در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، تیم پرسپولیس دارای یک مدافع راست بی‌نظیر و سخت‌کوش به نام سعید نعیم‌آبادی بود. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که اگر در آن زمان، دوران بازی او هم‌زمان با جواد زرینچه نمی‌شد، مطمئناً می‌توانست در ترکیب اصلی تیم ملی ایران نیز قرار بگیرد.

نعیم‌آبادی، که در میان هواداران پرسپولیس به لقب «سعید راکی» شناخته می‌شود، در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ گفت‌وگویی جذاب با ما انجام داد:

  • من در آن زمان بازیکن تیم تهران‌جوان بودم که علی پروین برای من پیغام فرستاد. به پرسپولیس رفتم و یک جلسه تمرین کردم، اما به دلیل برخورد ناامیدکننده پروین دیگر ادامه ندادم. او از من پرسید اسمم چیست و کجا بازی می‌کنم! در آن لحظه به خودم گفتم، اگر پروین من را نمی‌شناسد و هنوز از من نام می‌پرسد، یعنی در نظرش ارزشی ندارم.
  • مدتی از آن ماجرا گذشت و یکی از واسطه‌های علی‌آقا به نام مجتبی دوباره با من تماس گرفت و گفت چرا به پرسپولیس نمی‌روی؟ گفتم من نمی‌آیم چون می‌خواهم به تیمی بروم که به من اهمیت دهند. وقتی پروین نام من را هم نمی‌داند، یعنی آینده‌ای در پرسپولیس برایم وجود ندارد و این موضوع برایم ناخوشایند است. اما مجتبی ادعا کرد که این رفتار پروین ناشی از شیطنت او بوده است؛ اینکه از من بخواهد این بازیکن را جذب کنی و اگر نتوانی، دیگر خودت را هم جزو تیم ندان!
  • برای پیوستن به پرسپولیس نیاز به رضایت‌نامه تهران‌جوان داشتم، اما آقای قاسم پناهگر، که در آن زمان تمامی امور باشگاه تهران‌جوان را بر عهده داشت، با علی پروین قهر بود و قصد داشت به بهانه‌ من او را آشتی دهد، اما به دلیل غرور نمی‌خواست خود به پیشقدم شود. یک شب قبل از بازی پرسپولیس و اکباتان، یکی از نزدیکان پروین نزد پناهگر رفت و رضایت‌نامه من را دریافت کرد. به این ترتیب من در هفته دوم جام باشگاه‌های تهران در سال ۶۶ بازی کردم و اولین دیدارم برابر استقلال برگزار شد که با نتیجه‌ی صفر-صفر خاتمه یافت.
  • چند سال پیش من مربی تیم جوانان پرسپولیس بودم و یک روز فریدون معینی برای دیدن تمرینات آمد و گفت شنیده‌ام که از بازیکنان پول می‌گیری! به او پاسخ دادم که چنین اظهاراتی بسیار ناپسند است. آیا به حقیقت آن فکر کردی؟ برایت احترام ویژه‌ای قائل هستم وگرنه الان با تو به شدت برخورد می‌کردم!
  • یکبار آقای مصطفوی، در زمانی که مدیرعامل پرسپولیس بود، با من تماس گرفت و درخواست خرید یک دروازه‌بان را مطرح کرد! به او گفتم که این بازیکن مناسب نیست و نامش را خط زدم. مصطفوی اصرار کرد که او را نگه‌دار، اما من گفتم این‌طور نمی‌شود تیم را مدیریت کرد! در نهایت توافق کردیم که فقط در کنار تیم بماند.
  • یک روز مصطفوی من را به باشگاه دعوت کرد و در آنجا همان دروازه‌بان را دیدم که با پدرش نشسته بودند. داریوش‌خان پرسید وضعیت او چطور است؟ گفتم که در تیم دو دروازه‌بان داریم که هر دو از او بهتر هستند. مصطفوی گفت بسیار خوب، پس سه دروازه‌بان بگیر! گفتم آقای پنجعلی مدیریت تیم‌های پایه را بر عهده دارد و نظارت دارد، اما مصطفوی اصرار کرد که من مدیر باشگاه هستم و او بالاتر از پنجعلی است و بقیه زودتر می‌روند. من در پاسخ گفتم اگر پنجعلی برود، من هم می‌روم، ولی او گفت شما تنها فردی هستید که از تیم پایه می‌مانید. البته چند روز بعد، همه مربیان پایه پرسپولیس را دعوت کردند و به آن‌ها گفتند خداحافظ!
  • یکبار ما را دعوت کردند که به دفتر باشگاه استیل آذین برویم. وقتی رفتیم، فردای آن روز در روزنامه‌ها مطلبی به نقل از پیشکسوتان پرسپولیس منتشر شد که خواستار تحویل تیم به ما شده بودند! در حقیقت این پیشنهاد از سوی علی پروین بود، اما بعد از دو هفته دیدیم که خودش به عنوان مشاور مدیرعامل منصوب شده است! به واقع پروین از پیشکسوتان پرسپولیس برای رسیدن به اهداف شخصی‌اش بهره‌برداری کرد.
  • برکناری علی دایی در پایان لیگ دهم بزرگ‌ترین خیانت به پرسپولیس بود. واقعاً پروین این کار را کرد. او نمی‌خواست علی دایی باقی بماند زیرا از اینکه کسی محبوب‌تر از خودش شود، انتقاد داشت.
  • در سال ۶۶، وقتی پرسپولیس توانست هر سه جام ایران را به دست آورد، کارشناسان معتقد بودند که شایسته است سعید نعیم‌آبادی در تیم ملی باشد، اما محمود خوردبین به من گفت پروین می‌گوید برو از پرسپولیس! از او پرسیدم چرا؟ گفت پروین می‌گوید تو زیاد صحبت می‌کنی! علی پروین تمایل نداشت کسی جلوی او زیاد حرف بزند! در واقع، مشکل من این بود که در تیمی بودم که سرمربی آن به من تمایلی نداشت، در حالی که مردم خواهان دیدن سعید نعیم‌آبادی در میدان بودند!
  • اگر اشتباه علی پروین وجود نداشت، ما بهار سال ۱۳۷۲ با پیروزی مقابل نیسان ژاپن قهرمان جام در جام آسیا می‌شدیم. پروین بازیکنان را قبل از عید تعطیل کرد و به همه گفت تا ۱۴ فروردین بروند. فقط مراقب باشید اضافه وزن نداشته باشید، اما بچه‌ها با اضافه وزن بازگشتند و به همین دلیل یک هفته تمرینات سنگین داشتیم. وقتی به میدان رفتیم، بچه‌ها پاهایشان قفل شده بود. این دیدار را نیز یک بر صفر باختیم.

بیشتر بخوانید: قطبی: وقتی گفتم پرسپولیس را قهرمان می‌کنم، بسیاری باور نکردند/ هدفم قهرمانی تیم ملی در جام ملت‌هاست