شهروندان با درآمدهای کم، منابع کوچکی برای هزینه‌های تحصیل و آموزش و نیز تفریح و مسافرت دارند. مزد و حقوق‌بگیران به‌ویژه حداقل‌بگیران دیگر چیز اضافی در سفره‌های خود ندارند که بردارند تا دخل‌وخرجشان در زیر خط فقر به‌تعادل برسد.

 در این وضعیت رسانه‌ها و دلسوزانی که به‌نوعی تریبون‌های خود را دارند آیا نباید این را بنویسند؟ آیا سکوت در این‌باره دردی را از دردهای مردم مداوا می‌کند یا اینکه سرپوشی بر دردهاست؟

در این وضعیت آیا شهروندان ایرانی برای شنیدن صدا و نوشته‌ای که دردهای زندگی آنها را بازتاب می‌دهند از همین رسانه‌های نیم‌بند نیز دور نخواهند شد؟ شاید برای برخی سیاستمداران مهم نباشد که نقطه‌اتکای مردم در شنیدن دردهای‌شان رسانه‌های خارجی باشند. این اتفاق یعنی نگفتن دردهای مردم آیا اصل داستان را دگرگون می‌کند‌؟ یعنی مردم در شرایط سکوت مدیران و رسانه‌ها وضع‌شان بهتر می‌شود؟ ا

ما باید بدانیم برخی رفتارها و تصمیم‌های دولت و سازمان‌های عمومی شبه‌دولتی نشان می‌دهد مردم به‌طور عینی با تنگناها دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند. وقتی دولت بدون توجه به اینکه افزایش چندبرابری نان و تخم‌مرغ و سیب‌زمینی و پیاز و چای چه بر سر مردم می‌آورد در این‌باره سکوت می‌کند و می‌خواهد قیمت بنزین نرخ‌سوم را دوبرابر کند، معلوم می‌شود مردم در بن‌بست زندگی افتاده‌اند.

در مثالی تازه‌تر می‌توان به ناتوانی سازمان تامین‌اجتماعی در پرداخت دوماه طلب مستمری به‌تاخیر‌افتاده مابه‌التفاوت مستمری ماه‌های فروردین و اردیبهشت که برخی رسانه‌ها از توقف آن خبر داده‌اند، اشاره کرد.

4میلیون بازنشسته‌ای که نتوانسته‌اند افزایش مستمری فروردین را بگیرند این خبر ناامید‌کننده را به‌گوش نوه‌ها‌، عروس‌ها و دامادها و پسران و دخترانشان می‌رسانند حتی اگر رسانه‌ها چیزی نگویند.

کسب‌و‌کارهای از رونق افتاده به‌دلیل کاهش قدرت خرید جامعه و کاهش جدی درآمدها و دعوت به کار از سوی کارفرمایان با کمترین میزان درآمد پیشنهادی، چیزی نیست که بشود آن را پنهان کرد.

 اخیرا خبرهایی منتشر شده که چند سایت خبری درخواست همکاری داده و رقم مزد پرداختی برای هشت‌ساعت کار یک روزنامه‌نگار را ۱۴ و حتی 8میلیون تومان تعیین کرده‌اند.

همه این روزهای تلخ را نمی‌توان نادیده گرفت، چیزی نگفت و چیزی ننوشت. بهتر است برای درمان دردهای گروه‌های کم‌درآمد به‌طور اساسی کاری کرد تا بدبختی کمتر شود. ندیدن‌، ننوشتن‌، نگفتن درباره درها و رنج محرومان، دردها را نابود و چیزی را زایل نمی‌کند. در حالی که نوشتن‌ها و گفتن‌ها هم ناکارآمد شده‌اند، ندیدن واقعیت‌ها خود بر دردها می‌افزاید.