید از سالمندان مراقبت کند؟ بلکه این است که آیا جامعهای که خود را متمدن، خانوادهمحور و اخلاقمدار میداند، برای روزهایی که پدران و مادرانش به حمایت نیاز دارند، آماده است؟ سالمندی دیر یا زود سهم همه خانوادههاست و شاید بهترین راه برای مواجهه با آن، این باشد که امروز همان جامعهای را بسازیم که دوست داریم فردا در دوران سالمندی، پذیرای خودمان باشد.
مراکز نگهداری سالمندان، هرچقدر مجهز و استاندارد، نمیتواند جای محبت واقعی فرزند را بگیرد
حمیدرضا روستایی، روانشناس در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: گاهی در فضای مجازی جملاتی مشاهده میکنیم که در نگاه اول منطقی به نظر میرسند، جملاتی مانند اینکه هر کس باید زندگی خودش را داشته باشد، فرزندان هیچ مسئولیتی در قبال پدر و مادر سالمند ندارند یا بهترین راه این است که والدین را به خانه سالمندان بسپاریم تا افراد متخصص از آنها مراقبت کنند، شاید بخشی از این سخنان در شرایط خاص و استثنایی قابل تأمل باشد، اما وقتی این نگاه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، آرامآرام یکی از مهمترین ستونهای خانواده را از بین میبرد، ستونی که قرنها فرهنگ ایرانی و آموزههای اسلامی بر پایه آن استوار بوده است.
این روانشناس با بیان اینکه پدر و مادر، تنها کسانی هستند که سالهای جوانی، آرامش، آسایش، خواب، سلامتی و آرزوهای خود را بیهیچ چشمداشتی صرف بزرگ شدن فرزندانشان میکنند، گفت: مادری که شبهای بیخوابی را به جان میخرد، پدری که برای آسایش خانواده از خواستههای شخصی خود میگذرد، هیچگاه این کارها را به عنوان یک معامله انجام نمیدهد، آنها از روی عشق زندگی میکنند و محبت میبخشند، حال اگر روزی که توان جسمی آنها کاهش یافته، فراموش شوند، آیا این با انصاف، وجدان و انسانیت سازگار است؟
وی تصریح کرد: فرهنگ ایرانی، از دیرباز احترام به بزرگتر را نشانه اصالت خانواده دانسته است، در خانههای قدیمی، حضور پدربزرگ و مادربزرگ نه یک بار اضافی، بلکه برکت خانه بود، کودکان در کنار آنها صبر، مهربانی، تجربه، احترام و اخلاق را میآموختند، بسیاری از خاطرات شیرین کودکی افراد با قصههای مادربزرگ، نصیحتهای پدربزرگ و دعای خیر آنها گره خورده، این سرمایه فرهنگی موضوعی نیست که بتوان آن را با هیچ امکانات رفاهی جایگزین کرد.
روستایی با بیان اینکه در فرهنگ اسلامی نیز جایگاه پدر و مادر چنان والاست که خداوند در قرآن، بلافاصله پس از فرمان به پرستش خود، به نیکی کردن به والدین سفارش میکند و حتی سفارش میکند که در دوران پیری، اگر نیازمند مراقبت شدند، کوچکترین سخن رنجآوری به آنان گفته نشود، اظهار کرد: این سفارش تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه نشانه عظمت حق والدین بر گردن فرزندان است، احترام به والدین تنها در قالب هدیه دادن یا تماس تلفنی خلاصه نمیشود، بلکه در زمان نیاز، حضور، همراهی، صبر و خدمت به آنان معنا پیدا میکند.
این روانشناس با بیان اینکه البته نباید واقعیتهای زندگی امروز را نادیده گرفت، توضیح داد: گاهی شرایط جسمانی سالمند به گونهای است که نیاز به مراقبت تخصصی شبانهروزی دارد یا بیماریهایی وجود دارد که رسیدگی حرفهای را ضروری میکند، در چنین شرایطی ممکن است استفاده از خدمات پرستار یا حتی مراکز تخصصی سالمندان، از روی ناچاری و برای حفظ سلامت والدین باشد، نه از روی بیمهری، اما مشکل آنجاست که برخی میخواهند این استثنا را به یک قاعده تبدیل کنند و مسئولیت عاطفی فرزندان را به طور کامل از دوش آنان بردارند.
وی عنوان کرد: هیچ مرکز نگهداری، هرچقدر مجهز و استاندارد باشد، نمیتواند جای محبت واقعی فرزند را بگیرد، سالمند بیش از آنکه به دارو نیاز داشته باشد، به احساس تعلق نیاز دارد، او میخواهد صدای فرزندش را بشنود، لبخند نوههایش را ببیند، احساس کند هنوز عضوی از خانواده است و حضورش ارزش دارد، بسیاری از سالمندانی که ساعتها در سکوت اتاقهای خانه سالمندان روزگار میگذرانند، بیش از درد جسم، از تنهایی و احساس فراموش شدگی رنج میبرند، پژوهشهای روانشناختی نیز نشان دادهاند که احساس تنهایی و طردشدگی در سالمندان میتواند زمینهساز افسردگی، اضطراب، کاهش امید به زندگی و حتی تشدید بیماریهای جسمی شود، در مقابل، حضور در کنار خانواده، ارتباط عاطفی مستمر و احساس مفید بودن، نقش مهمی در حفظ سلامت روان، نشاط و کیفیت زندگی آنان دارد.
روستایی یادآور شد: از سوی دیگر، نگهداری از والدین تنها یک وظیفه نیست، بلکه فرصتی برای رشد شخصیت فرزندان است، انسانی که در روزهای سخت کنار پدر و مادرش میایستد، در حقیقت درس وفاداری، مسئولیتپذیری و قدرشناسی را به فرزندان خود نیز آموزش میدهد، کودکان بیش از آنکه به حرفهای ما گوش دهند، رفتار ما را میبینند، اگر امروز ببینند که پدر و مادرشان با عشق از پدربزرگ و مادربزرگ مراقبت میکنند، در آینده همین رفتار را نسبت به ما خواهند داشت، اما اگر بیاموزند که سالمندان باید از زندگی خانواده حذف شوند، این چرخه روزی گریبان خود ما را نیز خواهد گرفت.
این روانشناس بیان کرد: گاهی برخی با شعار اول به فکر خودت باش تلاش میکنند مسئولیتهای خانوادگی را کمرنگ جلوه دهند، بیتردید هر انسانی حق دارد برای پیشرفت، آرامش و زندگی شخصی خود برنامه داشته باشد، اما هیچ یک از این حقوق با نادیده گرفتن والدینی که عمر خود را برای ما صرف کردهاند، معنا پیدا نمیکند، جامعهای که در آن افراد تنها به منافع فردی خود فکر کنند، به تدریج گرمای خانواده، همدلی و احساس مسئولیت را از دست خواهد داد.
وی ادامه داد: باید میان استقلال فرزندان و بیمسئولیتی تفاوت قائل شد، هیچکس نمیگوید فرزندان نباید ازدواج کنند، شغل داشته باشند یا زندگی مستقلی تشکیل دهند، اما استقلال، به معنای بریدن از ریشهها نیست، همانگونه که والدین در سالهای کودکی، مسئولیت ما را پذیرفتند، ما نیز در دوران ناتوانی آنان مسئولیت اخلاقی، انسانی و دینی داریم که تا حد توان، آسایش و آرامششان را فراهم کنیم.
روستایی خاطرنشان کرد: خدمت به پدر و مادر سالمند شاید گاهی دشوار باشد، مواردی مانند شبهای بیخوابی، هزینههای درمان یا محدودیتهایی برای زندگی ایجاد کند، اما بسیاری از انسانها بعدها حسرت میخورند که چرا در روزهای آخر عمر پدر یا مادرشان بیشتر کنارشان نبودند، ثروت، موفقیت و موقعیت اجتماعی، هیچگاه جای خالی لحظهای را که میتوانستیم دست پدرمان را بگیریم یا لبخندی بر لب مادرمان بنشانیم، پر نخواهد کرد.
این روانشناس در پایان گفت: در نهایت، اگر قرار است جامعهای مهربان، سالم و استوار داشته باشیم، باید خانواده را از درون حفظ کنیم، خانهای که در آن سالمندان با احترام زندگی میکنند، خانهای سرشار از برکت، تجربه، دعا و آرامش است، نباید اجازه دهیم نگاههای سطحی و زودگذر فضای مجازی، ارزشهایی را که قرنها فرهنگ ایرانی و تعالیم نورانی اسلام از آنها پاسداری کردهاند، کمرنگ کند، احترام، مراقبت و محبت به پدر و مادر در روزهای پیری، نه فقط یک وظیفه دینی و اخلاقی، بلکه نشانه بلوغ انسانی، اصالت خانوادگی و قدردانی از کسانی است که روزی همه زندگیشان را برای ساختن آینده ما هدیه کردند.
دهکده سلامت سالمندان در چهارمحال و بختیاری احداث خواهد شد
معصومه محمدی، مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به روند سالمندی جمعیت در استان، اظهار کرد: نرخ رشد سالمندی در چهارمحال و بختیاری تقریباً همپایه نرخ رشد سالمندی در کشور است و آخرین نرخ ثبتشده در استان ۱۱.۶ درصد بوده است.
وی افزود: سازمان بهزیستی به عنوان دبیرخانه شورای ساماندهی سالمندان در کشور و استان فعالیت میکند و دستگاههای مختلفی از جمله بنیاد شهید، تأمین اجتماعی، صندوق بازنشستگی، کمیته امداد و سایر دستگاههای مرتبط، در ارائه خدمات به سالمندان نقش دارند و سالمندان از جمله گروههای خدمتگیرنده این دستگاهها محسوب میشوند.
محمدی با اشاره به فعالیت شورای ساماندهی سالمندان در چهارمحال و بختیاری، گفت: این شورا هر سه ماه یکبار به ریاست معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار تشکیل جلسه میدهد و در شهرستانها نیز جلسات مشابه به ریاست فرمانداران برگزار میشود، در این جلسات، نیازهای سالمندان استان در حوزههای مختلف از جمله درمان، معیشت، مسکن و... توسط دستگاههای متولی در این جلسات مطرح میشود و بر پیگیری مصوبات شورا توسط دبیرخانه تأکید شده است.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری بیان کرد: در زیر مجموعه شورای ساماندهی سالمندان، کمیتههای تخصصی نیز تشکیل شده است که از جمله آنها میتوان به کمیتههای حقوقی، فرهنگی و درمان اشاره کرد، این کمیتهها نیز هر سه ماه یکبار تشکیل جلسه میدهند و نتایج بررسیها و نتایج آنها پس از جمعبندی به دبیرخانه شورا ارجاع و در شورای ساماندهی سالمندان استان مطرح میشود.
وی با بیان اینکه یکی از نیازهای مهم سالمندان چهارمحال و بختیاری برای سالهای آینده ایجاد دهکده سلامت سالمندان است،گفت: این طرح در حال پیگیری است و این مجموعه بهعنوان شهرک دوستدار سالمند قلمداد میشود، این طرح یک چشمانداز برای سالهای آینده در کشور محسوب میشود، در این مجموعه که سالمندان میتوانند خدماتی متناسب با نیاز خود دریافت کنند، انجمن خیرین سلامت به عنوان متولی، فرآیند اولیه طرح را با همکاری سازمان بهزیستی آغاز کرده و تأمین زمین از طریق ادارهکل راه و شهرسازی در حال پیگیری است، خیران نیز برای مشارکت در این طرح، اعتبارات قابل توجهی را در نظر گرفتهاند.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری با تأکید بر ضرورت مناسبسازی محیط شهری برای سالمندان، گفت: منظور از مناسبسازی، تسهیل رفتوآمد و دسترسی افراد دارای محدودیت از جمله سالمندان است و مبلمان شهری باید متناسب با نیاز این افراد باشد.
محمدی ادامه داد: ساختار خانوادهها نسبت به گذشته تغییر کرده است، امروز بیشتر خانوادهها یک یا دو فرزند دارند و خانواده گستردهای که در گذشته مسئولیت نگهداری از سالمندان را میان چند فرزند تقسیم میکرد، کمتر دیده میشود، بنابراین باید شرایطی فراهم شود که سالمندان در زمان حضور در جامعه بتوانند امور روزمره و دریافت خدمات خود را با کمترین میزان وابستگی به دیگران انجام دهند.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری همچنین با اشاره به ضرورت مناسبسازی پارکها و فضاهای عمومی، اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در شورای ساماندهی سالمندان مورد توجه قرار گرفته، مناسبسازی فضاهای شهری و پارکهاست تا سالمندان بتوانند بدون مشکل از این فضاها استفاده کنند و اوقات فراغت خود را به شکل مطلوب سپری کنند، همچنین در آخرین جلسه شورای ساماندهی سالمندان مقرر شد با رایزنیهای انجامشده، استخرهای سطح استان به صورت رایگان یا نیمبها در اختیار مراکز سالمندان قرار گیرد تا سالمندان بتوانند از ظرفیت استخرها و خدمات آبدرمانی استفاده کنند.
وی با تأکید بر اینکه سالمندی نیازمند پذیرش مسئولیت اجتماعی در همه سطوح است، اظهار کرد: موضوع سالمندی باید از سطح ملی تا استان و شهرستان به عنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی مدیران و دستگاهها مورد توجه قرار گیرد.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری با اشاره به پیشبینی افزایش قابل توجه جمعیت سالمندان در کشور، گفت: در سال ۱۴۳۰ با ابر بحران سالمندی مواجه خواهیم بود و کشورمان در آن مقطع در زمره کشورهای سالمند و پیر جهان قرار خواهد گرفت.
محمدی افزود: در کنار سیاستهای مربوط به جوانی جمعیت و تحکیم بنیان خانواده، باید فرهنگ پذیرش سالمندان نیز در خانوادهها نهادینه شود و زمینه برای تجربه یک دوره سالمندی سالم فراهم شود، هدف این نیست که سالمندان صرفاً مصرفکننده باشند، بلکه باید شرایطی فراهم شود که سالمند بتواند فعالیتهای مستقل زندگی خود را با کمترین میزان حمایت انجام دهد، اکنون که هنوز در میانه مسیر سالمندی جمعیت قرار داریم، فرصت مناسبی است تا با تقویت مواردی همچون خدمات درمانی، شرایطی فراهم کنیم که سالمندان آینده، دوره سالمندی سالمی را تجربه کنند و با پدیده سالمندی فرسوده مواجه نشویم.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری با اشاره به تغییر ساختار هرم جمعیتی کشور، بیان کرد: روند جمعیتی کشور به سمتی پیش میرود که سهم جمعیت جوان کاهش پیدا میکند و بخش قابل توجهی از جمعیت را افراد میانسال و سالمند تشکیل خواهند داد، این تغییرات نشان میدهد که برنامهریزی برای دوران سالمندی باید از همین امروز آغاز شود، همواره تأکید کردهام که باید سالمندی را به عنوان آینهای مقابل خودمان در ۲۰ سال آینده ببینیم و از امروز برای آن برنامهریزی کنیم تا سالمندان بتوانند این دوره از زندگی را با کیفیت بیشتری سپری کنند.
محمدی خاطرنشان کرد: سازمان بهزیستی به عنوان دبیرخانه شورای ساماندهی سالمندان، تلاش میکند در جلسات استانی و شهرستانی و همچنین کمیتههای تخصصی، نیازهای سالمندان را شناسایی و احصا کند و پس از جمعبندی، متناسب با مأموریت و ظرفیت هر دستگاه، مطالبات مربوط به سالمندان را از دستگاههای مختلف پیگیری کند،دستگاههایی مانند جهاد کشاورزی، امور اقتصادی و دارایی، صدا و سیما، سازمان برنامه و بودجه، فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش باید متناسب با وظایف خود، برنامههایشان برای مواجهه با آینده سالمندی جمعیت را مشخص کنند.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری با اشاره به ضرورت فرهنگسازی ، اظهار کرد: یکی از برنامههای اصلی این است که با همکاری آموزش و پرورش، فرهنگ تکریم سالخوردگان و سالمندان را از خانواده آغاز کنیم، اگر خانوادهها در این زمینه همراه سازمان بهزیستی و مراکز درمانی باشند، این مجموعه،ها نیز میتوانند خدمات بهتر و مطلوبتری به سالمندان ارائه کنند، رویکرد موجود این است که فرهنگ پذیرش و تکریم سالمندان از همان دوره پیشدبستانی و دبستان در کودکان نهادینه شود.
وی با اشاره به وضعیت مراکز سالمندان در چهارمحال و بختیاری گفت: در حال حاضر ۲۲ مرکز سالمندان در استان فعالیت میکنند که سه مرکز به صورت شبانهروزی و سایر مراکز به شکل روزانه خدمات ارائه میدهند.
محمدی ادامه داد: خوشبختانه با توجه به بافت فرهنگی و سنتهای بومی چهارمحال و بختیاری بیشتر خانوادهها تمایل دارند سالمندان خود را در خانه نگهداری کنند و تنها در شرایط خاص، سالمندان به مراکز شبانهروزی سپرده میشوند، اکثرا سالمندانی که به دلیل ابتلا به بیماریهایی مانند آلزایمر، پارکینسون، بیماریهای خاص، مشکلات کنترلی یا شرایط فیزیولوژیکی خاص، نیازمند مراقبتهای ویژه هستند و خانواده امکان نگهداری از آنان را ندارد، ممکن است به مراکز نگهداری از سالمندان منتقل شوند.
مدیرکل بهزیستی چهارمحال و بختیاری گفت: یکی از برنامههای کلان سازمان بهزیستی، توسعه مراکز روزانه سالمندان است، مراکزی که میتوانند مانند مدرسه بزرگسالان عمل کنند و در کنار حفظ عزت و کرامت سالمند، خدمات مورد نیاز او را ارائه دهند، در این مراکز، سالمند میتواند صبح با حفظ کرامت و با استفاده از سرویس مراکز به مرکز مراجعه کند و از خدمات پزشکی، آموزشی، درمانی، ورزشی و برنامههای اوقات فراغت بهرهمند شود و پس از دریافت خدمات به منزل بازگردد.
وی خاطرنشان کرد: هدف این است که سالمندان علاوه بر دریافت خدمات مورد نیاز، برنامه مشخصی برای اوقات فراغت و فعالیتهای روزانه داشته باشند تا از انزوا و درگیر شدن بیش از حد با افکار و مسائل ذهنی جلوگیری شود.
به گزارش ایسنا، سالمندی، واقعیتی اجتنابناپذیر و آیندهای است که دیر یا زود همه ما با آن روبهرو خواهیم شد. افزایش جمعیت سالمندان، ضرورت توجه جدیتر خانوادهها و مسئولان به سلامت، معیشت و کرامت این قشر را دوچندان کرده است، در فرهنگ ایرانی و اسلامی، مراقبت و احترام به والدین سالمند تنها یک وظیفه اجتماعی نیست، بلکه بخشی از اخلاق و قدردانی از سالهای زندگی آنان است.
البته حمایت از سالمندان نباید تنها بر دوش خانوادهها باشد، دولت و جامعه نیز باید با توسعه خدمات حمایتی و مراقبتی، زمینه سالمندی همراه با عزت و آرامش را فراهم کنند. امروز، نحوه رفتار ما با سالمندان، در حقیقت تصویری از آیندهای است که برای خود و نسلهای بعد میسازیم.
انتهای پیام
نظرات کاربران